به گزارش شهرآرانیوز، روز گذشته در حمله دشمن آمریکایی - صهیونیستی، دکتر علی لاریجانی به شهادت رسید. در ذهن بسیاری از ما ایرانی ها، نام شهید لاریجانی یادآور سیاست مداری است که هم جنگ را دیده و هم میز مذاکره را؛ کسی که هم طعم سختی میدان را چشید و هم پیچ و خم کلمات دیپلماتیک را میشناخت. برای همین، وقتی مسئولیت راهبری شورای عالی امنیت ملی را پذیرفت، تصویر تازهای از «اقتدار همراه با عقلانیت» پیش چشم ما شکل گرفت؛ چهرهای که در ماههای اخیر، مرد تأثیرگذار دیپلماسی و تصمیمات امنیت داخلی کشور بود و با واکنشهای قاطع و حساب شده، دست دشمن را خالیتر از همیشه کرد.
او حالا با شهادتش به جبهه مقاومت و نیروهای مسلح انگیزهای فولادین برای مقابله و ایستادگی دربرابر دشمن داد. دوشادوش این شهید عالیمقام کشورمان، فرزند ایشان دکتر مرتضی لاریجانی، سردار سیدوحید فاطمینژاد (سرتیم حفاظت) و شماری از همراهان ایشان به شهادت رسیدند.
شهید علی لاریجانی، متولد ۱۳۳۶ در نجف، از چهرههای کم حاشیه، اما پرنقش سیاست ایران بود؛ مدیری که سالها در قلب تصمیم سازی نظام حضور داشت، بی آنکه زیاد در مرکز جنجال بایستد. او دکترای فلسفه داشت، اما مسیرش خیلی زود از دانشگاه به سمت رسانه و امنیت و سپس سیاست کلان تغییر کرد.
شهید لاریجانی با عنوان «ریاست صداوسیما» شناخته شد و بیش از ۱۰ سال، مهمترین رسانه کشور را در دورهای پرتنش اداره کرد. بعدتر به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی رفت و به عنوان دبیر شورا و مسئول پرونده هستهای، پای ثابت مذاکرات حساس شد. او سپس راهی مجلس شد؛ ۳ دوره نماینده مردم قم و از ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۹، رئیس مجلس شورای اسلامی بود. عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام و دبیری شورای عالی امنیت ملی، آخرین حلقه از زنجیره مسئولیتهای سنگین و استراتژیک او بود؛ مسیری که از پشت خاک ریز تا پشت تریبون مجلس و اتاقهای دربسته مذاکرات امتداد یافت.
شهید علی لاریجانی از آن سیاست مدارانی بود که بالا و پایین چرخه اداره کشور را میشناخت. ۱۲ سال سکان داری مجلس شورای اسلامی، به او این امکان را داد که رگو پی اداره کشور، بودجه، قانونگذاری و گرههای اداری را خوب بفهمد؛ اما او در همان حال، نگاهش به متن معادلات قدرت در منطقه دوخته شده بود.
شهید لاریجانی به اهمیت مباحث نظامی، امنیتی و اقتدار منطقهای ایران، در سایه وحدت کشورهای اسلامی اعتقاد داشت. همین باور بود که در ماههای گذشته، در اوج جنگ تحمیلی رمضان و تلاشهای رژیم صهیونیستی برای کشاندن منطقه به آشوب، او را واداشت تا همه کانالهای دیپلماتیک و امنیتی دردسترس را برای پیشبرد مصلحت و منافع کشور به کار بگیرد. در جلسات با مقامات منطقهای، نشستهای محرمانه و مواضع علنی، امضای شهید لاریجانی دیده میشد؛ امضایی که ترکیبی از احتیاط، صلابت و ابتکارعمل بود.
همین نقش مؤثر لاریجانی در تحولات منطقهای و جنگ تحمیلی رمضان کافی بود تا او به یکی از اصلیترین اهداف ترور دشمن تبدیل شود. اعلام جایزه ۱۰میلیون دلاری برای هرگونه اطلاعات درباره محل سکونت او، تنها یک عدد نبود؛ برگه تأییدی بود بر نقش کلیدی اش در مقاومت و ایستادگی کشور دربرابر تجاوزات. اما پاسخ او به این موج تهدید، پشت درهای بسته نماند.
در اوج تهدیدها، شهید لاریجانی در راهپیمایی روز قدس به میان مردم آمد؛ بی واسطه، بدون محافظه کاری نمایشی. حضورش در خیابان ها، علاوه بر نمایش شجاعت فردی، به مردم قوت قلب داد و به سرعت او را به نماد شجاعت و ایستادگی در این نبرد تحمیلی تبدیل کرد. یک اکانت چینی با انتشار عکس پرصلابتش در راهپیمایی روز قدس نوشت: «او درحال حاضر جذابترین مرد روی زمین است.»
