به گزارش شهرآرانیوز، جنگ «رمضان» در حالی به روز سیویکم رسیده که وزن واقعی آن دیگر نه در تعداد حملات و اهداف نظامی، بلکه در «هزینههای غیرمنتظرهای» سنجیده میشود که لرزه بر بازارهای جهانی، اتحادهای سیاسی و معادلات قدرت انداخته است. اتفاقاتی که اکنون به بحرانی تبدیل شده که از افزایش کمسابقه قیمت انرژی تا شکاف در ائتلافهای سنتی غرب را در بر میگیرد. رسانههای معتبر جهان در گزارشهای تازه خود این جنگ را «نقطه عطفی راهبردی» توصیف میکنند؛ نقطهای که در آن، آمریکا با فشار تصمیمگیری روبهرو شده، متحدانش دچار تردید شدهاند و موازنههای منطقهای در حال بازترسیم است.
بخش دیگری از تحلیلهای رسانههای جهانی به وضعیت سیاسی و راهبردی آمریکا در این جنگ اختصاص دارد. خبرگزاری رویترز در گزارشی نوشت که ترامپ اکنون با انتخابهایی بسیار دشوار روبهروست: یا باید به سمت توافق و پایان جنگ حرکت کند یا خطر ورود به یک درگیری طولانی را بپذیرد؛ جنگی که میتواند به قیمت نابودی آینده سیاسی او تمام شود.
نشریه گاردین نیز در تحلیلی انتقادی، تاکتیک ترامپ را «اول تهدید و بعد عقبنشینی» توصیف کرد و نوشت این الگو اکنون نخنما شده است. به نوشته این روزنامه، رئیسجمهور آمریکا با لقب «کسی که همیشه جا میزند» در حال از دست دادن کنترل جنگ است.
شبکه بیبیسی نیز به رویکرد تصمیمگیری ترامپ اشاره کرده و گزارش داد که او بیش از آنکه بر اساس برنامهریزی استراتژیک عمل کند، بر پایه غریزه تصمیم میگیرد؛ رویکردی که در برابر مقاومت ساختاری ایران کارایی محدودی داشته است. در همین حال، مجله آتلانتیک نوشت جنگ با ایران باعث شکاف در ائتلاف سیاسی ترامپ شده و حتی برخی از پرشورترین حامیان او نیز به منتقدان سیاستهای جنگی تبدیل شدهاند.
بخش مهمی از تحلیلهای رسانههای بینالمللی در روزهای اخیر بر پیامدهای انرژی این جنگ متمرکز شده است. نشریه اکونومیست در تحلیلی قابل توجه نوشت: «ایران در جنگ انرژی پیروز میشود.» این نشریه با اشاره به اختلال گسترده در صادرات نفت منطقه گزارش داد که با بسته شدن تنگه هرمز، حدود ۱۵ درصد از نفت جهان از دسترس بازار خارج شده است. به نوشته اکونومیست، در حالی که بسیاری از کشورهای خلیج فارس با سقوط صادرات نفت روبهرو شدهاند، ایران توانسته با روشهای تطبیقی و شبکه صادراتی خود، همچنان روزانه بین ۲.۴ تا ۲.۸ میلیون بشکه نفت صادر کند؛ آن هم با قیمتی بهمراتب بالاتر از گذشته.
این وضعیت در بازارهای جهانی نیز انعکاس پیدا کرده است. خبرگزاری رویترز گزارش داد قیمت نفت برنت با جهشی بیش از چهار دلار به حدود ۱۱۶ دلار در هر بشکه رسیده است. بلومبرگ حتی از پیشبینی برخی تحلیلگران والاستریت خبر داد که قیمت نفت ممکن است به ۲۰۰ دلار در هر بشکه برسد؛ سناریویی که میتواند اقتصاد جهانی را با بحرانی تازه روبهرو کند.
فایننشال اکسپرس نیز عبور قیمت نفت از مرز ۱۱۵ دلار را «هشداری جدی برای سرمایهگذاران» توصیف کرد. همزمان صندوق بینالمللی پول هشدار داد که ادامه جنگ در غرب آسیا میتواند رشد اقتصادی جهان را کاهش داده و موجی از تورم جهانی ایجاد کند. این تحولات حتی بازارهای دیگر را نیز تحت تاثیر قرار داده است؛ چنانکه گاردین گزارش داد قیمت آلومینیوم در بورس لندن پس از حملات به زیرساختهای مرتبط در منطقه، به بالاترین سطح چهار سال گذشته رسیده است.
پیامدهای اقتصادی جنگ تنها به بازار انرژی محدود نمانده است. نیویورک تایمز گزارش داد که آمریکاییها اکنون برای پر کردن باک خودروهای خود ۲۷ درصد بیشتر از ماه قبل هزینه میپردازند؛ موضوعی که فشار اقتصادی قابل توجهی بر خانوارهای آمریکایی وارد کرده است.
