به گزارش شهرآرانیوز، حدود ساعت ۴ بامداد (بیست وچهارم فروردین) بود که صدای دلخراش وفریادهای دلهره آورمردی که درطبقه چهارم یک مجتمع مسکونی ۵طبقه سکونت داشت، خواب را ازچشمان همسایگانش ربود. جیغهای، کمک! کمک! که به نالههای دردناک شباهت داشت، همه ساکنان مجتمع را با لباسهای خواب از منازل بیرون کشید، هر کدام حیرت زده و نگران از دیگری درباره ماجرا سوال میکرد، اما همه با چشمانی مضطرب به طبقه چهارم مینگریستند، جایی که همسایگان نزدیک به واحد آپارتمانی، طبقه چهارم رامحل جیغ و فریاد نشان میدادند. با این وجود خیلی زود همه سرو صداها خوابید ودیگرحتی صدای ناله هم به گوش نمیرسید. یکی ازاهالی با تصوراین که مشکل خانوادگی است، بی درنگ گوشی تلفن را برداشت و شماره مصطفی (مرد جوان ساکن در طبقه چهارم) را گرفت ولی کسی پاسخ تلفن را نداد. او به ناچار پیامکی برای همسایه اش فرستاد و نوشت «مشکلی پیش آمده؟»، اما درکمال ناباوری پاسخی دریافت کرد که «من ماموریتم! همسرم نیزدرخانه خواهرش است!» با این جمله همسایگان بیشترنگران وکنجکاو شدند چرا که میدانستند «مصطفی» درخانه است. درهمین هنگام بود که یکی از ساکنان مجتمع ناگهان دست انسانی را روی دیوارتراس دید که بلافاصله دستش را کشید و خود را به پشت بام منزل یکی دیگر از اهالی محل انداخت.

همسایگان جوان۲۹ساله که دیگرتردیدی نداشتند با سارقان منزل روبهرو شدهاند، خیلی سریع با پلیس۱۱۰تماس گرفتند، اما جوانی که در پشت بام بود، ازطبقه چهارم به روی کاپوت پرایدی پرید که درون حیاط خلوت پارک شده بود با آن که کاپوت فرورفت و شیشه پراید شکست، اما اوکه تصویر عجیبی را با چند خنجر وحشتناک روی گردن و پشتش خالکوبی کرده بود وبدنی قوی داشت از روی پراید پایین پرید وتلاش کرد تا ازروی دیوارمنزل یکی ازهمسایگان به داخل خیابان فرارکند، اما هنوزتلاش میکرد تا خود را روی دیوار برساند که گروه گشت انتظامی با هدایت مستقیم سرگرد احسان سبکبار (رئیس کلانتری شفا) خود را به محل ارتکاب جرم رساند و با هوشیاری وکمک شهروندان، جوان معروف به «سامورایی» را دستگیر کردند. درهمین حال مشخص شد که همدست او هنوز از طبقه چهارم خارج نشده است. وقتی سروان عشت آبادی به همراه دیگر عوامل انتظامی پلهها را یکی دوتا بالا رفتند، کسی در واحد آپارتمانی را باز نمیکرد.
نیروهای انتظامی که با گزارش همسایگان احتمال میدادند جان انسانی درخطر باشد با توسل به زور، درواحد آپارتمانی را گشودند و با جوان ۱۹ سالهای روبهرو شدند که با خیال راحت، پکهای عمیقی به سیگارش میزد و دودآن را به هوا میفرستاد. وقتی حلقههای قانون بردستان این جوان مرموزگره خورد ناگهان چشم افسرکلانتری روی پیکر بی جان مردی خیره ماند که پشت تخت خواب افتاده بود. آنها بلافاصله پیکرصاحبخانه۲۹ساله را به روی تخت انتقال دادند و سراسیمه با امداد گران اورژانس تماس گرفتند. همه اهالی دعا میکردند که جوان همسایه زنده باشد ولی خیلی زود مرگ وی مورد تایید قرار گرفت و بدین ترتیب ماجرای این جنایت تکان دهنده درهمان سپیده دم به قاضی ویژه قتل عمد مشهد گزارش شد.
باتوجه به اهمیت وحساسیت این ماجرای جنایی، بی درنگ قاضی دکتر صادق صفری به همراه گروهی تخصصی ازکارآگاهان ورزیده پلیس آگاهی وپزشک قانونی به سوی بولوارابوطالب حرکت کرد.
با ورود مقام قضایی به محل جنایت، سکوتی عجیب حکم فرما شد و اهالی با چشمانی اشک آلود وگلوهای بغض گرفته به تشریح آنچه پرداختند که درگذرسریع زمان آنها را دربهت وحیرت فروبرده بود. با دستور ویژه قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی وانقلاب مشهد، جستوجوهای تحقیقاتی درحالی آغازشد که کوله پشتی دوجوان سارق در گوشه اتاق خودنمایی میکرد و چاقویی نوک کج نیز درکنارش افتاده بود. وقتی زیپ کوله پشتی بازشد خنجرسامورایی بزرگ به همراه دستکش و چند گوشی نمایان شد. دو متهم که درصحنه آدمکشی به دام افتاده بودند، خود را سارقانی معرفی کردند که برای سرقت ۳۰گرم طلا به منزل مصطفی (مقتول) آمدهاند!
