به گزارش شهرآرانیوز؛ برخی معتقدند برای نوشتن متون ادبی نویسندگان باید بتوانند روزهایی آرام داشته باشند، تا به قولی آب گلآلود پاک شود و مسائل در شفافیت قابل بررسی باشد. گروه دیگر تفکر متفاوتی دارند، به نظر آنها نویسندگان باید در گرماگرم اتفاقها و حوادث دست به قلم شوند تا بتوانند به درستی حس و حال آن روزها را منتقل کنند.
سال ۱۴۰۴ سالی پرخبر بود، جنگ ۱۲ روزه، مسائل اقتصادی و اجتماعی، زندگی عادی را دگرگون کرد. اما نویسندگانی که پیش از این هم جنگ دیدند و روزهای سخت را تجربه کردند، به فعالیت فرهنگی خود ادامه دادند. یکی از آنها محمود دولتآبادی است. در این گزارش به کتابهایی که از دولتآبادی در سال ۱۴۰۴ منتشر شد و زندگینامه او نگاهی میاندازیم.
این کتاب شامل نمایشنامههای «خانهی آخر»، «تنگنا»، «گل آتشین» و «ققنوس» به همراه فیلمنامه «اتوبوس» است.
دولتآبادی در پیشگفتار کتاب، ضمن مرور تجربههایش در عرصه نمایش، تئاتر را هنری «شریف و بیریا» میخواند و تاکید میکند که حضور در صحنه تئاتر یکی از صادقانهترین تجربههای زیستیاش بوده است. او با یادآوری دشواریهای اجرای نمایش در دهههای گذشته، از سانسور و موانعی میگوید که باعث شد برخی از نمایشنامههایش هرگز روی صحنه نروند. نمایشنامهی «تنگنا» (که بخشی از آن بعدها در فیلم «گوزنها» اقتباس شد) از جمله همین آثار است.
در مقدمه تحلیلی کتاب، دولتآبادی از تاثیر آنتوان چخوف بر نمایشنامهی «خانهی آخر» نیز سخن میگوید و تاکید میکند این اثر برگرفته از داستان معروف «اتاق شماره شش» است. او در این بازنویسی، مفاهیم فلسفی و انسانی چخوف را در بافتی ایرانی بازآفرینی کرده است. نمایشنامه «گل آتشین» نیز با الهام از فضای آثار فسیوالاد گارشین، نویسنده روس، نوشته شده و به تقابل امید و رنج در جهان انسان معاصر میپردازد.
«پنج» در نگاه منتقدان میتواند حلقه وصل میان نویسنده رماننویس با تئاتر باشد که او در دهه ۴۰ و ۵۰ خورشیدی در آن پرورش یافت. این اثر، دریچهای تازه به وجوه کمتر دیدهشده قلم دولتآبادی میگشاید؛ وجوهی که میان ادبیات، فلسفه و نمایش رفتوبرگشت دارد.
کتاب «پنج» در قطع رقعی، جلد سخت، در ۴۸۸ صفحه توسط نشر وزن دنیا منتشر شد.
کتاب «در پس آینه» تصویری صمیمی از پشتصحنه زندگی و ذهنیت یکی از بزرگترین نویسندگان معاصر ایران، محمود دولتآبادی، ارائه میکند. لیلی گلستان در این کتاب گفتوگویی با این نویسنده معاصر و اعضای خانوادهاش کرده و خواننده را به دنیای خصوصی و خلاقیت وی با همهی رنجها، تلاشها و امیدهایش میبرد.
گلستان یکی از مترجمان، نویسندگان و گالریدارهای ایرانی است که سالها با شبکه گستردهای از نویسندگان، هنرمندان و چهرههای ادبی و فرهنگی ایرانی و خارجی دیدار و آشنایی داشته و همین زمینهای فراهم کرده تا او مصاحبههای بسیاری ارزشمندی با شخصیتهای سرشناس ادبی و هنری همچون احمد محمود، بهمن محصص و... انجام دهد.
انتخاب محمود دولت آبادی به عنوان سوژه، به سبب جایگاه ممتاز او در ادبیات و نثر فارسی، اهمیت ویژهای دارد. گفتوگو با چنین نویسندهای، فرصتی است برای مشاهده فرایند خلاقیت، زندگی روزمره، آرزوها و تاملات پشت رمانهای وی. گلستان در کتاب «در پس آینه» ابتدا با دولتآبادی گفتوگو کرده و از او درباره آثار مهمی، چون کلیدر، فعالیتهای سینمایی وی، دیدارهای وی با دیگر شخصیتهای برجسته و... پرسیده است. علاوهبراین، او در این کتاب با آذر ماهر، همسر دولت آبادی و فرزندان او، سیاوش، سارا و فرهاد گفتوگو کرده و تصویری از زندگی محمود دولتآبادی ارائه کرده که کمتر شاهد آن بودهایم.
کتاب «در پس آینه» نوشته لیلی گلستان در قطع رقعی، جلد شومیز، در ۱۷۷ صفحه توسط نشر چشمه در سال ۱۴۰۴ منتشر شد.
دولتآبادی در سال ۱۴۰۴ اقدامی جدید انجام داد، او برای اینکه توجه مخاطبان ادبیات را به آثار کلاسیک جلب کند، مجموعه داستانهای برگزیده او از هزارویکشب و «حکایت بوالفضل» تاریخ بیهقی به انتخاب و مقدمه دولتآبادی را انجام داد.
