به گزارش شهرآرانیوز؛ هنریک ایبسن از نمایشنامهنویسان مطرح قرن نوزدهم است که در آثارش میل به کشف حقیقت، شخصیتپردازی پیچیده، نقد ساختارهای اجتماعی و ... وجود دارد و همین موارد آثار او را نامیرا و جهانی کرده است.
شاید اگر در میان برترین درامنویسان تاریخ دنیا، نام هنریک ایبسن وجود نداشت، نروژ در تاریخ درامنویسی دنیا سهم چندانی نداشت، گویی ایبسن با حضور و قلمش، نماینده توانایی برای درام نروژ در قرن نوزدهم تلقی و باعث میشود که پس از انگلیس، فرانسه و اسپانیا از نروژ و هنریک ایبسن هم حرف زده شود. ایبسن، شاعر و نمایشنامهنویس نروژی تبار، با آثار مطرحی چون «خانه عروسک»، «اشباح»، «مرغابی وحشی» و بهویژه «دشمن مردم» شناخته میشود.
شاکله درام ایبسن در بررسی کلی آثار او، ویژگیها و خصایص ملموسی دارد که میتوان به برخی از آنها اشاره کرد.
ایبسن در شخصیت پردازی و پرداخت به کاراکترها، بسیار پیچیده و مرکب عمل میکند و شخصیتها از لحاظ وجوه کلی، چه درونی و چه بیرونی به سطح و تیپ بسنده نمیکنند و قابلیت تحلیل در ابعاد مختلف را دارا هستند. شخصیتها در درام ایبسنی، انسانهایی با اهدافی پیچیده هستند که در مسیر رسیدن به این اهداف، با درگیری، تنش و تعارضات درونی نیز دست و پنجه نرم میکنند که گذشتههایی پنهان و نامشخص دارند. رفتار شخصیتها نتیجه منطق روانی آنهاست، نه صرفا نیازهای داستانی.
در درام ایبسن، بهویژه سه اثر «خانه عروسک»، «اشباح» و «دشمن مردم» اتفاقات در گذشته رخ دادهاند و اکنون پیامدها، تک به تک آشکار میشوند. به نوعی فرایند اکسپوزیشن یا همان (افشا) که از مهمترین فنون در درامنویسی است و شاید سختترین و چالشیترین نکته در نگارش یک اثر دراماتیک شمرده میشود، توسط وقایعی که در گذشته توسط کاراکترها رخ داده است، صورت میگیرد.
درام ایبسن، کاملا بیرونگرد است و درونگرد نیست، ایبسن برای آثار خود از سوژههایی استفاده میکند که تنها در کنج اتاقی در دل یک محله آرام نمیگذرد و اتفاقا کاملا بیرونی است و واکنشی به جامعه اطراف خود دارد، که این موضوع بسیار مهم است و شایسته است که تطبیقی با اصلیترین چالش درامنویسان جوان ایرانی صورت داد؛ آثاری که امروزه در سالنهای تئاتر، توسط دانشجویان یا نو ورودان به این حرفه به نگارش درآمده و به صحنه میرود، دارای یک مولفه کلی است که ۹۰ درصد آثار را شامل میشود. این مشکل بدین شرح است که اغلب آثار، از لحاظ محتوایی کاملا درونی هستند و موقعیتهای مکانی این نمایشها عمدتا در فضاهای بسته، آپارتمانی و یا موقعیتهایی میگذرد که ارتباط مستقیمی با جامعه و بیرون سالنهای تئاتر ندارد و واکنش مخاطب نسبت به این آثار که صرفا درونی هستند، در عمده اوقات واکنش درخور و مثبتی نیست چون تماشای درونیات صرف، چه مولفه و جذابیتی برای مخاطب خواهد داشت؟ همین موضوع سبب آسیب به دید و ذهنیت مخاطب نسبت به تئاتر میشود.
