سحر نیکوعقیده | شهرآرانیوز؛ امروز (۸ فروردین ۱۴۰۵) درست ۲۹ روز از آغاز جنگ میگذرد؛ ۲۹ شب ناآرام و پر استرس. این اضطراب و سختی مداوم برای هموطنان در شهرهای غربی و مرکزی بیشتر هم احساس میشود؛ جایی که برخی خانههایشان را از دست دادهاند و مجبور به کوچ شدهاند.
مشهد، شهر خادمان، حالا میزبان این زائران جنگدیده است و مردم خونگرم پایینخیابان با تمام وجود، این مهمانان را پذیرفتهاند و در مساجد، خانهها و دیگر مکانها، زائران را با صمیمیت پذیرایی میکنند.
مسجد حضرت زهرا (س) که در میانه خیابان بسکابادی قرار دارد، یکی از مساجد فعال است که حالا پناهگاهی برای بسیاری از هموطنانمان شده است.
نور چراغ این مسجد هر شب با مهربانی همسایههای دغدغهمند و وطندوستش روشن میماند؛ همسایههایی که اینبار با انگیزهای دوچندان میزبان زائران شهرشان شدهاند.
وقتی میرسم که مسجد حضرت زهرا (س) خلوت و خالی به نظر میرسد. عدهای صبح زود برای زیارت راهی حرم مطهر شدهاند و عدهای تازه چرت صبحگاهیشان پریده است و در حال جمعکردن پتو و تشکها هستند. تنها دویدن و بازی بچهها است که سکوت مسجد را میشکند؛ کودکانی که همراه با پدر و مادرشان مهمان مسجد و اهالی خیابان بسکابادی شدهاند و حالا خوشحال و خندان از این سو به آن سو میدوند.
زهرا خانم که مادر این پنج کودک قد و نیم قد است سعی در آرام کردنشان دارد. او همراه با همسر طلبهاش از قم راهی مشهد شده است و حالا سه شب از اسکانشان در مسجد میگذرد.
توضیح میدهد که در قم، در منطقهای حساس سکونت داشتند و خانههای اطراف مورد اصابت موشک قرار گرفتهاند: هرشب صدای انفجار موشک و پدافند میشنیدیم و بچهها دچار وحشت و استرس شده بودند. این شد که تصمیم گرفتیم راهی مشهد شویم. هم از خطر دور باشیم و هم زیارت کنیم، در جوار امام رضا (ع) باشیم و کمی آرامش بگیریم.
زهرا مظفری تعریف میکند که مقصد مشخصی نداشتهاند، کانال اسکان زائر را در ایتا پیدا کردهاند و با شمارهای تماس گرفتهاند: همسایههای مهربان این محله با کمال احترام و اشتیاق دعوتمان کردند و اینجا شبیه یک همسایه قدیمی و آشنا با ما برخورد کردند.
آنسوی ماجرا خادمان این محله و مسجد هستند که حالا مشتاقانه از مهمانهایشان پذیرایی میکنند. یکی از این اهالی پایکار علیرضا بسکابادی ساکن قدیمی و عضو هیئت امنای مسجد است. او داستان مهمانپذیر شدن این مسجد را اینطور تعریف میکند: سال گذشته این روزها مشهد غلغله شده بود و عده زیادی از زوارها به ناچار در خیابان و پارک چادر میزدند. ما، اما دلمان میخواهد در شهرمان به بهترین نحو از مهمانمان پذیرایی کنیم. ۵۰ نفر را در مسجد اسکان دادیم و تصمیم گرفتیم این برنامه را هر سال داشته باشیم.
امسال، اما تفاوتهایی با سال گذشته دارد. با توجه به شرایط، تعداد زائرها کمتر شده است، اما اهالی همچنان پای کار هستند: افراد از شهرهای مختلف مثل تهران، کرج، اصفهان، شیراز و زاهدان تماس میگیرند و از چند روز قبل آمدنشان را اطلاع میدهند. مدت اسکان هم معمولا دو تا پنج روز است و میانگین حداقل شبی۴۰،۵۰ نفر زائر داریم.
مجتبی صادقی دیگر ساکن محله حالا کار و زندگیاش را رها کرده و شبانه روز در مسجد در حال خدمت به زائران است. اهالی تعریف میکنند که او خیلی از مسئولیتها را داوطلبانه به دوش میکشد، مثل هماهنگی با زائران، ثبت وردشان، گاهی هماهنگی وسیله ایاب و ذهاب برای رفتوآمد زائرها به حرم و… از او که دلیل این همه انگیزهاش برای فعالیت بیمنت را میپرسم، پاسخ میدهد: «مسجد فقط نمازخانه نیست، مسجد سنگر است و با توجه به شرایط باید فریادرس مردم باشد. مبارزه فقط این نیست که رو به روی دشمن اسلحه به دست بگیری، مبارزه و مقاومت گاهی دستگیری از هموطن در شرایط سخت است، گاهی استفاده از ظرفیتهایی مثل مساجد برای پناه دادن مردم است.»