به گزارش شهرآرانیوز؛ در جنگها، گاهی آنچه در میدان رخ میدهد تنها نیمی از واقعیت است؛ نیم دیگر در کلمات سیاستمداران، تحلیلگران و فرماندهان نظامی شکل میگیرد. نقلقولها، هشدارها و اعترافها در بسیاری مواقع تصویری دقیقتر از وضعیت واقعی جنگ ارائه میکنند؛ تصویری که نه از موشکها و تانکها، بلکه از شکافهای سیاسی، اضطراب راهبردی و تغییر موازنه قدرت خبر میدهد.
بیستوهشتمین روز جنگ «رمضان» شاید بیش از هر روز دیگری به صحنهای از اعترافها، هشدارها و تحلیلهای تکاندهنده تبدیل شد. موضعگیریهای مختلف تصویری پیچیده از وضعیت جنگ ترسیم میکند: ارتشی که از «فروپاشی» سخن میگوید، سیاستمدارانی که از «بیراهبردی» جنگ انتقاد میکنند و تحلیلگرانی که از تغییر موازنه قدرت جهانی حرف میزنند.
شاید تکاندهندهترین سخنان روز بیستوهشتم از داخل اسرائیل شنیده شد؛ جایی که برخی از مقامات سیاسی و نظامی درباره وضعیت ارتش و جنگ هشدارهایی کمسابقه مطرح کردند.
ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، در جلسه کابینه امنیتی این رژیم اعلام کرد که ارتش تحت فشار شدید قرار گرفته و «نیروهای اسرائیلی در مسیر فروپاشی درونی هستند». او هشدار داد که نیروهای ذخیره دیگر توان ادامه این روند را ندارند و در صورت ادامه وضعیت موجود، ارتش ممکن است حتی قادر به حفظ آمادگی عملیاتی معمول خود نباشد.
یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون اسرائیل و نخستوزیر پیشین، نیز هشدار مشابهی داد و گفت: «من در طول ۱۳ سال حضور در کابینههای امنیتی چنین هشداری از سوی رئیس ستاد کل به یاد ندارم. ارتش اسرائیل تا سرحد توان خسته شده و دولت آن را بدون استراتژی و با تعداد بسیار کمی سرباز وارد جنگ چندجبههای کرده است.»
شکست راهبردی دولت صهیونیستی
نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین اسرائیل، نیز به صراحت از شکست راهبردی دولت فعلی سخن گفت: «دولت نتانیاهو بلد نیست هیچ جا پیروز شود؛ نه در غزه، نه در لبنان و نه در هیچ جبهه دیگری.» در همین حال، اسموتریچ، وزیر صهیونیست کابینه، از زاویهای دیگر بحران را توصیف کرد و گفت: «در شمال، شما تعلل میکنید. حزبالله عملاً ما را اداره میکند.» حتی در سطح محلی نیز نشانههای فشار جنگ دیده میشود. شهردار کریات شمونه اعلام کرد که جمعیت شهر از ۲۴ هزار نفر به حدود ۱۰ هزار نفر کاهش یافته و هشدار داد اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، شهر عملاً تخلیه خواهد شد.
اختلاف و انتقاد در واشنگتن
در ایالات متحده نیز جنگ ایران به موضوعی جدی برای اختلافات سیاسی تبدیل شده است. جان بولتون، مشاور امنیت ملی پیشین آمریکا، درباره ترامپ گفت: «ترامپ هیچ فلسفهای ندارد و حتی نمیفهمد چه چیزی ایرانیها را تحریک میکند و به آنها انگیزه میدهد.» چاک شومر، رهبر اقلیت سنا، نیز از پیامدهای اقتصادی جنگ انتقاد کرد و گفت: «سیاستهای نسنجیده ترامپ در قبال ایران باعث شده بسیاری از آمریکاییها برای تأمین هزینه غذا با مشکل مواجه شوند.»
جنگی برای منافع اسرائیل
یکی از نمایندگان کنگره آمریکا نیز اظهار داشت: «مردم آمریکا نمیخواهند میلیاردها دلار به خاورمیانه بفرستند، در حالی که خودشان برای خرید غذا و بنزین مشکل دارند.» انتقادها حتی به درون ارتش آمریکا نیز رسیده است. جیم وب، تفنگدار آمریکایی، در گفتوگویی با تاکر کارلسون گفت: «این جنگ، جنگ ما نبود. من اجازه نمیدهم فرزندانم به ارتش بپیوندند، چون ما برای منافع کشور دیگری وارد جنگ شدیم.» همزمان دنیل دیویس، سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا، وضعیت عملیات نظامی واشنگتن را چنین توصیف کرد: «هر جا نگاه کنید، برنامه نظامی آمریکا در حال شکست است. بارزترین نمونه آن تنگه هرمز است که همچنان در کنترل تهران باقی مانده است.»
