رهبر شهید ما شخصیتی تکبعدی در ساحت قرآن نبودند. ایشان به معنای واقعی کلمه، تندیسی از تجمیع فضایل قرآنی بودند. ایشان همزمان قاری، حافظ، مفسر، مروج و مدافع سرسخت حریم قرآن بودند و در عین حال، آیات الهی را در نهایت صحت، زیبایی و استواری تلاوت میکردند.
اهل فن بهخوبی میدانند که گردآمدن همه این ویژگیها در یک فرد، امری بسیار نادر و دشوار است. اینکه شخصیتی در جایگاه ایشان، در یک محفل قرآنی حاضر شوند، ساعتهای متمادی با تمرکز کامل به استماع تلاوتها بپردازند و سپس با تسلطی حیرتانگیز، هم از منظر محتوایی و راهبردی اظهارنظر کنند و هم با دقت یک استاد مسلم، اشکالات فنی قاریان را در حوزههای تخصصی نظیر «تجوید، وقف و ابتدا، صوت، لحن و نغمات» گوشزد کنند، نشان از یک عقبه بینظیر و ارزشمند علمی و عملی دارد.
آشنایی، انس، عشق و ارادت عمیق آیتا... خامنهای به ساحت قرآن، پدیدهای متأخر و ناظر بر سالهای پس از انقلاب یا دیدارهای رسمی اخیر نیست. ریشههای این شجره طیبه به بیش از نیمقرن پیش بازمیگشت.
متأسفانه در روزگار کنونی، گاهی شاهد آن هستیم که به امر خطیر تلاوت قرآن با نگاهی تقلیلگرایانه و صرفا بهعنوان یک «کار نمادین و تشریفاتی» نگریسته میشود. به عنوان مثال، در آغاز همایشها و جلسات گوناگون، فقط پنج دقیقه ابتدایی را به یک قاری اختصاص میدهند تا صرفا برنامهای افتتاح شده باشد. اما سیره عملی حضرت آقا از پنجاهسال پیش، نقطه مقابل این نگاه تقلیلگرایانه بوده است.
در آن دوران خفقان، زمانی که ایشان در کانون مبارزات، یعنی مسجد کرامت مشهد حضور مییافتند، الگویی کاملا متفاوت و انسانساز را پیاده میکردند. ایشان با تمام قامت و در نهایت خضوع، به احترام ساحت قرآن در کنار منبر میایستادند. برنامه اینگونه بود که ابتدا خود ایشان حدود دهدوازده دقیقه به تشریح و تفسیر «مفاهیم کاربردی و راهبردی» آیات منتخب میپرداختند و ذهن مستمعین را برای دریافت پیام وحی آماده میکردند. پس از این بسترسازی معرفتی، از یکی از قاریان متبحر و طرازاول مشهد، همچون آقاسیدمرتضی ساداتفاطمی، دعوت میکردند تا بر فراز منبر قرار گیرد و نیمساعت به تلاوت آیاتی بپردازد که مفاهیم آن پیشتر تشریح شده بود. این الگوی فاخر، دقیقا در نقطه مقابل رویههای سطحی امروز قرار دارد و نشاندهنده تفاوت بنیادین نگاهها به جایگاه قرآن در جامعه است.
سابقه و افتخار حضور من در بخش همافران نیروی هوایی به سال ۱۳۵۰خورشیدی بازمیگردد. در همان سالهای پیش از پیروزی انقلاب، حضرت آقا با همافران و آن دسته از بدنه نیروهای مسلح که دارای روحیه و تفکرات انقلابی بودند، ارتباطات تشکیلاتی، مستمر و بسیار منسجمی برقرار کرده بودند.
پس از استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی، خداوند متعال توفیق عظیمی را رفیق راه اینجانب کرد. در سال۱۳۵۸، مأموریت یافتم تا بهعنوان اولین نماینده قرآنی جمهوری اسلامی ایران، عازم مسابقات بینالمللی قرائت قرآن در کشور مالزی شوم. در آن عرصه جهانی، با عنایت خاصه پروردگار، رتبه نخست مسابقات بینالمللی مالزی نصیب ایران اسلامی شد.
بازتاب این پیروزی در فضای آن روز جهان بسیار درخورتوجه بود؛ تا جایی که خبرگزاری فرانسه (AFP) با شگفتی در تیتر اخبار خود اعلام کرد: «یک نظامی ایرانی در مسابقات بینالمللی قرائت قرآن کشور مالزی، رتبه اول را به دست آورده است.»
هنگامی که این خبر به گوش حضرت آقا رسید، از آنجا که خودشان دارای درک و نگاه عمیق قرآنی بودند، بینهایت مسرور و خوشحال شدند. پس از بازگشت، توفیق شرفیابی به محضرشان را پیدا کردم. در آن دیدار، ایشان با گرمی و محبت فراوان مرا مورد تفقد قرار دادند. به ایشان عرض کردم: «ما فردا عازم شهر قم هستیم تا با حضرت امامخمینی (ره) دیدار کنیم.» ایشان از شنیدن این خبر بسیار خرسند شدند و در حق ما دعای خیر فرمودند. پس از اتمام دیدار با امام امت، دوباره به محضر آیتا... خامنهای رسیدم و ماوقع دیدار را برایشان روایت کردم. ایشان نیز در آن جلسه، توصیهها، سفارشها و دستورات راهگشایی فرمودند. حقیقت آن است که من، پیش از آنکه دیدارهای رمضانی سالهای اخیر مرسوم شود، به برکت همین مکتب قرآنی، در همان سالهای ابتدایی انقلاب به شرف این همنشینی و سعادت نائل شده بودم.
