به گزارش شهرآرانیوز؛ در بیستوسومین روز جنگی که در ادبیات سیاسی منطقه از آن با عنوان «جنگ تحمیلی رمضان» یاد میشود، صحنه نبرد تنها در آسمان خلیج فارس، صحرای نقب یا سواحل تنگه هرمز تعریف نمیشود. میدان واقعی جنگ در این روز، در کنار میدان نظامی، در میدان روایتها، تحلیلها و اعترافهای سیاستمداران و کارشناسان جهانی شکل گرفته است.
اظهارنظرها از واشنگتن تا مسکو، از پارلمانهای اروپا تا رسانههای اسرائیلی، تصویری پیچیده از جنگی ارائه میدهد که بهتدریج از یک عملیات نظامی کوتاهمدت به بحران ژئوپلیتیکی گسترده تبدیل شده است؛ جنگی که به تعبیر برخی تحلیلگران، بیش از آنکه با موشک و پهپاد تعریف شود، با «محاسبات اشتباه» آغاز شده و اکنون با «واقعیتهای سخت میدان» ادامه دارد.
در میان سیاستمداران و تحلیلگران آمریکایی، یک نکته بیش از همه به چشم میخورد: «اعتراف به بنبست راهبردی». آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده باسابقه خاورمیانه در دولتهای جمهوریخواه و دموکرات، صریح میگوید: «ترامپ برای خود مخمصهای به نام جنگ ایران ساخته و نمیداند چگونه باید از آن خارج شود. این بزرگترین عامل استیصال اوست.» به گفته او، بزرگترین اشتباه دولت آمریکا، برآورد نادرست از واکنش ایران بود؛ کشوری که این جنگ را «نبردی موجودیتی» میبیند.
در همین چارچوب، استیون هایدمان از مؤسسه بروکینگز نیز هشدار داد که تهدیدهای تازه ترامپ، نشانه ورود آمریکا به مرحله خطرناکتری از جنگ است؛ مرحلهای که میتواند منطقه را با پیامدهای پیشبینیناپذیر روبهرو کند. او تأکید کرد که فشارهای ایران بر اقتصاد جهانی و آمریکا در این جنگ «بسیار سنگین» بوده و بعید است تهدیدهای واشنگتن معادله را تغییر دهد.
در داخل آمریکا، انتقادها به تصمیم کاخ سفید حتی شدیدتر شده است. حکیم جفریز، رهبر دموکراتهای مجلس نمایندگان، جنگ را «ماجراجویی خودسرانه» خواند و گفت: «قیمت بنزین بالا رفته، میلیاردها دلار هدر میرود و کشور ما ناامنتر شده است. ما به تغییر رژیم در آمریکا نیاز داریم.» سناتور، کریس مورفی هم گفته که ترامپ «کنترل جنگ را از دست داده و وحشتزده است». همزمان کریس ونهولن با کنایه از ترامپ بابت بنزین ۴.۳ دلاری و گازوئیل ۵.۵ دلاری تشکر کرد.
انتقادها تنها به سیاستمداران محدود نمانده است. جان برنان، رئیس پیشین سیا، اعلام کرد: «هیچ اطلاعاتی مبنی بر تهدید قریبالوقوع ایران علیه آمریکا وجود نداشت و دولت ترامپ برای توجیه جنگ دروغ گفت.» از سوی دیگر، جیمز متیس وزیر دفاع سابق آمریکا هشدار داد که این جنگ اعتبار واشنگتن را نابود میکند: «آمریکا در حال تبدیل شدن به یک غارتگر است. اگر متحدان به شما اعتماد نداشته باشند، نمیتوانید آنها را با خود همراه کنید.»
در اروپا نیز مخالفتها با اقدامات جنگ طلبانه آمریکا گستردهتر است. گرهارد شرودر، صدراعظم پیشین آلمان این جنگ را با جنگ ویتنام مقایسه کرد و گفت: «این جنگی است که اساساً نمیتوان در آن پیروز شد.» میک والاس، نماینده پیشین پارلمان اروپا، حتی پا را فراتر گذاشت و نوشت: «سیاستمداران اروپایی که از محکوم کردن حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران خودداری میکنند، در جنایات جنگی شریک هستند.» همزمان، برخی کشورهای اروپایی نیز از ورود به جنگ فاصله گرفتهاند.
وزیر امور خارجه فنلاند اعلام کرد که هلسینکی «در هیچ عملیاتی در خلیج فارس کنار آمریکا نخواهد بود» و مشارکت ناتو در این جنگ عملاً منتفی است. در روسیه نیز لحن هشدارآمیز است. دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین گفت هیچکس نمیتواند آینده تحولات خاورمیانه را پیشبینی کند، اما «اقدامات نظامی علیه ایران باعث همبستگی بیشتر مردم این کشور شده است».
