لیگ عملاً نفسهای آخر را میکشد، جام حذفی هم معلوم نیست به کجا میرسد، و فدراسیون با زمزمه معرفی استقلال و تراکتور بهعنوان سهمیههای ایران (و تیم سوم به لیگ دو آسیا)، عملاً بیانیه مرگ زودهنگام مسابقات را امضا کرده است. اما نکته طنزآمیز ماجرا اینجاست؛ آنها میگویند «معرفی سهمیهها به معنای تعیین قهرمان نیست» و قهرمان واقعی بعد از جام جهانی مشخص میشود!
سؤال اینجاست؛ چه تیمی بعد از مشخص شدن سهمیهها برای «قهرمانی» که هیچ جایزهای جز یک طلسم تشریفاتی ندارد، میجنگد؟ چه پاداشی در کار است؟ جام قهرمانی یعنی چه وقتی تکلیف تیمهای آسیایی از قبل روشن شده؟ این دیگر فوتبال نیست، گفتاردرمانی برای آرام کردن هواداران پرسپولیس و دیگران است.
اما طنز بزرگتر جایی است که میپرسیم اصلاً برگزاری لیگ بعد از جام جهانی با کدام بازیکنان؟ قرارداد بیشتر ستارگان تمام شده، باشگاهها از نظر مالی فلجاند و احتمالاً تیمها با تلفیقی از بازیکنان نوجوان و لژیونرهای خیالی به میدان میآیند. آرایش باشگاهها در آن مقطع زمانی چیزی شبیه به تیمهای دسته چندمی است که صرفاً برای پر کردن تقویم به زمین میروند.
جالبتر از همه، وعده ادامه لیگ بعد از جام جهانی است؛ انگار جهان تا آن زمان منتظر معجزه خواهد ماند. فدراسیون با این کار نه به فوتبال، که به کمدی سیاه خدمت کرده است. هر چه هست، فعلاً باید کلاه طنز را بگذاریم روی سر و تماشا کنیم که چگونه لیگی که نفسنفس میزند، هنوز ادعای نفسکشیدن بعد از مسافرت جهانی را دارد. گویا فقط قهرمان واقعی این ماجرا، خود طنز است.