یکی از مطالبات صریح و روشن خداوند متعال در قرآن کریم، دعوت به اندیشیدن است؛ آنجا که میفرماید: «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن». تدبر در آیات، رمز مصونیت از انحراف است. اگر کسی همچون رهبر شهید دارای اندیشه و جهانبینی قرآنی باشد، هرگز در دام آفات گرفتار نخواهد شد.
امروزه یکی از آفات مهلکی که در مسیر جامعه قرآنی قرار دارد و متأسفانه بسیاری در آن درجا میزنند، آفت «توقف در لفظ قرآن» است. زمانی که تمام هموغم و غایت آمال یک فرد، فقط در قرائت زیبا، تجوید بینقص و بازی با الحان خلاصه شود و از تفکر عمیق اسلامی و رهنمودهای قرآن ناطق (یعنی ائمه اطهار علیهمالسلام) غافل بماند، بیشک هم خود گرفتار آفت میشود و هم به پیکره جامعه آسیب وارد میکند؛ اتفاقی که در طول تاریخ بارها شاهد آن بودهایم.
کسانی که به ظاهر الفاظ بسنده میکنند، مصداق بارز کلام حضرت امامصادق (ع) هستند که فرمودند برخی حروف قرآن را حفظ میکنند، اما حدود آن را تضییع مینمایند. این افراد، درحقیقت فاقد تفکر قرآنیاند.
در مکتب آیتا... خامنهای، تلاوت با قرائت متفاوت است. ایشان همزمان با قرائت، قرآن را تلاوت (به معنای حقیقی پیرویکردن از آن) و همزمان با تلاوت، در اعماق آیات تدبر و همزمان با تدبر، آن را در میدان عمل پیاده میکردند. چرا؟ زیرا ایشان معیار اصیل را از اجداد طاهرینشان دریافت کرده بودند.
امامحسنمجتبی (ع) در کلامی گهربار، این ملاک کلی را به همه بشریت عرضه داشتهاند:
«وَإنَّ أَحَقَ النّاسِ بِالقُرآنِ مَنْ عَمِلَ بِهِ وَ إنْ لَمْ یَحْفَظْه»؛ «سزاوارترین و نزدیکترین افراد به قرآن، کسی است که به آن عمل کند، حتی اگر آن را حفظ نکرده باشد.»
و در مقابل میفرمایند: «وَ أَبْعَدَهُمْ مِنْهُ مَنْ لَمْ یَعْمَلْ بِهِ وَ إنْ کانَ یَقْرَأُه»؛ «و دورترین افراد از ساحت قرآن، کسی است که به آن عمل نمیکند، حتی اگر قاری آن باشد.»
حضرت آقا این حقیقت عظیم را با همه وجود درک کرده بودند. درمقابل، کسانی که امروز قرائت قرآن را به دستاویزی برای تجارت و کسب منافع دنیوی تبدیل کردهاند، دانسته یا ندانسته در مسیر «دینفروشی» گام برمیدارند و دقیقا به همین دلیل است که ما همواره مورد نقد و شماتت بدخواهان، دشمنان و حتی دوستان دلسوز قرار میگیریم. آنها معنای واقعی کلام اماممجتبی (ع) را درک نکردهاند.
فردی که فقط در وادی قرائت و صوت پیش میرود، درنهایت به یک «قاری ممتاز و برجسته بینالمللی» تبدیل خواهد شد، اما آیا چنین فردی لزوما به یک مصلح اجتماعی و اقامهکننده عدل در جامعه نیز بدل میشود؟ قطعا خیر! چگونه میتواند ارزشهای والای قرآنی را در جامعه پیاده کند، درحالیکه اصلا از عمق این ارزشها بیخبر است و درنتیجه، غیرت، شجاعت و همت لازم برای اجرای آنها را در خود پرورش نداده است؟
برای درک قدرت شگرف تلاوتی که با اخلاص و تدبر همراه باشد، کافی است نگاهی به تاریخ اسلام بیندازیم. داستان جناب فضیلبنعیاض نمونهای درخشان از این حقیقت است. او که روزگاری سردسته و رئیس راهزنان و سارقان مخوف بود، در نیمهشبی تاریک با نیتی سوء، قصد ورود به حریم خانه دیگری را داشت. در همان لحظه حساس، درحالیکه یک پای او در این سوی دیوار و پای دیگرش در آن سوی دیوار بود، ناگهان طنین نغمهای بااخلاص و برخاسته از سوز دل یک قاری شبزندهدار سکوت شب را میشکند و به گوش او میرسد.
آیه قرآن چنان لاجرم بر دل این راهزن مینشیند که فضیل در همان حال تعلیق روی دیوار، منقلب میشود و فریاد برمیآورد: «بلی! وقتش رسیده است؛ وقت توبه و بازگشت همین الان است.»
فقط بخش کوچکی از یک آیه قرآن که با نیت خالص، خشوع و سوز دل قرائت شد، چنان اکسیری در وجود این مرد ریخت که سرپرست دزدان را متحول ساخت و او را به جایی رساند که به «مجاور خانه کعبه» و یکی از راویان بزرگ حدیث و اولیای الهی تبدیل شد. این رویداد تاریخی، گواه روشنی است بر اینکه یک تلاوت خالصانه و خاشعانه متصل به عمل، تا چه حد میتواند در جان آدمیان و سرنوشت جوامع تأثیرگذار باشد.