به گزارش شهرآرانیوز، حجازی نوشت:
کمکها از راه رسید و مرز میان وطن و بیوطن مشخص شد. بالاخره زدند و شبهای انتظار به سرآمد و روزها و شبهایمان در شوک و حیرت و خشم و بغض و آه و گریه در هم آمیخت. گویی در میانهی صحنههای فیلمها و سریالهایی هستیم که پیشتر دیده بودیم و حالا خودمان نقشهای اصلی و فرعی قهرمان و ضد قهرمان داستان را بازی میکنیم.
هضم آنچه بر ما گذشت اصلا در این مجال قابل وصف نیست. من خود به چشم خویشتن شاهدِ شهادت مردم بیگناه وطن بودم. شاهد ویرانی خانهها و سوختن خیابانها و کوچهها…
از کدام جنایت بگویم؟
از دخترانِ میناب؟ از ملوانهای بیدفاعِ ناو دنا؟
از خونِ جوانان مدافع شهرها و خیابانها؟
از کدام درد بگویم؟
ما خود منتقد وضع موجود در این سرزمین بودیم، ولی آخر آدمها هر چقدر هم بیوطن باشند، داغِ دختران میناب را چگونه میتوانند تاب بیاورند؟!
که بیوطنانِ بیهنر در این جنایات بدون شک سهیم هستند. کافی است در تنهاییشان برای لحظهای به نگاه خیره و مظلوم کودکان بیگناه چند ماهه و چند روزهی وطن چشم بدوزند تا ببینند؛ موجهای دریای بیکران خلیج تا ابد فارس را، پهنهای که چشمهای بینا، درخشش روح فرزندان این سرزمین را در آن نظاره میکنند.
در هر کجای دنیا که هستیم باشرف و باوطن زندگی کنیم که عـمر کوتاه است و تاریخ دربارهی همه ما قضاوت خواهد کرد. خدا عاقبت همهی ما را ختم بخیر کند.