در اروپا نیز نگرانیها رو به افزایش است. اسکای نیوز هشدار داده که افزایش شدید قیمت انرژی بهزودی به افزایش قیمت مواد غذایی در بریتانیا منجر خواهد شد. این گزارش تاکید میکند که اختلال در تامین گاز، کودهای شیمیایی و انرژی خاورمیانه میتواند زنجیره تامین مواد غذایی را در اروپا تحت فشار قرار دهد.
در سطح اقتصاد جهانی نیز نشانههای بحران دیده میشود. فایننشال تایمز گزارش داده که هزینه استقراض دولتهای اروپایی به دلیل شوک انرژی افزایش یافته و بازده اوراق قرضه برخی کشورها به بالاترین سطح در سالهای اخیر رسیده است. در آسیا نیز اثرات جنگ آشکار شده؛ ژاپن تایمز نوشت که فروش شرکت خودروسازی تویوتا به دلیل پیامدهای اقتصادی جنگ در خاورمیانه کاهش یافته است.
در رسانههای اسرائیلی نیز لحن گزارشها تغییر محسوسی پیدا کرده است. روزنامه هاآرتص به نقل از منابع نظامی گزارش داد که نرخ موفقیت موشکهای ایرانی در عبور از سامانههای پدافندی اسرائیل به حدود ۸۰ درصد رسیده است. همزمان والاستریت ژورنال گزارش داد اسرائیل به دلیل فشار حملات، ناچار شده است موشکهای رهگیر خود را جیرهبندی کند.
روزنامه عبری معاریو نیز با لحنی هشدارآمیز نوشت که ایران پس از یک ماه جنگ همچنان توانسته معادلات خود را بر میدان تحمیل کند؛ موضوعی که به گفته این روزنامه باید برای تصمیمگیران اسرائیلی و آمریکایی «نگرانکننده» باشد.
در همین راستا اسرائیل هیوم نیز اذعان کرد که برنامه اولیه تلآویو برای یک جنگ کوتاه علیه ایران طراحی شده بود، اما واقعیت میدان نبرد مسیر متفاوتی را رقم زده است.
تحلیلهای اندیشکدهها و مجلات تخصصی نیز تصویری از یک جنگ فرسایشی ارائه میدهد. مجله فارن افرز در گزارشی مفصل تاکید کرد که جنگ با ایران به دلیل نبود یک هدف سیاسی روشن، به مجموعهای از اهداف متناقض تبدیل شده است؛ از نابودی برنامه هستهای گرفته تا تغییر رژیم. این نشریه معتقد است که چنین سردرگمی راهبردی باعث شده دستاوردهای تاکتیکی به نتیجه سیاسی تبدیل نشوند. در نتیجه، آمریکا با هزینههای اقتصادی و نظامی سنگینی مواجه شده که ممکن است قدرت جهانی آن را در بلندمدت فرسوده کند.
از سوی دیگر، اندیشکده CSIS گزارش داد که در چهار هفته نخست جنگ بیش از ۸۵۰ موشک تاماهاوک توسط نیروی دریایی آمریکا شلیک شده است؛ رقمی که رکوردی در عملیاتهای نظامی محسوب میشود و بازسازی ذخایر آن زمانبر خواهد بود.
در بسیاری از تحلیلها، استراتژی ایران به عنوان یکی از عوامل کلیدی تداوم جنگ مورد توجه قرار گرفته است. فایننشال تایمز در تحلیلی نوشت ایران ممکن است از این جنگ «قویتر و خطرناکتر» بیرون بیاید، زیرا توانسته کنترل تنگه هرمز را به یک اهرم فشار اقتصادی تبدیل کند. همین موضوع باعث شده برخی تحلیلگران این جنگ را نمونهای از «جنگ نامتقارن» بدانند؛ جایی که یک قدرت منطقهای با استفاده از موقعیت جغرافیایی، ابزارهای اقتصادی و شبکههای منطقهای، هزینههای یک ابرقدرت را افزایش میدهد. در همین چارچوب الجزیره نیز گزارش داد که طولانی شدن جنگ ممکن است به نفع ایران تمام شود، زیرا افزایش فشار بر بازارهای جهانی میتواند موقعیت مذاکره تهران را تقویت کند.
مرور تیترها و تحلیلهای رسانههای بزرگ جهان در سیویکمین روز جنگ رمضان نشان میدهد که روایت بینالمللی این درگیری به شکل محسوسی تغییر کرده است. اگر در روزهای نخست، تمرکز بر قدرت نظامی و عملیاتهای نظامی بود، اکنون تمرکز اصلی بر پیامدهای اقتصادی، انرژی و راهبردی جنگ قرار گرفته است.
از شوک بیسابقه در بازار انرژی گرفته تا شکاف در اتحادهای غربی و افزایش هزینههای نظامی، بسیاری از تحلیلگران معتقدند این جنگ بیش از آنکه یک نبرد کوتاه باشد، به یک بحران بلندمدت تبدیل شده است؛ بحرانی که نهتنها آینده منطقه، بلکه اقتصاد و سیاست جهانی را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.