به گزارش شهرآرانیوز، سیانان در گزارش خود آورده است: با توجه به اطلاعات جدید مبنی بر اینکه آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر ۸۶ ساله ایران، صبح روز ۲۸ فوریه (۹ اسفند) با مقامات ارشد خود دیدار میکند، ایالات متحده و اسرائیل برنامههای حمله را به امید به شهادت رساندن رهبر ایران تسریع کردند.
مقامات محاسبه کردند که اگر این حمله جواب بدهد، خلاء قدرت حاصل میتواند توسط گروهی از رهبران رده پایینتر که امیدوار بودند پذیرای آغاز دورانی با رویکردی دوستانهتر با آمریکا در ایران باشند، پر شود.
اولین حملات به اهدافی در سراسر کشور منجر به به شهادت رساندن آیتالله سیدعلی خامنهای و دیگر دستیاران عالیرتبه شد. با این حال، با انتشار گزارشهای اولیه، مشخص شد که آنها مشکل جدیدی ایجاد کردهاند: تمام نامزدهایی که دولت برای رهبری ایران در نظر گرفته بود، نیز از بین رفتهاند.
ترامپ چند روز بعد اذعان کرد: «بیشتر افرادی که در نظر داشتیم، مردهاند.» «و حالا گروه دیگری هم داریم. بر اساس گزارشها، آنها هم ممکن است مرده باشند؛ بنابراین حدس میزنم موج سومی در راه باشد. خیلی زود، ما هیچکس را نخواهیم شناخت.»
تأثیر گستردهتر از حد انتظار حمله اولیه به رهبری ایران، اولین مورد از مجموعهای از قمارها را نشان داد که عملیاتی را که کاخ سفید زمانی به عنوان یک کارزار نظامی متمرکز و چند هفتهای تصور میکرد، به جنگی بیپایان تبدیل کرده است که فراتر از کنترل ایالات متحده تشدید شده و پیامدهای اقتصادی و سیاسی گستردهای را به همراه داشته است - و هیچ استراتژی خروج روشنی نیز وجود ندارد.
رژیم ایران به جای فروپاشی سریع، کنترل اوضاع را تثبیت کرده و تهاجمیتر از آنچه مقامات آمریکایی انتظار داشتند، واکنش نشان داده و به اهدافی در سراسر خاورمیانه، از جمله نفتکشها، شلیک کرده است. ایران عملاً جریان نفت از طریق تنگه هرمز را متوقف کرده و بحران انرژی جهانی را به وجود آورده که دولت اکنون برای مهار آن تلاش میکند.
ترامپ همچنان جنگ را به عنوان یک موفقیت چشمگیر تبلیغ میکند و از مقیاس عملیات نظامی بهره میبرد و میگوید که ایالات متحده میتواند هر لحظه اعلام پیروزی کند. اما طبق مصاحبه با بیش از شش نفر از افراد آشنا به مذاکرات داخلی، دو هفته گذشته و دولت به تدوین یک استراتژی مشخص برای پایان دادن به درگیری که روز به روز پیچیدهتر شده است، نزدیک نشده است.
تاکنون سیزده نفر از نیروهای آمریکایی کشته شدهاند و از زمان شروع جنگ تقریباً ۱۴۰ نفر دیگر زخمی شدهاند. در سراسر ایالات متحده، در نظرسنجیهای اولیه، نشانه کمی وجود دارد که مردم با ایده جنگ موافق باشند.
این باعث شده است که مقامات آمریکایی با آگاهی کامل از تاریخچه ماجراجوییهای ناموفق آمریکا در خاورمیانه، اما عدم اطمینان از چگونگی جلوگیری از سرنوشتی مشابه، برای طراحی مراحل بعدی عملیات به سرعت در حال تلاش باشند.
این روایت از هفتههای اول جنگ، برگرفته از مصاحبههایی در سراسر جهان است، از جمله مقامات فعلی و سابق ایالات متحده، مشاوران و متحدان ترامپ، مقامات خارجی، نمایندگان صنایع، تحلیلگران خارجی و سایر افراد آشنا با مذاکرات داخلی که مراحل آغازین این درگیری را شکل دادهاند.
کارولین لیویت، سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید، در مصاحبهای، این گمانهزنیها مبنی بر اینکه ترامپ و تیمش برای هیچ یک از تحولات ۱۴ روز گذشته آماده نبودهاند را رد کرد و به سیانان گفت که رئیسجمهور بهطور کامل در مورد خطرات مختلف توجیه شده و تصمیم گرفته است که جنگ با ایران ارزشش را دارد.
