به گزارش شهرآرانیوز؛ دانشمندان در اعماق جنگلهای بارانی اوگاندا، شاهد درگیری بزرگترین گروه شناخته شده از شامپانزههای وحشی موسوم به «Pan troglodytes» با یکدیگر بودهاند، گویی که درگیر یک «جنگ داخلی» شدهاند.
این درگیری مرگبار، اولین نمونه آشکار از شکاف وحشیانه در یک جامعه از شامپانزههای وحشی است که به دو گروه متخاصم تقسیم شدهاند.
دانشمندان طی سالهای متمادی شاهد بودهاند که چگونه نخستیسانان وحشی که زمانی با هم زندگی میکردند، غذا میخوردند و گشت میزدند، به تدریج با یکدیگر درگیر شدند و در نهایت به رقبای مرگباری برای هم تبدیل شدند.
این شامپانزهها و تعاملات اجتماعی آنها، به عنوان یکی از نزدیکترین خویشاوندان زنده بشریت، ممکن است به ما در درک بهتر ریشههای تکاملی «جنگ» و «صلح» در جوامع خودمان کمک کند.
نویسندگان این مطالعه، به رهبری آرون سندل (Aaron Sandel)، انسانشناس تکوینی در دانشگاه تگزاس در آستین توضیح میدهند: نسبت دادن قطبی شدن و جنگی که امروزه در انسانها رخ میدهد به اختلافات قومی، مذهبی یا سیاسی وسوسهانگیز است، اما این نخستیسانان دلایل مشابهی برای جنگ داخلی ندارند. در عوض، به نظر میرسد که تغییر روابط اجتماعی میتواند بین نخستیسانان با فرهنگ یکسان شکاف ایجاد کند.
سندل و همکارانش در مقاله خود نتیجه میگیرند: این مطالعه، ارزیابی مجدد مدلهای فعلی خشونت جمعی انسان را تشویق میکند.
شواهد آنها که از بیش از ۳۰ سال مشاهده استخراج شده است، به بحثی چند دههای دامن میزند. در دهه ۱۹۷۰، یک نخستیشناس فقید به نام جین گودال (Jane Goodall) متوجه شد که جامعهای از شامپانزهها در تانزانیا به دو جناح رقیب تقسیم شدهاند و به یک نبرد مرگبار چهار ساله کشیده شدهاند.
این گزارشها در سراسر جهان به عنوان نمونهای تکاندهنده از «جنگ غیرانسانی» مشهور شدند، اما جزئیات محدود بود و برخی از منتقدان از آن زمان استدلال کردهاند که این نبردها فقط به دلیل منابع غذایی تأمینشده در طول تحقیقات «گودال» رخ دادهاند.
شامپانزهها میتوانند قاتلان وحشتناکی باشند و در طبیعت به گروههای همسایه دیگر حمله میکنند که احتمالاً به منظور دفاع و گسترش قلمرو خود یا برای غارت منابع است، اما اینکه آیا شامپانزههای یک گروه، درگیر «جنگ داخلی» میشوند یا خیر، کمتر مشخص بوده است.
به عنوان مثال، ژنهای شامپانزهها نشان میدهد که شکافهای دائمی درون گروهها بسیار نادر است و تقریباً هر ۵۰۰ سال یک بار اتفاق میافتد.
این نمونه اخیر در اوگاندا ممکن است یکی از این موارد نادر باشد. در سال ۱۹۹۵، شامپانزههای انگوگو (Ngogo) در پارک ملی کیباله در غرب اوگاندا بخشی از یک گروه بزرگ و واحد بودند. سپس، در سال ۲۰۱۵، درست پس از تاجگذاری یک نر آلفای جدید، نخستیشناسان متوجه یک تغییر غیرقابل توضیح شدند. دو گروه شامپانزه در یک جامعه شروع به شکلگیری کردند و جفتگیری فقط بین نرها و مادههای یک گروه انجام میشد.
