باکلاسی با اسراف اضافه!

  • کد خبر: ۴۰۳۸
  • ۰۵ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۶:۰۵
باکلاسی با اسراف اضافه!
سیده نعیمه زینبی دبیر شهرآرا محله

دو دختر جوان روبه‌روی هم در رستوران نشسته‌اند و فقط یک ظرف غذا روی میزشان است. از پیش خدمت رستوران درخواست بشقاب اضافی می‌کنند و برنج را با هم نصف می‌کنند. غذایشان که تمام می‌شود از آن‌ها می‌پرسم؛ چرا شما فقط یک پرس غذا داشتید؟ به هم نگاهی می‌کنند و می‌خندند. با هم زیاد بیرون می‌آیند. توافق کرده‌اند با هم که هستند فقط یک پرس غذا سفارش بدهند. تجربه‌شان درباره یک پرس غذا خوب جواب داده است. مریم یکی از دخترها می‌گوید که خیلی دلش می‌خواهد که توی هر رستورانی دو نوع پرس غذا باشد. یکی بزرگ و یکی کوچک و کسانی که کم خوراک‌تر هستند پرس کوچک‌تر را سفارش دهند تا غذای‌شان اضافه نیاید. سارا هم می‌گوید که از اینکه دور بشقابش دورچین می‌گذارند ناراحت است، چون دیده است بیشتر کسانی که رستوران می‌آیند دورچین غذای‌شان را نمی‌خورند. مریم ادامه می‌دهد من به هر قیمتی شده باقی مانده غذایم را برمی‌دارم حتی اگر شده آن را داخل لیوان یک‌بار مصرف می‌ریزم و به پرنده‌ها می‌دهم ولی اجازه نمی‌دهم که غذایم بیرون ریخته و اسراف شود. جایی دیگر زن و شوهر پشت میز ته سالن نشسته‌اند و با هم بحث می‌کنند. جلو زن بشقاب نیم خورده‌ پلو با مقداری دانه‌های زعفرانی برنج است. مقداری گوشت ماهیچه هم داخل دیس است. زن در حال مرتب کردن لباس و شال آبی‌اش است. انگار برای مابقی غذای‌شان برنامه‌ای ندارند و می‌خواهند بلند شوند و بروند. جلو می‌روم و می‌گویم که ظرف یک‌بار مصرف نمی‌خواهید که غذای‌تان را با خودتان ببرید. مرد نگاه معناداری می‌کند و می‌گوید: نه. ندار که نیستیم بخواهیم ته غذای‌مان را جمع کنیم و با خودمان ببریم. زن می‌گوید شوهرم می‌گوید آبروی من را می‌بری و اجازه نمی‌دهد غذا را بردارم!ساعت حدود یک و نیم ظهر است. بوی کباب و انواع غذاها فضا را پر کرده است. یک بشقاب نیمه کاره غذا جلویم است و اطراف را نگاه می‌کنم. کارگر رستوران پلاستیک روی میز را همراه با ظرف‌ها و غذاها جمع می‌کند. مشخص است که این غذاها دیگر استفاده نخواهد شد. به دو پسر که میز کنار من نشسته‌اند دقت می‌کنم. می‌خواهم ببینم آن‌ها با بقیه غذایشان چه کار می‌کنند. هر دو جوجه سفارش داده‌اند. یکی‌شان وسط غذایش گوشی‌اش زنگ می‌خورد و می‌رود و دیگری یک ظرف یک بار مصرف می‌گیرد و غذایش را می‌برد. خیالم راحت می‌شود که قرار نیست غذای او هم به جمع زباله‌های آن رستوران اضافه شود. البته غیر از گربه سفید مشکی جلو رستوران هیچ موجود زنده‌ دیگری از باقی‌مانده غذاها بهره‌مند نمی‌شود. حدود یک سطل بزرگ زباله پسمانده غذا مقدار زیادی است که فقط در این رستوران هر روز به آشغال تبدیل می‌شود، برنجی که برای تولید هر کیلوی آن 3500 تا5000 لیتر آب مصرف می‌شود به همین راحتی با زباله‌ها پیوند می‌خورد! از او می‌خواهم که یک ظرف یک‌بار مصرف برایم بیاورد تا مابقی غذایم را نجات بدهم. می‌خندد و ظرف یک‌بار مصرف را به دستم می‌دهد.در استرالیا در ضیافت‌های اداری و میهمانی‌ها به تعداد افراد حاضر در میهمانی غذا به صورت پرسی حاضر می‌شود و هر نفر پس از اتمام غذای خود می‌تواند غذای دیگری سفارش دهد. در کره جنوبی بسیاری از رستوران‌ها 3نوع ظرف غذا در اندازه مختلف آماده می‌کنند و مشتریان بر اساس نیاز خود غذا سفارش می‌دهند. بنابراین اسراف غذا خیلی محدود است. آلمان برای اسراف غذا قوانین سختگیرانه‌ای دارد و اگر کسی در رستوران به نمونه اسراف غذا برخورد کند، می‌تواند به نهادهای مربوط گزارش دهد و مأموران می‌توانند فرد خاطی را جریمه کنند. فکر نمی‌کنم در فرهنگ و دین هیچ‌کدام از این کشورها این‌قدر روی اسراف نکردن تأکید شده باشد که در دین و فرهنگ ما شده است. کاش کمی به فرهنگ خودمان برگردیم، به جایی که نان روی چشم ما جا داشت نه در زیر پایمان!

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.