کتاب «آوردهاند که…» گزیدهای از شاهکار ادبیات جهان یعنی «هزارویکشب» است. این کتاب حاصل گزینش دقیق از مجموعه قصههای کهن و جاودان هزارویکشب است که با نگاه دولتآبادی فراهم آمده و مقدمهای ارزشمند از او بر آن نگاشته شده است. فرشید پارسیکیا نیز تصویرگری این کتاب را بر عهده داشته و با طراحیهای خود، روایتهای کهن را همراهی کرده است.
بخشی از مقدمهی هزار و یک شب به قلم محمود دولتآبادی:
«پس این حکمت حیاتبخش هزارویک شب یعنی زندهماندن زنِ محکوم به مرگ از برکت افسانهسازی و افسونگری، نکته مهمی است که افسون و افسونگریها و جادوگریها و خیالپردازیهای بسیار دور از واقعیت را توجیه میکند…
در این مجموعه دید و نگاه من به انتخاب قصهها سه محور اساسی دارد، به دور از توهمات افسونگرانه و آن سه محور عبارت است از عشق، هنر و موسیقی، طنز … بدیهی است عشقهایی که در این کتاب به حکایت درآمده بسیار شدید و در زمره همان عشقهای افسانهایست…»
کتاب «آوردهاند که…» ترجمه عبداللطیف تسوجی تبریزی به انتخاب محمود دولتآبادی در قطع رقعی، جلد سخت در ۳۰۰ صفحه در سال ۱۴۰۴ منتشر شد.
کتاب «حکایت بوالفضل» به انتخاب و مقدمه دولتآبادی و با تصویرگری فرشید پارسیکیا، گزیدهای است از تاریخ بیهقی، اثر سترگ ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی، که با نثری فاخر و نگاهی ژرف، رخدادهای دوران غزنویان، بهویژه پادشاهی مسعود غزنوی را روایت میکند. این گزیده، منتخبی از بخشهایی است که هم از نظر تاریخی و هم از نظر ادبی، درجهیک و خواندنیاند. بیهقی در تاریخنگاری فارسی، شیوهای نو بنیان نهاد؛ او با دقتی کمنظیر، جزئیات حوادث را ثبت کرد و در عین وفاداری به واقعیت، به نثر خود سبک ادیبانه و داستانگونهای بخشید. ویژگیهایی، چون دقت در توصیف، بهرهگیری از نقلقولها، اشعار و تمثیلها، تاریخ بیهقی را به یکی از نمونههای بیبدیل نثر فارسی بدل کرده است. حکایت بوالفضل فرصتی است برای آشنایی با یکی از درخشانترین آثار نثر تاریخی فارسی، که با روایتی زنده و انسانی، دریچهای به روح زمانهی بیهقی میگشاید.
کتاب «حکایت بوالفضل» نوشته ابوالفضل بیهقی به انتخاب محمود دولتآبادی در قطع رقعی، جلد سخت در ۱۷۸ صفحه در سال ۱۴۰۴ منتشر شد.
محمود دولتآبادی ۱۰ مرداد ۱۳۱۹ در روستایی در سبزوار استان خراسان به دنیا آمد. پدرش تحصیلات حوزوی اندکی داشت، یکی از مراجع دینی روستا به شمار میآمد و با اشعار شاعران کلاسیک ایرانی مانند سعدی و حافظ آشنا بود. او بود که پسرش را هم با این اشعار آشنا کرد. او بعد از اینکه تحصیلات مقدماتیاش را به سرانجام رساند، به سبزوار رفت و کارهای مختلفی را تجربه کرد. کمی بعد به مشهد رفت. این سفر برای او آغاز آشنایی با تئاتر و سینما بود. دولتآبادی در سال ۱۳۳۹ به تهران آمد تا در کلاسهای نمایش شرکت کند و بازیگر تئاتر شود.
دولتآبادی در این دوران نیز کارهای مختلفی را تجربه کرد و با نویسندگانی مانند احمد شاملو و غلامحسین ساعدی آشنا شد. او با کارگردانهای مطرح تئاتر نیز آشنا شد و در نمایشهایشان ایفای نقش کرد. او همچنین در فیلم «گاو»، ساختهی داریوش مهرجویی، بازی کرد و سپس برای کار به سراغ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رفت.
دولتآبادی طرح یک رمان طولانی را در ذهن داشت و بعضی از قسمتهای آن را هم روی کاغذ آورده بود که دستگیر شد و مدتی به زندان افتاد. در زندان نگرانی دستنوشتههایش را داشت تا اینکه فهمید برادرش نوشتهها را به محلی امن منتقل کرده است.
در طول دورانی که دولتآبادی در حبس بود، با چهرهها و شخصیتهای سیاسی بسیاری آشنا شد. علی شریعتی، آیتالله سید محمود طالقانی، آیتالله حسینعلی منتظری و آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی از جمله همبندان او در زندان بودند. زندان همچنین فرصت دیگری در اختیار او قرار داده بود تا فکر کند و فکرهایش را در قالب داستانی شکل دهد. کتاب «جای خالی سلوچ» یکی از نتایج زندان است.
دولتآبادی پس از آزادی از زندان، نوشتن کتاب نیمهتمامش را ادامه میدهد و در فاصله بین سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۳، کتاب ۱۰جلدیاش را با نام «کلیدر» منتشر میکند.
او در اواخر دهه ۴۰ با مهرآذر ماهر ازدواج کرد. آنها سه فرزند به نامهای سیاوش، فرهاد و سارا دارند. محمود دولتآبادی کتابهای دیگری را هم منتشر کرده است که مخاطبان بسیاری دارد. آثاری مانند «جای خالی سلوچ»، «طریق بسمل شدن»، «نون نوشتن» و... او مدتی را هم به عنوان استاد دانشگاه تدریس کرده است.
منبع: ایرنا