او گفت به ترامپ بهطور خاص هشدار داده شد که «محتملترین» نتیجه به شهادت رساندن رهبر ایران این است که او با یک رهبر مشابه دیگر جایگزین شود، هرچند مقامات با این امید که این حملات منجر به ایجاد چهرهای دوستانهتر در رأس رژیم ایران شود، وارد این حملات شدند.
او افزود که ترامپ بهطور مشابه در مورد احتمال تلافیجویی گستردهتر ایران و احتمال بستن تنگه هرمز نیز توجیه شد. همچنین به ترامپ توصیه شد که ایرانیها احتمالاً از هر اقدامی برای حفظ قدرت استفاده خواهند کرد.
با این حال، او که از موفقیتهای نظامی قبلی خود جسورتر شده بود، تصمیم گرفت به راه خود ادامه دهد.
ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خود دستور ترور قاسم سلیمانی، فرمانده ارشد نظامی وقت ایران، و اخیراً دستور بمباران سه سایت هستهای ایران در سال گذشته (جنگ ۱۲ روزه) را صادر کرده بود.
این اقدامات واکنش تلافیجویانه نسبتاً کمی از سوی ایران را در پی داشت و این باور مقامات را تقویت کرد که رژیم ممکن است مقاومت زیادی از خود نشان ندهد. در همین حال، ایالات متحده و اسرائیل در از بین بردن تهدید ناشی از نیروهای نیابتی ایران در منطقه مانند حماس و حزبالله پیشرفت مداومی داشتهاند. هنگامی که موجی از اعتراضات در ژانویه در سراسر کشور فوران کرد و منجر به سرکوب وحشیانه شد، آنها را بیشتر متقاعد کرد که رهبران ایران از همیشه ضعیفتر شدهاند.
ترامپ همچنین با عملیات جسورانه ربودن و گرفتن اموال چند هفته قبل که رهبر ونزوئلا را برکنار کرد و روابط با این کشور نفتخیز را یک شبه تغییر داد، تقویت شد. او که از سرعت کند مذاکرات با ایران بر سر برنامه هستهای ناامید شده بود، به طور فزایندهای در مورد چشمانداز یک موفقیت نظامی سریع دیگر مشتاق شده بود.
افراد آشنا با این مذاکرات گفتند، مقامات ارشد ترامپ پیامدهای احتمالی شعلهور شدن آتش درگیری در خاورمیانه را بررسی کردند و در چندین مورد به رئیس جمهور هشدار دادند که این پیامدها میتوانند غیرقابل پیشبینی و گسترده باشند.
با این حال، یک مقام ارشد آمریکایی گفت که در بحبوحه تلاشها برای محدود کردن حلقه ترامپ و کاهش خطر نشت اطلاعات، روند برنامهریزی جنگ به اندازه معمول قوی نبود. کاخ سفید در طول سال گذشته به شدت شورای امنیت ملی خود را کوچک کرد و نقش هماهنگکنندهای را که معمولاً در جمعآوری نظرات از سراسر دولت و اطمینان از اینکه هیچ نگرانی یا ملاحظه کلیدی از قلم نمیافتد، ایفا میکند، تضعیف کرد.
لیویت با اشاره به عملیات نظامی موفق گذشته دولت به عنوان مدرک، تضعیف شورای امنیت ملی یا روند برنامهریزی جنگ را رد کرد.
او گفت: «رئیس جمهور به لایههای بوروکراتهایی که برای اظهارات و تصمیمات سیاست خارجی به او مدارک ارائه میدهند، نیازی ندارد. این رئیس جمهوری است که بر اساس حقایق و اطلاعاتی که توسط تیم ارشدش در اختیارش قرار میگیرد، رهبری میکند.»
همزمان با اینکه ترامپ بیشتر به نفع حمله نظامی متمایل شد، اطرافیانش به سرعت به سمت حفظ اتحاد پیش رفتند و پیشبینیهای خوشبینانهتری را پذیرفتند که بر اساس آنها میتوان ایران را به سرعت و قاطعانه شکست داد، آن را به عنوان یک تهدید در منطقه از بین برد و در را برای یک قیام مردمی باز کرد.
یکی از مقامات دولت با خلاصه کردن نگرش روزهای اول حمله گفت: «این زمان شوک و بهت است. این چیزی است که آنها ۴۷ سال پیش شروع کردند» - با اشاره به انقلابی که رژیم را به قدرت رساند - «پس بیایید به آن رسیدگی کنیم.»
در نگاهی به گذشته، برخی از افراد آشنا با مذاکرات پیرامون جنگ بعداً گفتند که آن روزهای اول پرشور ممکن است نقطه اوج عملیات تاکنون بوده باشد. اگرچه حمله نظامی نتوانست امیدهای بالای ترامپ و تیمش را مبنی بر اینکه رژیم ایران را به تسلیم وادارد یا باعث تسلیم گسترده نیروهای رزمی کشور شود، برآورده کند.