ولی همین کلمه «۳۰گرم» کافی بود تا قاضی با تجربه ویژه قتل عمد به ماجرای سرقت مشکوک شود. به همین دلیل کنکاشهای تخصصی در منزل محل وقوع جنایت وارد مرحله جدیدی شد چرا که بیان وزن طلاهایی که هنوزسارقان موفق به یافتن آن نشده بودند یکی ازگرههای جنایی این پرونده سرقت بود و احتمال میرفت افراد دیگری نیز دراین ماجرا نقش داشته باشند.
درحالی که دکتروکیلی (پزشک قانونی) علت مرگ جوان ۲۹ ساله را خفگی ازطریق انسداد راه تنفسی اعلام کرد، گروه تخصصی کارآگاهان به سرپرستی سرهنگ ولی نجفی (رئیس دایره قتل عمد پلیس آگاهی مشهد) وارد عمل شدند و به واکاویهای تخصصی درباره این جنایت هولناک پرداختند. اگرچه انگیزه سارقان درخصوص سرقت طلا با شواهد و مدارک صحنه جرم مطابقت داشت، اما بهره گیری ازتجربیات قضایی و بررسیهای دقیق علمی وفنی، پایههای این انگیزه جنایی را لرزان کرد. به همین دلیل و با دستورقاضی دکترصادق صفری، دو متهم پس ازثبت بازجوییهای مقدماتی درکلانتری شفا به شعبه ویژه پروندههای جنایی انتقال یافتند تا ریشه یابی این جنایت تکان دهنده با حضورسروان آرمین منفرد (افسر پرونده) و سرپرست گروه تخصصی کارآگاهان ادامه یابد. این باردومتهم جوان مقابل میزعدالت ایستادند و به سوالات مقام قضایی درحالی پاسخ دادند که تناقض گویی و داستان سراییهای آنان با هرسوال فنی و دقیق قاضی صفری رنگ میباخت و درگردابی خود ساخته دست وپا میزدند. متهمان پای مردی ناشناس را به میان کشیدند و درقصهای دیگر گفتند:با مردی دریک کافه آشنا شدیم که احتمالا ازدوستان مقتول بود چرا که ازجزئیات زندگی او اطلاع داشت. آن مرد ناشناس کلید خانه مصطفی را به ما داد و مدعی شدآن جا ۳۰گرم طلا درون کشوهای کمد وجود دارد و شما به راحتی میتوانید آنها را برای خودتان بردارید!. ولی متهمان بلافاصله ازنگاه ناباورانه قاضی فهمیدند که این داستان هم باورپذیرنیست.
هنوز یک ساعت ازاین جلسه بازپرسی نگذشته بود که سروان منفرد با دستورمقام قضایی رمزگوشی متهم۱۹ ساله را گشود که تصویری ازیک دختر۱۹ساله نمایان شد وسرنخهایی ازیک عشق مجازی به دست آمد که برفرضیههای قاضی ویژه قتل عمد و کارآگاهان پلیس جنایی مهرتایید میزد.
این متهم که حالا همه راههای گریز را بسته میدید به عشق پوشالی درفضای مجازی اعتراف کرد ولی بازهم تلاش کرد تا نقش آن دختردر این ماجرای جنایی را بی اهمیت جلوه دهد. درهمین حال او به یکباره ادعا کرد دختری که من عاشق او هستم با همسرمقتول رابطه فامیلی دارد ...
با این ادعاها، کلاف این ماجرای جنایی هرلحظه پیچیده ترمی شد تا این که قاضی با صدوردستورهای محرمانه ازکارآگاهان خواست به تحقیق نامحسوس اطلاعاتی بپردازند؛ بنابراین کارآگاهان به سراغ «مهشید» (دختر مورد علاقه متهم) رفتند و اورا نیزدستگیرکردند. این دختر، اما راز جنایت را فاش کرد وگفت:کلیدهای منزل خالهام را من دراختیاردوستم «یاسین» گذاشتم چرا که به خاطر برخی موضوعات خانوادگی از او ناراحت بودم و قصد داشتم از این طریق شوهر خالهام را گوش مالی بدهم!
این گونه بود که ماجرا را برای یاسین بازگو کردم و او هم که به خاطر ناراحتی من خیلی عصبانی شده بود، نقشه سرقت طلا را با یکی از دوستانش طراحی کرد و شبانه درحالی به خانه خالهام رفتند که من فکرنمی کردم آنها دست به آدمکشی بزنند و چنین حادثه وحشتناکی رقم بخورد ...
تحقیقات بیشتر درباره زوایای پنهان این جنایت هولناک همچنان با راهنماییهای قضایی و زیر نظر سرهنگ محمدباقر پهلوان (رئیس اداره جنایی آگاهی) ادامه دارد.
منبع: خراسان