به گزارش شهرآرانیوز؛ در هفتههای اخیر، انیمیشنهای کوتاه لگویی درباره سناریوهای فرضی تقابل ایران و آمریکا در YouTube و شبکههای اجتماعی وایرال شده و واکنشهای گستردهای برانگیختهاند. این ویدئوها با زبانی ساده، طنزآمیز و بصری، موضوعی پیچیده را به شکلی قابلفهم برای مخاطب عمومی تبدیل کرده و پیش از هر تحلیل عمیق، تصویر اولیهای در ذهن مخاطب میسازند.
اهمیت این پدیده بیش از آنکه در محتوا باشد، در «فرم روایت» آن است؛ جایی که سرعت، جذابیت و قابلیت اشتراکگذاری، توجه مخاطب را بهدست میگیرد و حتی بر درک او از واقعیت اثر میگذارد. بهویژه برای نسل جوان، این محتواها گاه اولین مواجهه با مسائل ژئوپلیتیکی هستند.
در این میان، برای رسانههای ایرانی یک نکته کلیدی وجود دارد: نادیده گرفتن این الگوهای جدید روایتسازی، به معنای عقب ماندن در رقابت بر سر «توجه» و در نهایت «اثرگذاری» است. اگر روایتهای پیچیده و چندلایه تنها در قالبهای رسمی و کممخاطب ارائه شوند، طبیعی است که میدان اولیه شکلگیری ذهنیت مخاطب به محتوای سادهتر، اما جذابتر واگذار شود.
البته این روایتسازی هم فقط برای لگو نیست برای تمام ابعاد هنری و رسانهای دیگر هم جوابگو است به طور مثال موسیقی که کارن همایونفر برای سیدحسن نصرالله سرود و هنوز در خاطره جمعی مردم ایران و کشورهای عربی مانده است و مداحیهایی که این روزها میچرخد و.
در نهایت، در دورانی که «حقیقت» بیش از پیش در میان روایتهای متکثر قرار گرفته، این توانایی تولید محتوای بصری سرگرم کننده است که میتواند روایت غالب را شکل دهد.
البته بیبیسی در گزارشی با این تیتر که «ایران پیروز جنگ روایتهاست؟» نوشت که بهنظر میرسد همزمان با شلیک موشک، ترکیبی از میم، ویدیوهای ساختهشده با هوش مصنوعی، مداحیهای مدرن و رپ فارسی و انگلیسی کفه پروپاگاندای ایران را در جنگ با آمریکا و اسرائیل سنگین کرده است.
منبع: فارس