تیم تحقیقاتی توضیح میدهد: اولین مشاهدات رفتاری ما که نشاندهنده جدایی است، در ۲۴ ژوئن ۲۰۱۵ رخ داد، زمانی که اعضای گروههای غربی و مرکزی در نزدیکی مرکز قلمرو خود به یکدیگر نزدیک شدند. شامپانزههای غربی به جای اینکه به روش معمول جدایی-آشتی دوباره به هم بپیوندند، فرار کردند و شامپانزههای مرکزی آنها را تعقیب کردند. یک دوره ۶ هفتهای اجتناب از هم آغاز شد. چنین دوره طولانی اجتنابی قبلاً مشاهده نشده بود.
جایی که زمانی مرکز جامعه شامپانزههای انگوگو بود، به مرزی تبدیل شد که توسط نرهای هر دو طرف گشتزنی میشد. سپس در سال ۲۰۱۷، تنش اجتماعی به اوج خود رسید.
گروه غربی بسیار کوچکتر از گروه مرکزی بود، اما همه حملات را آغاز میکرد. در آن سال، شامپانزههای غربی با نر آلفای گروه مرکزی بزرگتر درگیر شدند و به شدت او را مجروح کردند.
تا سال ۲۰۱۸، گسست بین این دو دسته از نظر اجتماعی، مکانی و تولید مثلی دائمی شده بود. مادهها و فرزندان نیز دیگر حتی از یک درخت انجیر تغذیه نمیکردند.
چند سال بعد در سال ۲۰۲۱، پرخاشگری به نوزادان رسید. محققان مستقیماً مشاهده کردند که شامپانزههای غربی ۱۴ نوزاد را از گروه مرکزی میدزدند و میکشند.
بین سالهای ۲۰۱۸ و تا سال ۲۰۲۴، شامپانزههای غربی به طور متوسط سالانه به یک شامپانزه نر بالغ و دو نوزاد حمله کرده و آنها را میکشند.
محققان میگویند، چنین میزان کشتاری بسیار بیشتر از میزان تخمین زده شده برای پرخاشگری میانگروهی در میان شامپانزهها است و ممکن است بیشتر هم بوده باشد.
در طول سالها، بیش از دوازده شامپانزه مرکزی انگوگو به دلایل نامعلومی جان خود را از دست دادهاند. اغلب، این نخستیسانان به ظاهر سالم ناپدید میشدند و اجساد آنها هرگز توسط محققان بازیابی نمیشد. بسیار محتمل است که آنها نیز توسط گروه شورشی غربی کشته شده باشند.
گروه تحقیقاتی فرضیهای دارد مبنی بر اینکه گروه شامپانزه انگوگو با نزدیک به ۲۰۰ شامپانزه، از جمله بیش از ۳۰ شامپانزه نر بالغ، از نظر اندازه از سایر گروههای شامپانزه فراتر رفته و به طور بالقوه ظرفیت حفظ روابط را تحت فشار قرار داده است.
اگرچه تغییر نر آلفا به تنهایی دلیل جدایی گروه انگوگو را توضیح نمیدهد، اما ممکن است تنشها بین دو گروه را تشدید کرده باشد.
جیمز بروکس (James Brooks)، از مرکز نخستیسانان آلمان که در این پژوهش مشارکتی نداشته است، میگوید هنوز برای نتیجهگیری قطعی در مورد دلیل جدایی این گروه شامپانزهها یا معنای آن برای سایر گروهها و گونهها از جمله خود ما خیلی زود است.
وی در ادامه گفت: با این وجود، این مطالعه اطلاعات حیاتی را برای مدلسازی فرآیندهای اجتماعی-بومشناختی که زیربنای این رویدادها هستند، فراهم میکند.
انسانها ممکن است ۹۸.۸ درصد اشتراک دیانای با شامپانزهها داشته باشند، اما ژنهای ما سرنوشت ما نیستند. روابط ما با دیگران میتواند باعث جداییهای مرگبار شود، اما همچنین میتواند همکاری و شفقت را تقویت کند.
سندل و همکارانش میگویند: پویاییهای رابطهای ممکن است نقش علّی بزرگتری در درگیریهای انسانی نسبت به آنچه اغلب تصور میشود، ایفا کنند. در برخی موارد ممکن است در اقدامات کوچک و روزانه آشتی و اتحاد بین افراد باشد که فرصتهایی برای صلح پیدا میکنیم.
این مطالعه در مجله Science منتشر شده است.
منبع: ایسنا