به گزارش شهرآرانیوز؛ بیستونهمین روز از «جنگ رمضان» در حالی سپری میشود که موازنه قوا دیگر نه در میدانهای نبرد، بلکه در کلام سیاستمداران و تحلیلهای کارشناسان نظامی دستخوش تغییری بنیادین شده است. نبردی که با سودای «پیروزی سریع» آغاز شده بود، اکنون در آستانه ماه دوم خود، آمریکا را با شکافهای داخلی، ناتو را با خطر فروپاشی و بازارهای جهانی را با واقعیتی تلخ روبهرو کرده است.
روز بیستونهم، روز فروریختن نقابها بود؛ جایی که دونالد ترامپ از «تنگه ترامپ» سخن گفت و ژنرالهای کهنهکار آمریکایی از کابوسی به نام «حمله زمینی». در این یادداشت، مروری خواهیم داشت بر مهمترین موضعگیریهای داخلی و بینالمللی که نشان میدهد چرا جهان پس از این جنگ، دیگر هرگز شبیه گذشته نخواهد بود.
در کانون تحولات، دونالد ترامپ با همان ادبیات همیشگی و جنجالیاش، تلاش کرد تا ناکامیهای میدانی را با جنگ واژگان بپوشاند. او با گستاخی بیسابقهای تنگه هرمز را «تنگه ترامپ» نامید و مدعی شد ایران باید آن را باز کند. ترامپ گفت: «رسانههای جعلی خواهند گفت که سهواً این را گفتم، اما وقتی من کاری میکنم، اتفاقی نیست.».
اما پشت این جسارت کلامی، شکافی عمیق در ساختار قدرت غرب دیده میشود. تهدید ترامپ به خروج از ناتو به بهانه عدم همکاری در جنگ ایران، لرزه بر اندام متحدان اروپایی انداخته است. او با تحقیر متحدانش گفت: «چرا باید آنجا باشیم وقتی آنها برای ما حضور ندارند؟» این روحیه معاملهگرانه حتی دامن متحدان منطقهای را هم گرفت؛ جایی که او در میامی با لحنی تحقیرآمیز درباره بنسلمان گفت: «او فکر نمیکرد بیاید نشیمنگاه مرا ببوسد... حالا باید با من خوشبرخورد باشد.»
در جبهه مقابل، برنی سندرز با فریادی نمادین از هزینههای انسانی و مالی جنگ انتقاد کرد و پرسید: «نتانیاهو قرار است ما را در چند جنگ دیگر وارد کند؟ همین حالا به این جنگ پایان دهید.» همزمان، جنبشهای اجتماعی در آمریکا با شعار «نه به پادشاه» و با تکیه بر افشاگریهای پرونده اپستین، مشروعیت نظام سیاسی واشنگتن را زیر سوال بردهاند. رو خانا، عضو دموکرات کنگره، به درستی اشاره کرد که طبقه نخبگان گمان میکنند آمریکا را اداره میکنند، اما مردم از جنگهای پرهزینه در خارج و بحران معیشت در داخل خسته شدهاند.
تحلیلگران نظامی و سیاسی جهان در روز بیستونهم به نتایج تکاندهندهای رسیدهاند. شاناکا آنسلم پررا، تحلیلگر آمریکایی، از ضربهای سخن گفت که «از هر حمله دیگری مهمتر است»: اصابت موشک بالستیک ایران به یک فروند هواپیمای آواکس E-۳ Sentry در پایگاه شاهزاده سلطان. او هشدار داد که این هواپیما «مغز پروازکننده» عملیات آمریکاست و جایگزینی برای آن تا سال ۲۰۲۸ وجود ندارد. پررا معتقد است ایران نه با تکنولوژی، بلکه با ضربه زدن به «داراییهای غیرقابل جایگزین»، آمریکا را در بنبست قرار داده است.
جان مرشایمر، تئوریسین بزرگ روابط بینالملل، با لحنی صریح این جنگ را یک «شکست تحقیرآمیز» برای واشنگتن دانست و گفت: «واقعاً عجیب است که ترامپ اجازه داد در تله ایران گرفتار شود؛ او وارد جنگی شده که نمیتواند در آن پیروز شود.» ژنرال بری مککافری نیز عملیات زمینی در خاک ایران را یک «کابوس» توصیف کرد که در آن آبهای کمعمق خلیجفارس و موشکهای کروز ایرانی، نیروی دریایی آمریکا را بلعیده است.
در همین حال، پاتریشیا مارینز به جنبه دیگری از جنایات اشاره کرد؛ بمباران دانشگاههای صنعتی تهران و اصفهان. او معتقد است هدف دشمن تنها زیرساخت نظامی نیست، بلکه آنها به دنبال «نابودی دانش علمی و دانشگاهی ایران» هستند تا آینده یک ملت را هدف قرار دهند.