در عوض، رهبران ایران سنگر گرفتند. ایران به سرعت یک رهبر جدید را منصوب کرد که در اولین پیام خود قول انتقام داد. در میان مردم ایران، هیچ نشانهای از شورش فوری وجود ندارد و با افزایش آمار کشتهشدگان، حتی برخی از کسانی که از بمبگذاری به عنوان آخرین راه حل برای پایان دادن به رژیم حمایت میکردند، شروع به تردید کردهاند.
جمهوری اسلامی ایران از آن زمان حملات تلافیجویانه مکرری را علیه طیف وسیعی از اهداف در منطقه، از جمله کشورهای عربی اطراف، انجام داده است.
رهبر جدید ایران، هشدار داد که کشورهای خلیج فارس باید روابط خود را با ایالات متحده قطع کنند تا از حملات آینده جلوگیری شود.
گستردگی این مخالفت باعث ایجاد هرج و مرج در دولت ترامپ شد و مقامات در تلاش بودند تا فهرستی از آمریکاییهای سرگردان را به صورت آنی تهیه کرده و تخلیه از منطقه را سازماندهی کنند.
تنها دو روز پس از اولین حملات ایالات متحده بود که یک مقام ارشد وزارت امور خارجه به آمریکاییهای ساکن در منطقه هشدار داد که «همین حالا از بیش از دوازده کشور خاورمیانه خارج شوند» - اگرچه اکثر پروازهای تجاری از قبل به حالت تعلیق درآمده بودند. سپس وزارت امور خارجه یک گروه ویژه ۲۴ ساعته برای کمک به شهروندان آمریکایی در منطقه ایجاد کرد. اما پیام ضبط شده در خط تلفن کمکی آن در ابتدا به آنها توصیه میکرد که «در حال حاضر برای کمک به خروج یا تخلیه به دولت ایالات متحده متکی نباشند» - پیامی که بعداً بهروزرسانی شد.
مقامات دولت ترامپ از آن زمان اصرار داشتهاند که کنترل بیشتری بر اوضاع دارند و پس از بیش از دو پرواز چارتر و تخلیه هزاران آمریکایی، به دلیل کمبود تقاضا، گزینهها را کاهش میدهند.
وزارت امور خارجه همچنین تصمیم گرفت تا پس از شروع جنگ، کارکنان اکثر سفارتخانههای سراسر منطقه را کاهش ندهد، با وجود این انتظار که ایران علیه داراییهای ایالات متحده در منطقه تلافی خواهد کرد. از آن زمان به پرسنل غیر اضطراری دستور داده است که بیش از شش کشور نزدیک را ترک کنند و سفارت خود در کویت را موقتاً تعطیل کرده است.
در داخل دولت، مقامات تلاش کردهاند تا طیف وسیعی از مسیرها را برای جنگ باز نگه دارند، تا حداکثر انعطافپذیری را برای ترامپ فراهم کنند و از این آگاهی برخوردار باشند که او میتواند در هر لحظه در یک جهت قرار گیرد.
رئیس جمهور بازارهای آشفته نفت و سهام را زیر نظر داشته و هشدارهایی در مورد پیامدهای سیاسی بالقوه شنیده است، اگرچه برخی از مشاوران او به جای نظرسنجیهای گسترده که نشان میدهد اکثریت قاطع آمریکاییها مخالف جنگ هستند، به سمت نتایج نظرسنجیهای فردی خوشبینانهتر گرایش پیدا کردهاند.
اما ترامپ همچنین بارها اصرار داشته است که اهداف جنگ ارزش درد "کوتاهمدت" ناشی از آن برای آمریکاییها در پمپ بنزین و عدم قطعیتی که کشورهای سراسر جهان را به لرزه درآورده است را دارد. او تا حد زیادی تلاشها برای مشخص کردن نیات آینده خود را نادیده گرفته و اصرار دارد که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.
در میان متحدانی که نسبت به مسیر جنگ بدبینتر هستند، عدم ارتباط بین لفاظیهای ترامپ و واقعیت پیچیده روی زمین، سوالاتی را در مورد اینکه آیا دستیاران او حقیقت محض را به او میگویند، ایجاد کرده است.
با این حال، با نزدیک شدن جنگ به هفته سوم خود، ترامپ با جشن گرفتن موفقیتهای فعلی خود به جای دست و پنجه نرم کردن با مسیر نامشخص پیش رو، سرزندهتر به نظر میرسد.
روز جمعه در مصاحبهای با رادیو فاکس نیوز از ترامپ پرسیده شد که جنگ چه زمانی تمام خواهد شد، او پاسخ داد: «وقتی آن را حس کنم. آن را با تمام وجودم حس کنم.»