در روزهایی که جنگ روایتها بهاندازه میدان نبرد تعیینکننده شده است، مشهد میتواند به یکی از مهمترین پایگاههای پشتیبان این جبهه در نبرد نرم تبدیل شود.
مشهد در رویدادهای فیزیکی جنگ، کمتر از سایر شهرهای بزرگ کشور درگیر شده است و توان رسانهای آن در میدان حملات برای گزارش اخبار و تولید گزارشهای میدانی جنگ صرف نمیشود، ازاینرو میتواند مبتنی بر ظرفیتهای منحصربهفردی که در این شهر برای تولید و پخش رسانهای وجود دارد، توان خود را معطوف به تولید در چهار سطح یعنی ادبیات، واژگان، روایت و گزارشهایی کند که منجر به پشتیبانی فکری در سطح عمومی و نخبگانی از ماجرای جنگ شود. واقعیت این است که امروز بیش از هر زمان دیگری به پاسخهای کوتاه و شفاف درباره ابهامات موجود در اذهان عمومی نیاز داریم.
شایعات، توئیتها و اخبار جعلی که اثر تخریبی آنها بیش از موشکهای جنگی است، روزانه روانه رسانههای اجتماعی و افکار عمومی میشوند و باید یک سیستم پویا نهتنها برای واکنش به آنان بلکه با رویکرد پیشرو به تعریف خطوط جدید فکری در این نبرد تبلیغاتی بپردازد؛ درهمریختن چارچوبهای کلیشهای فکری که سالها توسط رسانههای بینالمللی علیه ایران ساخته شده و نوسازی این چارچوب نیاز به تلاش روزآمدی دارد که با برنامهریزی هدفمند محقق میشود.
مشهد دومین کلانشهر ایران، خانه بسیاری از مجموعههای رسانهای پرمخاطب در رسانههای اجتماعی، مؤسسات فرهنگی و رسانهای، خبرگزاریهای معتبر، روزنامهها، شبکههای بینالمللی، استارتاپهای کوچک و بزرگ نرمافزاری-رسانهای و هزاران فعال فضای مجازی است. این ظرفیت سختافزاری و نرمافزاری میتواند در خدمت تولید محتوای تأثیرگذار برای جنگ روایتها قرار گیرد.
روایتی که پیام جنگ و اقتدار را هم برای افکارعمومی داخلی و هم اذهان بینالمللی به شکل اثرگذار، جذاب و متنوع آماده و ارائه کند. مشهد در این ساحت به عنوان مرکز تولید محتوای بینالمللی نقشآفرین خواهد شد و میتواند با تولید محتوا به زبانهای مختلف روایت ایران را به گوش جهان برساند.
مشهد فقط یک شهر نیست، یک ظرفیت راهبردی است؛ ظرفیتی که میتواند در جنگ روایتها ۵ نقش را به دوش بکشد، هم «کانون تولید محتوا» باشد، هم «پایگاه آموزش»، هم «قطب امیدآفرینی»، هم «مرکز تولید بینالمللی» و هم «نماد وحدت ملی». اگر این ظرفیت بهدرستی سازماندهی و هدایت شود، مشهد قلب تپنده جبهه کنونی در جنگ روایتها خواهد بود.