چرا طرح محاصره تنگه شکست می‌خورد؟| روزنگار جنگ در ایستگاه چهل و پنجم

  • کد خبر: ۴۰۶۵۸۲
  • ۲۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۲:۵۹
چرا طرح محاصره تنگه شکست می‌خورد؟| روزنگار جنگ در ایستگاه چهل و پنجم
بلومبرگ و تحلیلگران دیگر هشدار داده‌اند که محاصره نه تنها قیمت نفت را بالا می‌برد بلکه احتمال تشدید تنش‌ها و ناتوانی آمریکا در اعمال فشار واقعی بر ایران را به همراه دارد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ تنگه هرمز، شاهراه حیاتی انرژی جهان، همواره نقطه‌ای استراتژیک برای سیاست‌های بین‌المللی و اقتصاد جهانی محسوب شده است. هر گونه تهدید به بسته شدن این گذرگاه، حتی به شکل تهدید یا تحریم دریایی، می‌تواند اثرات گسترده‌ای بر بازار نفت، قیمت بنزین و ثبات اقتصادی کشور‌ها داشته باشد. ایده محاصره دریایی ایران؛ طرحی است که از همین ابتدا با شک و تردید کارشناسان، تحلیلگران سیاسی و حتی متحدان آمریکا مواجه شده است. بسیاری این ایده را غیرعملی، پرهزینه و احتمالا خطرناک می‌دانند، زیرا ایران با توان دریایی، مین‌گذاری و دکترین دفاعی خود، کنترل نسبی این تنگه را در اختیار دارد. حتی تحلیلگران صهیونیست و دریاسالاران پیشین آمریکا هشدار داده‌اند که چنین اقداماتی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و نه تنها ایران عقب‌نشینی نکند، بلکه قیمت نفت و فشار اقتصادی بر کشور‌های غربی افزایش یابد.

۱) محاصره تنگه هرمز و غیرعملی بودن آن

طرح محاصره تنگه هرمز، از نگاه تحلیلگران بین‌المللی و نظامی، نمونه‌ای آشکار از اقدامات ناکارآمد و پرهزینه است. نیویورک‌تایمز با یادآوری تناقض ترامپ در موضع‌گیری نسبت به باز بودن یا بسته شدن تنگه، این طرح را مورد تمسخر قرار داده و سوال کرده که آیا آمریکا واقعاً توانایی کنترل عبور و مرور کشتی‌ها را دارد یا خیر. دریاسالاران پیشین آمریکا مانند جان میلر، با اشاره به توان ایران در مین‌گذاری و تسلط بر مسیر‌های دریایی، بیان کرده‌اند که بازگشایی تنگه تحت چنین شرایطی بسیار دشوار است. بلومبرگ و تحلیلگران دیگر هشدار داده‌اند که محاصره نه تنها قیمت نفت را بالا می‌برد بلکه احتمال تشدید تنش‌ها و ناتوانی آمریکا در اعمال فشار واقعی بر ایران را به همراه دارد. این موضوع نشان می‌دهد که استراتژی محاصره، به جای تأثیرگذاری بر ایران، بیشتر ابزاری برای فشار تبلیغاتی و سیاست داخلی بوده و حتی متحدان سنتی آمریکا، مانند ناتو، بریتانیا، استرالیا و ژاپن، تمایلی به مشارکت در آن ندارند. بسیاری معتقدند این طرح از سر استیصال طراحی شده و فاقد پشتوانه نظامی واقعی است.

۲) مخالفت متحدان آمریکا با همراهی در محاصره

یکی از عوامل شکست طرح محاصره، عدم همراهی متحدان سنتی آمریکا بود. کشور‌های اروپایی و آسیایی، از جمله استرالیا، ژاپن و اعضای ناتو، آشکارا اعلام کردند که در محاصره ایران مشارکت نخواهند کرد. این موضع‌گیری‌ها نشان می‌دهد که ائتلاف بین‌المللی علیه ایران تضعیف شده و آمریکا برای اجرای سیاست‌های خود به تنهایی با خطرات فراوان مواجه است. بلومبرگ و اکونومیست هشدار داده‌اند که این عدم همراهی، نه تنها اعتبار آمریکا را کاهش می‌دهد، بلکه خطر فروپاشی ناتو و کاهش نفوذ واشنگتن در سطح جهانی را افزایش می‌دهد. از این منظر، محاصره تنگه هرمز بدون حمایت متحدان، بیش از آنکه ابزاری عملی باشد، نماد انزوا و ناکامی سیاست خارجی آمریکا است.