نگاه اروپا؛ نگرانی از جنگی بیراهبرد
در اروپا نیز بسیاری از مقامات نسبت به ادامه جنگ ابراز نگرانی کردهاند. فردریش مرتز، صدراعظم آلمان، گفت: «هر روز آرزو میکنم جنگ ایران پایان یابد، اما به نظر میرسد آمریکا و اسرائیل بیشتر در آن فرو میروند. این تشدید درگیری بدون نتایج مشخص است.» وزیر دفاع آلمان نیز تأکید کرد که اروپا نمیخواهد وارد این جنگ شود و گفت: «هیچکس قبل از شروع جنگ با ما مشورت نکرد. این جنگ ما نیست.»
۸۰۰ موشک پاتریوت در ۵ روز
در همین حال، کمیسر دفاع اتحادیه اروپا هشدار داد که مصرف گسترده موشکهای پاتریوت در روزهای نخست جنگ نشاندهنده فشار شدید بر ذخایر نظامی غرب است. او گفت:
«در پنج روز اول، حدود ۸۰۰ موشک پاتریوت استفاده شد، در حالی که کل تولید سالانه آمریکا حدود ۷۵۰ موشک است.» مارک بوتنگا، نماینده بلژیکی پارلمان اروپا، نیز با لحنی تند گفت: «چرا جنایات علیه کودکان ایرانی، لبنانی و فلسطینی در اولویت پارلمان اروپا نیست؟ چون تصمیمها در تلآویو یا واشنگتن گرفته میشود.»
مواضع روسیه و سایر قدرتها
در میان قدرتهای جهانی، روسیه از جمله کشورهایی است که بهطور مکرر درباره پیامدهای جنگ هشدار داده است. ولادیمیر پوتین اعلام کرد که پیامدهای جنگ ایران ممکن است به اندازه بحران جهانی کرونا سنگین باشد. دیمیتری مدودف، معاون شورای امنیت روسیه، نیز هشدار داد: «اگر آمریکا عملیات زمینی در ایران انجام دهد، با باتلاقی مشابه جنگ ویتنام روبهرو خواهد شد.» سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، نیز گفت: «کلید حل بحران ایران، توقف تجاوز آمریکا و اسرائیل است.»
در کنار سیاستمداران، بسیاری از کارشناسان نظامی و تحلیلگران نیز ارزیابیهای مهمی ارائه کردهاند. اسحاق بریک، ژنرال اسرائیلی، معتقد است که حتی اگر آمریکا و اسرائیل بتوانند به ایران ضربه بزنند، شکست دادن آن بسیار دشوار است. او گفت: «این جنگ ممکن است در نهایت متوقف شود بدون آنکه اهداف حداکثری طرف مقابل محقق شود و در آن صورت ایران حتی میتواند قویتر از قبل ظاهر شود.» رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، نیز طرح احتمالی حمله به جزیره خارک را «خیال واهی» توصیف کرد.
قدرت و ثروت جایگزین هوش نمیشود
یک ژنرال برجسته فرانسوی نیز به مسئله جنگ نامتقارن اشاره کرد و گفت: «آمریکاییها هرگز در جنگهای نامتقارن مهارت نداشتهاند. آنها تصور میکنند قدرت و ثروت میتواند جایگزین هوشمندی شود، اما ایرانیها روشهای مؤثری برای مقابله با چنین رویکردی دارند.» دیوید پاین، افسر سابق ستاد فرماندهی ارتش آمریکا، نیز درباره حملات ایران به پایگاههای آمریکا گفت: «این سنگینترین ضربه به پایگاههای آمریکا در ۸۰ سال گذشته است.»
در داخل ایران نیز مقامات و تحلیلگران بر ادامه مقاومت تأکید کردهاند. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در واکنش به حملات اسرائیل به زیرساختهای ایران گفت: «ایران هزینهای سنگین برای این جنایات رقم خواهد زد.» محمد مخبر، مشاور رهبری، نیز تأکید کرد که بستن تنگه هرمز محاسبات آمریکا را به هم ریخته است و هشدار داد ادامه جنگ میتواند شوک عظیمی در بازار انرژی ایجاد کند. در همین حال، فرمانده نیروی هوافضای سپاه اعلام کرد: «این بار معادله دیگر چشم در برابر چشم نخواهد بود؛ منتظر باشید.»
مرور سخنان و نقلقولهای بیستوهشتمین روز جنگ «رمضان» نشان میدهد که این درگیری تنها یک نبرد نظامی نیست. اعترافها درباره فرسایش ارتشها، اختلافات در درون دولت آمریکا، نگرانیهای اقتصادی و هشدارهای کارشناسان همگی حاکی از آن است که جنگ ایران به مسئلهای فراتر از خاورمیانه تبدیل شده است. همه این نقلقولها در کنار هم تصویری روشن از یک واقعیت ارائه میکنند: جنگ ایران نه تنها در میدان نبرد، بلکه در عرصه سیاست جهانی نیز معادلات بسیاری را تغییر داده است؛ معادلاتی که شاید بخشی از آثار واقعی آن تنها در ماهها و سالهای آینده آشکار شود.