پاول پاولیکوفسکی، کارگردان و فیلمنامه نویس به نام بریتانیایی لهستانی الاصل بنام لهستانی زاده ۱۵ سپتامبر ۱۹۵۷، ورشو، لهستان)، کارگردان و فیلمنامه نویس بریتانیایی لهستانی الاصل است که امسال با فیلم «سرزمین پدری» در جشنواره کن ۲۰۲۶ حضور دارد.
«سرزمین پدری» گسترده و جاهطلبانه است به تهیهکنندگی ادوارد برگر آلمانی که برای «در جبهه غرب خبری نیست» برنده اسکار و برای «مجمع کاردینالها» برنده بفتا شد جایزه بهترین فیلمنامه اقتباسی را برد.
«سرزمین پدری» اقتباسی از رمان «جادوگر» اثر کولم تویبین، رماننویس ایرلندی و یکی از رماننویسان بزرگ قرن بیستم است. پاولیکوفسکی فیلمنامه این فیلم را با همراهی هنک هندلوگتن، فیلمنامهنویس «بابل برلین» نوشته است.
این داستان یک زندگینامه تخیلی خودنوشت از زبان توماس مان، نویسنده مشهور آلمانی است و زندگی وی را از دوران کودکیاش در لوبک، تا ازدواج در مونیخ، مخالفت با رژیم نازی و تبعیدش به آمریکا روایت میکند. تویبین در رمان خود به پیچیدگیهای هویت مان میپردازد و تضادهای درونی او بین خواست شخصی و وظایف خانوادگی و همچنین مبارزهاش برای آشتی دادن تربیت بورژوایی با جاهطلبیهای هنریاش را به تصویر میکشد.

با فیلم Last Resort ۲۰۰۰، درامی که زندگی پناهجویان را در یک شهر تفریحی ساحلی در انگلیس روایت میکند، بهعنوان یک کارگردان فیلم سینمایی به خوبی ظاهر شد. این فیلم در سال ۲۰۰۱ جایزه کارل فورمن را به عنوان امیدوارکنندهترین تازه وارد از آکادمی هنرهای فیلم و تلویزیون بریتانیا (بفتا) به ارمغان آورد. تلاش بعدی او - تابستان عشق من (۲۰۰۴)، در مورد رابطه عاشقانه بین دو زن جوان در روستایی یورکشایر - همچنین در جوایز بافتا مورد تقدیر قرار گرفت و جایزه الکساندر کوردا را برای بهترین فیلم بریتانیایی در سال ۲۰۰۵ دریافت کرد.
فیلم بعدی او، زن در پنجمین (۲۰۱۱)، یک تریلر روانشناختی، عموماً نقدهای مثبتی دریافت کرد و پس از آن بود که فیلم تحسین شده آیدا (۲۰۱۳) را کارگردانی کرد.
آیدا که در سال ۱۹۶۲ در لهستان اتفاق میافتد، یک راهبه تازهکار کاتولیک رومی را دنبال میکند که پس از اینکه متوجه شد یهودی به دنیا آمده است، به همراه آخرین خویشاوند زندهاش، عمهای فاسد، به سفری میرود تا حقیقت مرگ والدینش را در جریان این جنگ دریابد.
عشق و مذهب، ۲ عنصر متقابل در فیلم آیدا است. پاولیکوفسکی در ایدا با قاببندیهای ایستا و عمق میدانهای وسیع، انسانهایی را در گوشهای از قاب به تصویر میکشد که به طور کامل زندگی آنها را در ارتباط با محیط پیرامونشان تصویر میکند. انسانهای بیربط، محیطی سرد و خنثی، سیاه و سفید بودن نماها و… اِلمانهایی هستند که بازی با آنها باعث شده تا اثر او یک کار تجربی جذاب، گیرا و همه چیز تمام باشد.

پاولیکوفسکی کارگردانی و نویسندگی جنگ سرد را بر عهده داشت که از رابطه والدینش الهام گرفته شده بود. این درام مورد استقبال قرار گرفت و پاولیکوفسکی به عنوان بهترین کارگردان جشنواره فیلم کن انتخاب شد.
جنگ سرد فیلمی است که درآن مردمی که بیشترین خسارت را در جنگ جهانی دوم دیدهاند، ساز مینوازند تا احساس امیدواری کنند. گروه موسیقی که بیشتر نوعی مارش نظامی است تا صدای رها شدگی، حضور تصویر بزرگ استالین خونخوار در صحنههایی از مجالس رقص که گویی همه را زیر نظر دارد، تفکر کمونیستی حاکم در فیلم و… همگی باعث شده است تا مجموعهای جاندار از اِلمانهایی به تصویر کشیده شود که استعاره از خود بیگانگی شخصیتها و چه بسا ملتی، چون لهستان را به تصویر بکشد.