۳) پیامد‌های اقتصادی جنگ و جهش نفت، بنزین و تورم

محاصره یا تهدید به بسته شدن تنگه هرمز، به شکل مستقیم بر اقتصاد جهانی اثرگذار است. قیمت نفت به سرعت واکنش نشان داده و با عبور از مرز ۱۰۰ دلار، فشار اقتصادی بر کشور‌های واردکننده انرژی افزایش یافت. وال‌استریت ژورنال و فایننشال تایمز گزارش داده‌اند که این روند نه تنها در بازار نفت، بلکه در زندگی روزمره مردم آمریکا نمود یافته و فشار بر خانوار‌ها افزایش یافته است.

افزایش تورم نیز یکی دیگر از پیامد‌های مستقیم جنگ و تهدید به بسته شدن تنگه است؛ صندوق بین‌المللی پول هشدار داده که ادامه بسته ماندن این مسیر، رشد اقتصادی جهانی را کند کرده و تورم را تشدید خواهد کرد. سی‌ان‌ان و پیتر شیف پیش‌بینی کرده‌اند که کاهش دسترسی به نفت و تأثیرات ناشی از انسداد مسیرها، حتی می‌تواند به قیمت‌های بالای ۱۵۰ دلار برای هر بشکه نفت بینجامد. در کنار این، اثرات جنگ بر بازار‌های مالی نیز محسوس است؛ سقوط بازار سهام تل‌آویو و آشکار شدن آسیب‌پذیری‌های انرژی اسرائیل نمونه‌ای از اثرات منطقه‌ای و جهانی است.

۴) شکست راهبردی ترامپ و افول موقعیت آمریکا

یکی از پیامد‌های جدی این بحران، شکست راهبردی ترامپ در مدیریت بحران و جنگ احتمالی با ایران بود. تحلیلگران و سیاستمداران آمریکایی از جمله جان آساف، آنتونی بلینکن و جان بولتون تاکید کرده‌اند که ترامپ نتوانست اهداف نظامی یا راهبردی مشخصی را محقق کند و در نهایت به نوعی تسلیم واقعیت‌های میدانی ایران شد. رئیس جمهور فنلاند و تحلیلگران بین‌المللی نیز اذعان دارند که ایران در برابر آمریکا دست برتر را دارد و مذاکرات آمریکا بدون دستیابی به نتیجه مشخص، نشانگر محدودیت قدرت واشنگتن است.

این شکست استراتژیک نه تنها در بعد نظامی، بلکه در دیپلماسی و اعتبار بین‌المللی نیز نمایان شد. گلوبال ریسرچ گزارش داده که نظامیان آمریکایی فاقد پلن B بوده‌اند و جان بولتون تاکید کرده که ترامپ خود را در گوشه رینگ گرفتار کرده است. تحلیلگران نتیجه گرفته‌اند که برنده واقعی این بحران، ایران بوده و آمریکا با پیامد‌های سیاسی و اقتصادی گسترده مواجه شده است.

۵) بحران سیاسی داخلی ترامپ و ریزش محبوبیت

تبعات شکست در سیاست خارجی و تهدید به محاصره، به سرعت در سیاست داخلی آمریکا ظاهر شد. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که بیش از ۷۰ درصد از آمریکایی‌های مستقل از عملکرد ترامپ ناراضی هستند و رضایت عمومی به پایین‌ترین حد خود رسیده است. بحران بی‌سابقه انصراف از خدمت در ارتش آمریکا و شکاف در جریان ماگا نشان می‌دهد که حمایت داخلی از ترامپ به شدت کاهش یافته است. فیلیپکوفسکی و مارجوری تیلور گرین اشاره کرده‌اند که جمهوری‌خواهان نگران انتخابات کنگره هستند و متحدان سیاسی ترامپ یکی پس از دیگری در حال فاصله گرفتن از او هستند. رسانه‌ها مانند نیوزویک حتی بحث از هفته «مرگ ماگا» مطرح کرده‌اند که نمادی از بحران داخلی و کاهش نفوذ ترامپ در حزب جمهوری‌خواه است.

۶) تاب‌آوری و دست برتر ایران

در برابر تمامی تهدیدات، ایران از تاب‌آوری و قدرت بازدارندگی بالایی برخوردار است. تحلیلگران نظامی و دیپلماتیک تاکید کرده‌اند که موشک‌های بالستیک، پهپاد‌ها و ظرفیت مهار عرضه انرژی ایران همچنان فعال است و ایران می‌تواند فشار‌های خارجی را کنترل کند. جان آساف و تحلیلگران صهیونیست نیز اشاره کرده‌اند که ایران در طول دهه‌ها تحریم و فشار اقتصادی، توانسته است تاب‌آوری خود را حفظ کند و اکنون در مذاکرات و میادین بین‌المللی در سطح یک ابرقدرت حضور دارد. این قدرت بازدارندگی، توازن قوا را در منطقه به نفع ایران تغییر داده و آمریکا و متحدانش را در موقعیتی نسبتاً ضعیف قرار داده است.

