به گزارش شهرآرانیوز، سلطانی نوشت:
اگر داغ دل بود، ما دیدهایم، اینکه میگویم ما منظورم گسترهای است به اندازه جغرافیای وطن، زمینی که در تب و آه و خون میسوزد اکنون...
و من چگونه اشک نریزم برای مردمم برای خاکی که یک وجبش مباد در زیرپوتینهای بیگانه بیفتد، که برای ماندن هر ذرهاش جانها و پیکرها روی زمین افتادهاست. گواهش چیست؟ همین زخمهایی که نشمردهایم!
این روزها این شعر قیصر امینپور دغدغه زبانم است: از بیمارستان تهران تا هلالاحمر شیراز از میدان نقش جهان تا مدرسه میناب، چو گلدان خالی، لب پنجره، پر از خاطرات ترک خوردهایم.
اما با تمام این ضجه و دود بلند بلند زار میزنیم و برای وطن میخوانیم: سراپا اگر زرد و پژمردهایم، ولی دل به پاییز نسپردهایم.
منبع: مهر