کانال ۱۲ رژیم صهیونیستی هم باحیرت نوشت که شهید علی لاریجانی «بدون هراس از حملات ارتش اسرائیل، در خیابانهای ایران راه میرود و به ترامپ کنایه میزند: ملت ایران قدرتمند است». تصویری که دشمن از او مخابره کرد، در واقع همان تصویری بود که مردم ایران سالها در ذهن داشتند: «سیاست مداری که در لحظه خطر، از پشت پرده بیرون میآید و در صف اول میایستد.»
شهید علی لاریجانی در همین ۱۸ روز جنگ، تنها در اتاقهای جلسه و خطوط محرمانه فعال نبود؛ او در میدان رسانه هم با توئیتهای کوبنده و پیامهای وحدت آفرین، به چهرهای اثرگذار در متن نبرد تبدیل شد. لاریجانی در یکی از مهمترین پیام هایش دربرابر تهدیدهای ائتلاف آمریکایی- صهیونیستی در شبکه مجازی ایکس نوشت: «امام حسین (ع) فرمودند: من مرگ را جز سعادت نمیبینم و زندگی با ستمگران را جز ملال و خواری نمیدانم.»
این جمله، فقط یک نقل قول مذهبی نبود، رمزگشایی از ریشه فکری او بود. پیوند عمیقش با فرهنگ عاشورا، سالها در رفتار سیاسی و دیپلماتیک او نمود داشت؛ از مقاومت دربرابر فشارها در پرونده هستهای تا مواضع صریحش دربرابر زیاده خواهیهای آمریکا و اسرائیل. در روزهایی که تهدید ترور لحظه به لحظه پررنگتر میشد، او مرگ را نه پایان، بلکه امتداد همان راهی دید که بارها از آن سخن گفته بود.
در روزهای پرالتهاب جنگ تحمیلی رمضان، صحنه نبرد فقط در آسمان و زمین شکل نگرفت؛ میدان دیگری هم وجود داشت که کلمات در آن گاه به اندازه یک عملیات نظامی اثر میگذاشتند.
در همین میدان بود که توئیتهای شهید علی لاریجانی به بخشی از روایت جنگ تبدیل شد؛ پیامهایی کوتاه، اما صریح که دست به دست میشد و در فضای افکار عمومی بازتابی گسترده پیدا میکرد. مرور این پیام ها، تصویر کامل تری از نقش آفرینی او در آن روزها به دست میدهد. لاریجانی تنها در اتاقهای تصمیم سازی حضور نداشت؛ صدای او در میدان رسانه نیز شنیده میشد.
گاه با لحنی هشداردهنده و گاه با طعنهای تند، تلاش میکرد روایت دیگری از تحولات ارائه دهد. او در یکی از پیام هایش نوشت: «ماجرا ادامه دارد؛ آمریکا تاوان سنگینی خواهد داد... حالا حساب و کتاب کند که آیا با بیش از ۵۰۰ کشته نیروهای آمریکایی در این چند روز، باز هم اول آمریکاست یا اول اسرائیل؟»
در واکنش به حادثه تلخ مدرسه دخترانه در میناب نیز نوشت: «با شهادت دسته جمعی دختران معصوم مینابی... تئوری صلح از طریق قدرت رنگ خون گرفت. آقای ترامپ! این بود سرودی که برای آزادی در ایران ساز کردید؟» جملاتی که بازتابی از خشم و اندوه افکار عمومی بود و به سرعت در شبکههای اجتماعی بازنشر شد.
در پیامهای دیگر نیز او با زبانی صریح به تحولات منطقه پرداخت و نوشت که سیاستهای ماجراجویانه آمریکا شعار «اول آمریکا» را به «اول اسرائیل» تبدیل کرده است. یا در پاسخ به تهدیدها تأکید کرد: «ملت عاشورایی ایران از تهدیدات پوشالی نمیترسند.» حتی گاهی با یک جمله کوتاه، فضای عمومی را تحت تأثیر قرار میداد؛ مانند آن صحبت کوتاه در روز قدس که گفت: «معلوم است دشمن کم آورده است.» این پیامها در کنار حضور و نقشآفرینی او در عرصههای مختلف، چهرهای از سیاست مداری میدان دیده ترسیم کرد؛ فردی که تجربه، عقلانیت و صراحت را در کنار هم به کار میگرفت.