مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ سید اسماعیل خطیب که در دولت سیزدهم، منتخب رئیس جمهور شهید ابراهیم رئیسی، برای ریاست وزارت اطلاعات بود، به تبع در دولت مسعود پزشکیان نیز برای این سمت به عنوان گزینه اول نامش مطرح شد. اولین بار در شهریور سال ۱۴۰۰ بود که همه اقشار مردم با او آشنا شدند.
سید ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور وقت سید اسماعیل خطیب را به عنوان وزیر اطلاعات پیشنهاد داد و با ۲۲۲ رأی موافق، در بدنه دولتش جای گرفت. وزیر اطلاعات، از آنجایی که در حفظ امنیت کشور، نقش اساسی دارد، شرایط ویژه تری میخواهد. تحصیلاتش باید اجتهاد باشد و عدالت و تقوی داشته باشد.
سابقه این وزیر، از سابقه وزرای دیگر اهمیت بیشتری دارد و باید از نظر سیاسی و مدیریت، مسیری که طی کرده است، کاملا روشن باشد. او در هیچ حزب و سازمان و گروه سیاسیای، حضور نداشت و برای همین هم، مقبول همه احزاب کشور بود. سید اسماعیل خطیب بیشتر پشت صحنه بود و به ندرت جلوی صحنه ظاهر میشد. در رسانهها حضور کم رنگی داشت و همه اینها به واسطه ماهیت شغلش بود. در سالهای مختلف مسئولیتهای مهمی در خارج از وزارت اطلاعات نیز برعهده داشت.
در قوه قضائیه، به عنوان معاون حفاظت اطلاعات این قوه فعالیت کرد. سمتی با ماهیتی بسیار حساس که مسئولیت نظارت بر سلامت داخلی دستگاه قضایی را بر عهده دارد. همچنین در سازمان زندانها به عنوان مدیرکل اطلاعات فعالیت کرد. جایگاهی که نیازمند شناخت دقیق از سازوکارهای امنیتی و نظارتی است. بخشی از فعالیتش نیز در دفتر رهبر شهید بود. او همچنین در زمان تولیت شهید رئیسی در آستان قدس رضوی، ریاست حراست آستان قدس را به عهده داشت. پس شهید رئیسی بعد از پیروزی در انتخابات، برای حضور در کنار خود از او دعوت کرد.
سید اسماعیل خطیب سال ۱۳۴۰ در شهر قائنات خراسان جنوبی در خانوادهای اصیل و متدین به دنیا آمد. از کودکی با الفبای دین آشنا و وقتی بزرگتر شد، برای ادامه راه حوزه علمیه را انتخاب کرد. در حوزه، آرام و دقیق بود. از همان روزها، آرامش داشت و این آرامش را میشد لابه لای مباحثه و سخنرانیهای کوتاه و بلندش دید.
خطیب مانند بسیاری از طلبههای هم دوره اش، مسیر آموزشی اش را با ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول آغاز کرد و به تدریج وارد دورههای بالاتر شد. پای درس خارج فقه بزرگان بسیاری نشست. او شاگرد آیت ا... فاضل لنکرانی بود و در کلاسهای آیت ا... مکارم شیرازی هم شرکت داشت. ساعتهای زیادی را به کلاسهای حاج آقا مجتبی تهرانی اختصاص داد و حتی در کلاسهای رهبر شهید انقلاب اسلامی هم حاضر بود.
از سال ۱۳۵۹ به موضوعات اطلاعاتی و امنیتی علاقهمند شد. سید اسماعیل خطیب انقلاب اسلامی را فهم کرده بود و میدانست مسائل امنیتی، تا چه اندازه میتواند راهگشا و تأثیرگذار باشد و همین مسیر را تا منصب وزیر اطلاعات بالا آمد. او در تمام سالهای خدمت و در یک جمله، سکان دار حافظان امنیت داخلی بود.
داغ روی داغ میآید. یک روز خبر کشتار وحشیانه در یک مدرسه منتشر میشود و روز دیگر آمبولانسهای هلال احمر مورد اصابت قرار میگیرند. در این بین که آمار به شهادت رسیدن افراد غیرنظامی جنگ، بالا و بالاتر میرود و دشمن، وحشیانه و بی شرمانه از ما میکشد، خبر شهادتش نیز شوکه کننده است. مرگ، عادی نمیشود. چه این مرگ برای مردم باشد، چه برای مدافعان امنیت و چه برای سیاست مداران.
دشمن در کشتار، منطق و خط قرمزی ندارد. جنگ است و جنگ، برای همه بی رحم است. او به همراه خانواده از دنیا رفت. در بیست وهفتم اسفند ۱۴۰۴ وقتی موشک به محل اقامتش اصابت کرد، همسر و دخترش هم به استقبال شهادت رفتند و تنهایش نگذاشتند. مشهد در روز وداع با این شهید، سراسر سیاه پوش بود. داغ روی داغ میآید، اما مردم، همچنان به میدان میآیند، تا جلوی دشمن صهیونی و آمریکایی بایستند. آنها با همین دستها میتوانند یکدیگر را به آغوش بکشند و برای گذر از این سوگ جمعی، راه چاره باشند.
در روز تشییع اش، صدها نفر به خیابان آمدند و شهید سید اسماعیل خطیب را از میدان شهدا تا حرم امام رضا (ع) تشییع کردند و به خاک سپردند. سید اسماعیل خطیب پس از سالها خدمت به وطن، غیورانه از دنیا رفت و جانش را پای این خاک گذاشت.