در داخل ایران، آرامش همراه با اقتدار در کلام مسئولان موج میزد. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در گفتوگو با نخستوزیر پاکستان صراحتاً اعلام کرد که حملات به زیرساختها و ترور شخصیتها نشان داد که نمیتوان به متجاوزین اعتماد کرد. او با اشاره به فریبکاری آمریکا در مذاکرات، بر این نکته تأکید کرد که ایران هرگز از حق دفاع مشروع خود عقبنشینی نخواهد کرد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، با نگاهی به جنگ روانی ترامپ در بازارهای انرژی، خاطرنشان کرد که بازار دیگر به اخبار جعلی واشنگتن بیحس شده است. او گفت: «شاید قدرت داشته باشند، اما به باهوش بودن نزدیک هم نیستند.» این ثبات داخلی در تحلیل سعید لیلاز نیز بازتاب داشت؛ او معتقد است ایران هم در صحنه میدانی و هم سیاسی، جنگ را برده است. لیلاز به نکته جالبی اشاره کرد: «این جنگ ایران با آمریکا نیست، ایران در برابر کل ناتو و جهان عرب ایستاده و پیروز شده است.»
نکته حیرتانگیز اقتصادی را استیو هنکه، استاد دانشگاه جانز هاپکینز، بیان کرد. او فاش کرد که برخلاف تصور عمومی، از زمان آغاز حملات، ارزش ریال ایران ۱۱ درصد در برابر دلار افزایش یافته است؛ واقعیتی که رسانههای غربی به شدت از گزارش آن هراس دارند.
روسیه در این روز تندترین هشدارها را روانه واشنگتن کرد. دیمیتری مدودف هشدار داد که حمله زمینی به ایران، آمریکا را در باتلاقی بدتر از ویتنام غرق خواهد شد. همچنین ماریا زاخارووا از آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواست تا در برابر حملات به تأسیسات هستهای بوشهر و خنداب موضعی صریح بگیرد و این اقدامات را «جنایتکارانه» خواند.
در اروپا، فردریش مرتس، صدراعظم آلمان، با اعتراف به بنبست نظامی غرب گفت: «هدف تغییر رژیم در ایران محقق نخواهد شد.» این اعتراف در کنار اظهارات رئیسجمهور فنلاند درباره شکاف عمیق در ناتو، نشاندهنده فروپاشی اجماع جهانی علیه ایران است.
حتی در میان سلبریتیها، صدای اعتراض بلند شده است. آرنولد شوارتزنگر در پیامی تند، ترامپ را یک «رهبر شکستخورده» و «بدترین رئیسجمهور تاریخ آمریکا» نامید؛ موضوعی که نشان میدهد جنگ در ایران، مشروعیت داخلی دولت آمریکا را نیز ذوب کرده است.
در منطقه، یمن به یک بازیگر تعیینکننده تبدیل شده است. یحیی سریع، با اعلام انجام عملیات موشکی علیه اهداف اسرائیلی، هشدار داد که انگشت یمن روی ماشه است. معاون وزیر اطلاعرسانی یمن نیز صراحتاً از گزینه «بستن تنگه بابالمندب» سخن گفت. دنی سیترینوویچ، مقام سابق موساد، تایید کرد که حضور حوثیها در مناقشه، عملاً توانایی عربستان برای دور زدن تنگه هرمز را نابود کرده و شاهرگ انرژی جهان را در اختیار محور مقاومت قرار داده است.
ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، به سناریوی خطرناکتری اشاره کرد؛ او گفت هدف این جنگ شعلهور کردن درگیری میان ترک، کرد، عرب و فارس است، اما منطقه در برابر این توطئه مقاومت خواهد کرد.
بیستونهمین روز جنگ رمضان ثابت کرد که محاسبات مادی و تکنولوژیک، در برابر اراده ملی و استراتژی جنگ نامتقارن ایران رنگ باخته است. وقتی ناوهای هواپیمابر «فرار» میکنند (به اذعان ترامپ)، وقتی آواکسهای ۵۰۰ میلیون دلاری روی زمین شکار میشوند و وقتی ریال ایران در میانهی شعلههای جنگ تقویت میشود، یعنی قواعد بازی تغییر کرده است.
همانطور که مالکوم نانس، فرمانده اسبق نیروی دریایی آمریکا، اعتراف کرد: «استانداردهای شکست ما در اینجا صدق نمیکند.» ایران نه تنها تسلیم نشده، بلکه به قول فرانسیس گایتو، تحلیلگر کنیایی، ثابت کرده است که یک «ابرقدرت» واقعی است که قدرت خود را از علم، فناوری و ایمان میگیرد.