در جبهه اسرائیل، حمله به دیمونا و شهر عراد به یکی از مهمترین نقاط بحث تبدیل شد. گلِن گرینوالد، خبرنگار آمریکایی، گفت: «اگر اسرائیل نتواند موشکهای ایرانی را که به سمت دیمونا شلیک میشوند رهگیری کند، این نشانه آشکار تضعیف جدی پدافند هوایی آنهاست.» سخنگوی ارتش اسرائیل افی دفرین نیز بهطور کمسابقهای اعتراف کرد که سامانههای پدافندی نتوانستند مانع اصابت موشک ایرانی شوند. همچنین یک خبرنگار نظامی اسرائیلی هم از «ویرانی گسترده» در دیمونا خبر داد.
در همین حال اتان لوینس، روزنامهنگار آمریکایی نوشت: «تمام خسارتهای امروز در اسرائیل نتیجه اصابت دو موشک بود. ایران هزاران موشک دیگر دارد.» او در تحلیل دیگری هشدار داد که اسرائیل به مرحلهای رسیده که «باید انتخاب کند کدام شهرها زنده بمانند». حتی برخی رسانههای اسرائیلی نیز اذعان کردهاند که «ایران نبض جنگ را در دست گرفته» و آمریکا و اسرائیل بیشتر در حال واکنش هستند تا طراحی عملیات.
در میان تحلیلگران اقتصادی و ژئوپلیتیک، تمرکز اصلی بر تأثیر جنگ بر انرژی و تنگه هرمز است. ادوارد فیشمن، استاد دانشگاه کلمبیا، میگوید: «ایران از بستن تنگه هرمز برای چند هفته، بیش از تمام امتیازات هستهای برجام از تحریمها رهایی یافت.»
این سخن بهخوبی نشان میدهد که چگونه جغرافیا و انرژی به ابزار راهبردی این جنگ تبدیل شدهاند. در حوزه نظامی نیز هشدارهایی مطرح شده است. دریاسالار بازنشسته آمریکایی، مارک مونتگمری گفت حتی اگر آمریکا جزیره خارک را اشغال کند، ایران میتواند «شیر نفت را از طرف دیگر ببندد».
در سطح تحلیل ساختاری جنگ، چنبرلین گوست، تحلیلگر و تاریخدان معتقد است زیرساختهای برق ایران به دلیل پراکندگی گسترده بسیار مقاومتر از شبکه برق اسرائیل است و در صورت تشدید جنگ، احتمال فروپاشی زیرساختهای اسرائیل بیشتر است.
در داخل ایران، مواضع رسمی ترکیبی از هشدار نظامی، استدلال حقوقی و پیام سیاسی بوده است. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، اعلام کرد: «تنگه هرمز برای کشتیهای همه کشورها به جز متجاوزین به خاک ایران باز است. پاسخ تهدیدها را در میدان خواهیم داد.» عراقچی، وزیر خارجه ایران، نیز در نامهای به شورای امنیت حملات به تأسیسات هستهای ایران را «نقض آشکار حقوق بینالملل» دانست و خواستار پرداخت غرامت از سوی آمریکا و اسرائیل شد.
در سطح نظامی، سخنگوی وزارت دفاع اعلام کرد که «تا تسلیم کامل دشمن، رزم بیوقفه ادامه خواهد یافت» و تأکید کرد که در خلیج فارس دیگر اثری از شناورهای دشمن دیده نمیشود. همزمان سرلشکر عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ع) از بهکارگیری «سلاحهای جدید و مخفی» در مراحل بعدی جنگ خبر داد.
در حوزه راهبردی نیز هشدارهای جدی مطرح شد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی اعلام کرد علاوه بر پایگاههای نظامی، «نهادهای مالی تأمینکننده بودجه جنگ آمریکا» نیز میتوانند هدف مشروع محسوب شوند.
در جهان اسلام نیز واکنشهای قابل توجهی دیده شد. شیخ صادق الغریانی، مفتی لیبی حمایت از ایران را «واجب دینی» اعلام کرد. در مقابل، برخی تحلیلگران منطقهای از نگرانی عربستان نسبت به ورود انصارالله یمن به جنگ سخن گفتند؛ موضوعی که میتواند دامنه درگیری را گسترش دهد.
بیستوسومین روز جنگ تحمیلی رمضان بیش از هر چیز نشان داد که این نبرد دیگر تنها یک درگیری نظامی نیست. در یک سو، سیاستمداران آمریکایی از بنبست راهبردی سخن میگویند. در سوی دیگر، کارشناسان جهانی هشدار میدهند که جنگ میتواند اقتصاد و انرژی جهان را بیثبات کند و در میدان، گزارشها از آسیبپذیری زیرساختهای اسرائیل و تغییر موازنه قدرت حکایت دارند.
شاید مهمترین جمعبندی را بتوان از میان همین نقلقولها استخراج کرد: «جنگی که با تصور یک عملیات کوتاه آغاز شد، اکنون به معادلهای پیچیده تبدیل شده که نه تنها آینده خاورمیانه، بلکه نظم انرژی و سیاست جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.»