به گزارش شهرآرانیوز؛ فروردینماه سال ۳۹۷ هجری خورشیدی، در شهر توس، کودکی چشم به جهان گشود که بعدها به قدرتمندترین و پرنفوذترین وزیر تاریخ ایران تبدیل شد. خواجه نظامالملک طوسی، مردی که نامش لرزه بر اندام دشمنان ملک میانداخت، با نوشتن «سیاستنامه» (سیرالملوک)، نهتنها یک راهنمای حکمرانی، بلکه سندی از نبوغ دیوانسالاری ایرانی را به یادگار گذاشت.
میلاد حسن بن علی طوسی در توس، آغازگر فصلی نو در تاریخ سیاسی ایران بود. او در دورانی زاده شد که ایران به شدت نیازمند یک «نظم نوین» بود تا میان فرهنگ دیوانی اصیل خود و قدرت نظامی ترکان سلجوقی، پیوندی پایدار ایجاد کند. خواجه نظامالملک با تکیه بر نبوغ ذاتیاش، توانست تجربه سی سال وزارت خود را در قالب ۵۰ فصل به رشته تحریر درآورد. سیاستنامه او، تبلور عبور از بحران و رسیدن به ثبات است؛ متنی که در آن، هر کلمه بوی تجربه میدهد و هر حکایت، درسی است برای «پادشاهی» که باید ستونِ خیمه جامعه باشد.
یکی از مهمترین و چالشبرانگیزترین بخشهای کارنامه خواجه، تأسیس مدارس «نظامیه» است. این مدارس که همزمان با قدرت گرفتن او شکوفا شدند، از یک سو نهادینهسازی آموزش را به ارمغان آوردند، اما از سوی دیگر، به باور بسیاری از پژوهشگران، عامل افول دوران طلایی تمدن اسلامی شد.
در حالی که سدههای دوم تا پنجم، عصر شکوه خردورزی و تسامح بود، مدارس نظامیه با ترویج فلسفهستیزی و عقلگریزی، مسیر دانش را به سمت قشریگری سوق دادند. خواجه نظامالملک در کتاب خود، نظمی را ترسیم میکند که در آن علوم عقلی جای خود را به اطاعت محض و تعصبات مذهبی میدهند. این تناقض که چگونه یک وزیرِ دانشمند، خود زمینهساز محدود شدن آزادیهای فکری شد، یکی از جذابترین مباحث در تحلیل شخصیت اوست.
اگر بخواهیم با ابزارهای مدرن قرن بیست و یکم، مثل «تحلیل انتقادی گفتمان» (روش نورمن فرکلاف)، به جان متن سیاستنامه بیفتیم، با یافتههای شگفتآوری روبهرو میشویم. بر اساس دستور نقشگرای «مایکل هالیدی»، افعالی که خواجه نظامالملک برای توصیف اعمال پادشاه به کار میبرد، عمدتاً از نوع «فرآیندهای مادی» هستند.
این یعنی در نگاه خواجه، شاه یک مجسمه بیحرکت یا یک مقام تشریفاتی نیست؛ او «کنشگر» اصلی است که باید مدام در حال دیدن، شنیدن، تنبیه کردن و پاداش دادن باشد. بسامد بالای این افعال، نشاندهنده «عاملیت بالای حاکم» در نگاه سیاسی خواجه است؛ پادشاهی که سکوتش به معنای هرجومرج و حرکتش به معنای برقراری نظم است.
خواجه نظامالملک در سیاستنامه، ناخواسته پلی میان ایران باستان و ایران اسلامی زده است. پژوهشهای «زبانشناسی شناختی» (بر اساس نظریه لیکاف و جانسون) بر روی استعارههای مفهومی عدالت و ظلم در این کتاب نشان میدهد که بنمایه فکری او، بهشدت تحت تأثیر اندیشه ثنوی (خیر و شر) باستان است.
در صفحات سیاستنامه، عدالت فقط یک واژه نیست؛ بلکه استعارهای از «نور، خیر و زندگی» است، در حالی که ظلم با استعارههای «تاریکی، شر و ویرانی» بازنمایی میشود. این نشان میدهد که مفهوم «داد» در اندیشه ایرانی، از دل هزاران سال عبور کرده و در کالبد کلمات خواجه نظامالملک، به حیات خود ادامه داده است تا به گوش شاهان سلجوقی برسد.
شاید عجیبترین کاربردِ امروزی سیاستنامه، در برنامه «فلسفه برای کودک» باشد. متیو لیپمن در سال ۱۹۶۲ این برنامه را برای بهبود تفکر کودکان پایهگذاری کرد و حالا محققان میگویند حکایتهای سیاستنامه و قابوسنامه، به دلیل داشتن «بنیادهای ادبی، فکری و روانشناسی»، منابعی غنی برای این کار هستند.
داستانهای خواجه نظامالملک، به دلیل پردازش داستانی قوی و طرح مسائل اخلاقی پیچیده در قالب ساده، میتوانند محرک فوقالعادهای برای تفکر انتقادی در کودکان باشند. در حالی که قابوسنامه بر «اخلاق فردی» تأکید دارد، سیاستنامه با حکایات سیاسیاش، کودک را با مفاهیم «مسئولیت اجتماعی» و «پیامدهای کنش» در سطح کلان آشنا میکند.
نمیتوان از خواجه نظامالملک طوسی گفت و یادی از همشهری نامدارش، فردوسی، نکرد. هر دو فرزند خاک توس بودند و هر دو دغدغه «ایران» داشتند. شاهنامه، آرمانگرایی یک ملت را در طلب عدالت فریاد میزند و سیاستنامه، واقعگرایی یک سیاستمدار را برای حفظ همان عدالت (به مثابه ستون قدرت) تبیین میکند.
در حالی که فردوسی با زبان شعر، مستبدان را به دادخواهی فرا میخواند، خواجه با زبان تدبیر و دیوانسالاری، پادشاه را متقاعد میکند که بقای دولتش در گروی «داد» است. این دو، دو روی یک سکه هستند: یکی از پایین به بالا (ملت) و دیگری از بالا به پایین (دولت)، به دنبال حقیقتی به نام ایران گشتهاند.
میلاد ابوعلی حسن طوسی، بهانهای است برای بازخوانی متنی که کهنگی نمیپذیرد. سیاستنامه به ما میآموزد که حکمرانی، بیش از آنکه به زور شمشیر وابسته باشد، به «نظم در فکر» و «عدالت در عمل» نیاز دارد. هرچند نقدهای جدی به رویکردهای قشریگرایانه او در مدارس نظامیه وارد است، اما نمیتوان انکار کرد که او معمار هویتی است که ما امروز به عنوان «دیوانسالاری ایرانی» میشناسیم.
سیاستنامه هنوز هم خواندنی است؛ نه فقط برای دانشجویان، بلکه برای هر کسی که میخواهد بداند قدرت چگونه با اخلاق، و سنت چگونه با ضرورتهای زمانه گره میخورد. سالروز میلاد این پیر سیاست بر پویندگان راه خرد و دانش مبارک باد.
منبع: ایبنا