همین حالا یک نفس عمیق بکشید. امتحان کنید، ضرری ندارد. حالا که نفس تازه کردید، خود را کجا مییابید؟ در شلوغی خیابان، میان همهمه رهگذران؟ در محیط کارتان، یا شاید در سکوت دل نشین خانه تان؟
فرقی نمیکند کجا باشید مهم آن است که در یک هوا تنفس میکنیم. هوای خیابان، محل کار یا خانه، برای همه ما مشترک است. این هوا که در آن نفس میکشیم بخشی از همان سرنوشت مشترک من و شماست. ما به هم گره خوردهایم و از هم جدا نیستیم. من در همین هوایی مینویسم که شما در حال خواندنش هستید.
من و شما، هر کدام «منی» هستیم از یک ملت مشترک. پیچیده نیست. ما همه «من»های یک ملت هستیم و همین «من»ها نقش کلیدی در سرنوشت یک ملت دارند. سادهتر بگویم: گمان نکنید که تاریخ را تنها ابرقدرتها و رهبران میسازند. تاریخ، در حقیقت، حاصل میلیونها «من» است که هر کدام با تمام وجود، نقشی در این نمایش بزرگ ایفا میکنند. در این باره یک حقیقت نیز وجود دارد آن هم اینکه: «من» در گستردگی کشور کوچک به چشم میآیم، اما بخشی سرنوشت ساز از حیات پیکره عظیم کشورم هستم.
اما چگونه این «من»های کوچک، میتوانند در این گستره عظیم، تأثیرگذار باشند؟
شاید فکر کنید که صدای من و شما در میان این همه هیاهو گم میشود یا انتخابهای فردی من و شما، در برابر عظمت مشکلات و چالشهای ملی، هیچ است. اینجاست که باید نگاهی عمیقتر به نقش و سهممان در کشور داشته باشیم. همان طور که قطره قطره آب، دریایی عظیم را میسازد یا یک دانه در خاک، درختی استوار را پدید میآورد، تأثیرگذاری «من»ها نیز از همین تجمعها و پیوستگیها ناشی میشود.
هر انتخاب آگاهانه من و شما، هر عمل مسئولانه من و شما، هر کلمه محبت آمیزی که بر زبان میآوریم یا حتی هر سکوت معنادار من و شما، اثری از خود به جا میگذارد. این اثر، شاید در لحظه قابل مشاهده نباشد، اما مانند موجی نامرئی، در حال گسترش است. وقتی من و شما به قانون احترام میگذاریم، یا در بُعد قویتر به هم وطن خود یاری میرسانیم یا آنکه با مطالعه و تفکر، آگاهی خود را بالا میبریم، در همه اینها ما در حال تقویت تاروپود ملت خود هستیم.
ما «من»های کوچک، وقتی با هم هم صدا میشویم و هدف مشترکی را دنبال میکنیم، نیرویی شگرف پدید میآوریم که میتواند معادلات را برهم زند.
خلاصه این همه من من کردن این است که سرنوشت یک ملت، یک اتفاق از پیش تعیین شده نیست. بلکه حاصل جمع همین اراده ها، انتخابها و همین مشارکتهای کوچک و بزرگ «من» هاست.