شنبه، ۹ اسفند ۱۴۰۴ مصادف با دهمین روز از ماه مبارک رمضان، برای همه ما ایرانیها به یکی از تلخترین روزهای تقویم تبدیل شد؛ روزی که با خبر بمباران پایتخت خشکمان زد و اندکی بعد، موشکهایی که به جان دخترانمان در دبستان شجره طیبه میناب نشست، خون به دلمان کرد. با هر تصویر از صحنه این عملیات تروریستی، با هر نشانه از دستهای بیتن و تنهای بیدست و با هر صدای ضجه و شیون مادران مینابی، مردیم و زنده شدیم. حالا پس از ۱۴ روز، همه آن اندوه ویرانکننده به خشمی ویرانگر تبدیل شده که تیغ را در دستهایمان محکمتر کرده است. راهپیمایی روز قدس ۱۴۰۴ در مشهد، تصویر تمامعیاری از این خشم بود؛ روایت حضور نسلهای متوالی ما ایرانیها که از دهه ۳۰ تا ۹۰، دلیل «مرگ بر آمریکا» را در زندگیهایشان دیدهاند و چشم انتظارند تا به آتشی که در دل دارند، جنایت دبستان میناب را به سختترین مکافات در زندگی نحس ائتلاف ابلیس تبدیل کنند.