مترجم: عادل نجفی| نگاهی دوباره به اطراف خود بیندازید. چه میزان از رفتارها و کنشها و واکنشهایی که دارید، بهخاطر خود شماست و از اطرافیان یا محیطی که در آن حضور دارید، تأثیر نگرفته است؟ همه ما فارغ از سن، جایگاه شغلی، جنسیت، مذهب یا هر متغیر اجتماعی که درنظر بگیرید، رفتارها و فعالیتهایی داریم که متأثر از استانداردها و هنجارهای جامعه و محیط پیرامونی ماست. کلیشه آنطورکه در تعریف رایج آن آمده است، به یک اصطلاح یا ایده اشاره دارد که بهدلیل مصرف بیش از حد و مفرط، معنای اصلی یا اثر خود را از دست میدهد و حتی آزاردهنده میشود. نمونههای زیادی از این رویکردها را در زندگی روزمره خود میتوانیم پیدا کنیم، اما بد نیست بدانید کلیشهها و تأثیرات آن، نهتنها در جهان پدیده بسیار رایجی است، بلکه چندان تفاوت مردانه و زنانه نیز ندارند. جانبداریها و کلیشهها در زندگی همه ما اثرگذار هستند.
محدودیتهایی از جنس مردانه
اما همانطورکه در ابتدا اشاره شد کلیشهها و هنجارهای اجتماعی چندان تفکیک جنسیتی و طبقاتی ندارند و اگر فردی خارج از نقشهای جنسیتی و قواعد عمومی برخورد کند، جامعه بهصورت اتوماتیک با آن برخورد میکند. بنابراین مردان و زنان تلاش میکنند رفتارهای خود را منطبق با این استانداردهای نانوشته تنظیم کنند.
براساس پژوهشی در سال2014 در ایالات متحده، مردانی که در محیط کار خود گریه کنند در مقایسه با زنانی که گریه میکنند، کمتر نیروهای شایسته و دارای صلاحیت شناخته میشوند. در همان جامعه آمریکایی، بیشاز یکسوم پسران حاضر در جامعه آماری یک پژوهش اجتماعی، معتقد بودند که جامعه از آنها انتظار دارد قوی و سرسخت باشند؛ چراکه «باید مرد باشند» و «از پس همهچیز برآیند».
یکی از معروفترین نمونههای چنین رفتارهایی در جامعه آمریکا، میزان استفاده آقایان از مرخصی زایمان هنگام بهدنیا آمدن فرزندان است. براساس آمارها فقط 36درصد از آقایان شاغل در بخش عمومی، از تمام طول مدت مجاز این مرخصی استفاده میکنند؛ چراکه نگران حواشی و برچسبهای محیط کار مبنیبر همراهی بیش از حد با همسر یا بهانهگیری برای غیبت در محیط کار هستند.
این مثالها و نمونههای بسیار زیاد دیگری که از این دست رفتارها میتوان بیان کرد، نشان میدهد در جوامع مختلف، علیرغم محدودیتهای کمتر درباره مسائل ظاهری چون پوشش و رفتارهای اجتماعی، استانداردهایی نظیر «نانآور» بودن یا به خودی خود،«مردبودن»، فشارهای زیادی به جامعه آقایان وارد میکند.
محدودیت هست اما کم است
براساس باورهای عمومی در سراسر جهان، در جوامع برای زنان، استانداردها و هنجارهای پوششی و رفتاری بیشتری نسبتبه مردان وجود دارد. به نظر میرسد بسیاری از رفتارها و کنشهای اجتماعی زنان به دلایل و ریشههای تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی با محدودیتهای بیشتری نمایان میشود و این موضوع در جوامع مختلف با شدت و ضعف بروز پیدا میکند. یکی از شاخصهای مناسب برای درک چنین تفاوتهایی، در محیطهای کاری است که زنان و مردان در آن فعالیت میکنند.
از موضوع دستمزدهای کمتر برای حوزههای شغلی برابر که بگذریم، در جوامع اروپایی و آمریکایی، از زنان انتظار میرود با پوشش، آرایش و برخوردهای متفاوتی با مردان در محل کار حاضر شوند؛ مواردی که شاید برای مردان کمتر به آن پرداخته شده است. برای نمونه در بیشتر فضاهای کاری رسمی در ایالات متحده، این تفاوتها میان پوشش مردان و زنان وجود دارد که مردان از آن ناراضی هستند.
آقایان باید شلوارهای بلند و ترجیحا ست با کت به تن داشته باشند، درحالیکه زنان انتخابهای بیشتری دارند.
زنان میتوانند از کفشهای جلوباز و صندل استفاده کنند ولی آقایان اجازه ندارند.
زنان میتوانند اغلب مدلهای مو و حتی بلندی و کوتاهی آن را انتخاب کنند، آقایان تنها مجاز به اصلاح و آرایش با مدلهای موی کوتاه هستند.
مردان مجاز به استفاده از زیورآلات و اقلام تزئینی نیستند.