۷) دیپلماسی، آتش‌بس و مذاکرات

با وجود تنش‌ها، دیپلماسی و تلاش برای آتش‌بس ادامه داشت. مذاکرات میان ایران و آمریکا، با میانجیگری کشور‌های ثالث مانند پاکستان، مصر و ترکیه، در مسیر رسیدن به توافق پیش می‌رفت. دبیرکل سازمان ملل و رسانه‌ها از پیشرفت‌های محدود در مذاکرات خبر دادند و تاکید کردند که دو طرف باید به آتش‌بس پایبند باشند. واشنگتن‌پست و منابع دیگر اشاره کرده‌اند که ایران با دیپلماسی حرفه‌ای، توانسته است از هر گونه درگیری مستقیم جلوگیری کند و با آمریکا وارد تعاملات کنترل‌شده شود. این روند نشان می‌دهد که در کنار تهدید نظامی، دیپلماسی و میانجی‌گری نقش مهمی در کاهش تنش‌ها و مدیریت بحران ایفا می‌کند.

۸) واکنش‌های مذهبی و حمله ترامپ به پاپ

پس از انتقاد پاپ از جنگ با ایران، موضع‌گیری ترامپ و انتشار عکسی در قالب حضرت عیسی (ع) واکنش‌های مذهبی و کلیسا را نیز به دنبال داشت. پاپ لئو و مشاوران واتیکان نسبت به اقدامات ترامپ هشدار داده و او را متهم به خودبزرگ‌بینی و نقض اصول اخلاقی کردند. رسانه‌ها و سیاستمداران، از جمله مارک کلی و مارجوری تیلور گرین، این حملات را نفرت‌انگیز و غیرقابل قبول دانستند. واکنش‌ها نشان داد که اقدامات شخصی ترامپ علیه شخصیت‌های مذهبی، حتی در شرایط بین‌المللی حساس، می‌تواند اعتبار سیاسی و اخلاقی آمریکا را در عرصه جهانی تضعیف کند و توجه جهان را از مسائل استراتژیک به رفتار‌های فردی رئیس‌جمهور معطوف سازد.

۹) نقش اسرائیل و انتقاد از نتانیاهو

جنگ و بحران تنگه هرمز همچنین تاثیرات مستقیم بر اسرائیل و سیاست‌های نتانیاهو داشت. رسانه‌ها و تحلیلگران بین‌المللی از جمله تایمز اسرائیل و برنی سندرز، عملکرد نتانیاهو را در خاورمیانه ناکافی دانسته و تاکید کردند که اسرائیل در مدیریت بحران و سیاست‌های منطقه‌ای آسیب‌پذیر شده است. بازار سهام تل‌آویو سقوط کرد و آسیب‌پذیری‌های انرژی اسرائیل آشکار شد. کارشناسان فلسطینی و تحلیلگران دیگر نیز هشدار دادند که نفوذ اسرائیل در تشدید بحران‌ها، نه تنها باعث کاهش اعتبار بین‌المللی این رژیم می‌شود، بلکه روند صلح و ثبات منطقه‌ای را نیز تهدید می‌کند.

جمع‌بندی

بحران تهدید به محاصره تنگه هرمز و از سرگیری جنگ احتمالی با ایران، نمونه‌ای کامل از تلاقی سیاست خارجی، اقتصاد، دیپلماسی و قدرت نرم و سخت است. طرح محاصره، علی‌رغم شعار‌ها و تهدیدها، ناکارآمد و پرهزینه ارزیابی شد و پیامد‌های اقتصادی آن بر بازار نفت، تورم و قیمت بنزین مشهود بود. شکست راهبردی ترامپ و کاهش محبوبیت او در سیاست داخلی، در کنار تاب‌آوری و موقعیت برتر ایران، نشان‌دهنده تغییر توازن قدرت در منطقه و عرصه بین‌المللی است.

مخالفت متحدان آمریکا و نقش محدود دیپلماسی و میانجی‌گری، اهمیت تعامل و همگرایی در مدیریت بحران را برجسته می‌کند. در کنار این، واکنش‌های مذهبی و نقد‌های بین‌المللی نسبت به رفتار‌های ترامپ و اسرائیل، اهمیت اعتبار اخلاقی و سیاسی را در معادلات جهانی نشان می‌دهد. در نهایت، این بحران به وضوح نشان می‌دهد که قدرت سخت بدون پشتوانه دیپلماسی و همسویی متحدان، نه تنها ناکارآمد است، بلکه می‌تواند اعتبار و موقعیت یک کشور را در سطح بین‌المللی کاهش دهد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.