مرتضی اخوان - شماره13 برایش نحس نبود. به قول خودش حاجمهدی قیاسی، سرمربی وقت ابومسلم، برای او و چند بازیکن دیگر در پارک ملت تمرین اختصاصی میگذاشت تا تغییرپُست بدهند. بالاخره در ابومسلم این تغییرپُست حاصل شد و بازیکن شماره13 مشکیها از پُست هافبکوسط به هافبک و دفاع چپ و راست تغییرپُست داد. از خاطرات اولین تیم نیمهحرفهای فوتبالش که میگوید، متوجه میشویم در تیم «شاهینضد» همدوره شهید محمود کاوه بوده است. میگوید: کاوه گلر خوبی بود. میهمان این هفته «سهشنبهها با پیشکسوتان فوتبال» بازیکن ابومسلم در دهه60 است که فوتبالش را با گچ خراسان تمام کرد؛ اما یک ابومسلمی است. محمود گنجی، از خاطرات ابومسلم در روزهای زندگی میگوید.
به وقت تولد
دیماه1338 به دنیا آمدهام. در خیابان «ضد» مشهد بزرگ شدهام. 4برادر و 3خواهر دارم. برادر بزرگم تکواندو کار میکرد. بههمینخاطر مشکل زیادی برای ورود به دنیای ورزش نداشتم. خانوادهام اهل ورزش بودند.
تعداد فرزندان
3 تا فرزند دارم. 2 پسر و یک دختر. پسر بزرگم چند صباحی سمت فوتبال رفت، اما بعد کلا مسیر تحصیل را در پیش گرفت.
فعالیتها و افتخارات فوتبالی
آنروزها معمولا در محلات، مسابقات و کاپ زیاد میگذاشتند. یکبار که در مسابقات کاپ محله بازی میکردم، یکی آمد و گفت اگر میخواهی بیا در شاهینضد بازی کن. از اینجا بود که فوتبال را جدیتر گرفتم. بعد از شاهین در تیمهایی مثل وفادار، بوتان، هواپیمایی، شهید روحی، ابومسلم و گچ خراسان بازی کردم و در سال71 از فوتبال خداحافظی کردم. با ابومسلم افتخارات زیادی در فوتبال به دست آوردم. در لیگهای مشهد و استان همیشه قهرمان بودیم؛ اما یکی از افتخاراتم برایم خیلی شیرین بود. زمانی که در تیم شهید روحی بازی میکردم، در یک جام به نام جام دباغزاده در مشهد شرکت کردیم که تیمهای خوبی از کشور مثل تام اصفهان که احمدرضا عابدزاده را در اختیار داشت، به مشهد آمدند. در این جام توانستیم به فینال برسیم و در فینال هم ابومسلم را شکست بدهیم و قهرمان شویم. همانجا بود که مسئولان ابومسلم به من پیشنهاد دادند و سال بعد مشکیپوش شدم.
دوران مربیگری
بعد از دوران فوتبال دیگر مربیگری نکردم. راستش را بخواهید از وقتی پول وارد فوتبال شد، همهچیز به هم ریخت و من هم یکجورایی از فوتبال زده شدم. بهخاطر همین دیگر هیچوقت سراغ مربیگری و فوتبال نرفتم.
شغل در کنار فوتبال
همان موقع که فوتبال بازی میکردم، یک مغازه تایپوتکثیر و نقشهکشی داشتم و الان هم به همین کار مشغولم.
خودرو و منزل
یک خودرو405 دارم که سال82 خریدم و منزل هم از خودم در خیابان کلاهدوز دارم.
آخرین فعالیت ورزشی
فعالیت خاصی ندارم. فقط سهشنبه به سهشنبه با پیشکسوتان سعدآباد تمرین میکنیم و ورزش را رها نکردیم.
تلخترین و شیرینترین اتفاق فوتبالی
تلخترین که بیتردید نبودن تیمهایی مثل ابومسلم، توربو، هدف گلکار و... است. همه ازبینرفتند و علتش هم مشخص است؛ اما شیرینترین، حقیقتش خیلی اتفاق شیرینی در فوتبال استان نداریم، اما شاید بتوان موفقیت فصل گذشته پدیده و صعود آسیاییاش را اتفاق شیرینی بدانیم.
حالوروز امروز فوتبال مشهد
حال فوتبال مشهد اصلا خوب نیست؛ چون حامی درستحسابی ندارد. در گذشته درست از سرمایههای حامیان استفاده نشده و در حقشان خیانت شده است و بههمینخاطر امروز دیگر کسی رغبت نمیکند به وضعیت فوتبال مشهد کمک بکند. بههمینخاطر دیگر کسی نمیآید سرمایهگذاری کند. فوتبال مشهد تا حامی نداشته باشد، ره به جایی نخواهد برد.
گله فوتبالی
گلایه اصلی این است که از پتانسیل بچههای ورزشی در کار ورزش استفاده نمیشود. در فدراسیون و رأیگیریها از بچههای صددرصد فوتبالی استفاده نمیشود. ما امثال قیاسی، زردکانلو و شجیع را در این فوتبال داریم که اختیارات به آنها داده نمیشود و از آنها کمکی گرفته نمیشود. معتقدم باید از ظرفیتهای موجود در فوتبال استان بیشتر استفاده شود.