اصلیترین دلیلی که این آثار مورد توجه قرار نمیگیرد، همین بیش از حد درونی بودن آثار است و ایبسن نمونه خوبی برای اصلاح این شیوه است، زیرا ایبسن با بهرهگیری از جهانبینی و تخیل خود دست به خلق آثاری میزند، که بیرونگرد هستند و ارتباط و سنخیتی با جامعه دارند. در ادامه با بررسی تحلیلی این موارد در نمایشنامه «دشمن مردم» در راستای آشنایی بیشتر با درام ایبسنی، میپردازیم.
دکتر استوکمان، پزشک شهر کوچکی که اقتصادش به آبگرمها وابسته است، کشف میکند که آبها آلودهاند و سلامت مردم را تهدید میکنند. او میکوشد حقیقت را اعلام کند، اما شهردار که برادرش هم هست و صاحبان منافع از ترس آسیب اقتصادی به آبرو و تجارت شهر، سعی میکنند یافتههای او را پنهان کنند.
روزنامهنگاران ابتدا از استوکمان حمایت میکنند اما بهمحض درک پیامدهای مالی، علیه او میشورند و افکار عمومی نیز با فشار و هیجانزدگی به دشمنی با او برمیخیزد. در نهایت، او منزوی و طرد میشود اما با وجود همه اینها تصمیم میگیرد بماند و بر اصول خود پای بفشارد، حتی اگر تنها باشد.
این خلاصه داستانی از این نمایشنامه است. همانطور که پیشتر عنوان شد شخصیتها در درام ایبسن پیچیده هستند، از خلاصه داستان مشخص است که شخصیت اصلی این نمایشنامه دکتر استوکمان است، در شخصیت پردازی میبینیم که موقعیت دراماتیک، شرایطی را ایجاب و ایجاد میکند که کاراکترها قصد و امیال درونی خود را افشا کنند و این موضوع سبب میشود که مخاطب تا انتها همراه شود، زیرا تا انتها این امکان، ممکن میشود که هر کاراکتر تغییر رنگ و تغییر قصد دهد و به سمت دیگری حرکت کند. دکتر استوکمان ممکن است که دیگر به فکر آبهای آلوده نباشد و امکاناتی را که در ازای رها کردن این موضوع به وجود میآید دنبال کند.
از آن سو شهردار، ممکن است از میز و صندلی ریاست کنارهگیری کند و در سمت درست تاریخ بایستد و همین چالشها باعث میشود که درام ایبسن تا انتها تماشایی بماند، علاوه بر آن با نمادگذاری و انتخاب جایگاه اجتماعی کاراکترها، ایبسن گریز و نقدی به ساختارهای اجتماعی وارد میکند، اما این نقد به سمت سیاسی شدن نمیرود و در سطح جامعه میماند. برای مثال نقد به فضای ژورنالیستی آن زمان از موارد قابل توجه است که روزنامهنگاران در ازای امکانات مالی دست از حمایت از حقیقت و دکتر استوکمان برمیدارند.
در انتخاب موقعیتها ایبسن در این نمایشنامه مکانهایی را انتخاب میکند که در آنها تنش امکان قدرت گرفتن دارد و از همین تنش در راستای افزایش بار دراماتیک روایت خطی شکل داده، استفاده میکند. اتفاقات عمدتا در «خانه دکتر استوکمان»، «دفتر روزنامه» و «سالن جلسه» میگذرد، این فضاها به دلیل سربسته بودن و تراکم، تنش را تشدید میکند، زیرا شخصیتها به شکلی پیوسته باهم در برخورد هستند.
نکته بسیار حائز اهمیت در این اثر، نوع پایانبندی و نتیجهگیری آن است. ایبسن نتیجهگیری باز را انتخاب میکند و با پرسشهایی فلسفی مخاطب خود را تنها میگذارد که هزینه آزاداندیشی به چه میزان است؟ بیان حقیقت چه چالشهایی را میسازد؟ و مواردی دیگر مانند «تنهایی انسان در برابر فشار جمع» را یادآور میشود.
ایبسن علاوه بر شهرت جهانی، در ایران نیز مورد توجه قرار گرفته است و از سال های دور تا امروز آثار مختلف او در سالنهای تئاتر ایران به صحنه رفته است.
تعدادی از اجراهای برجسته از آثار او در ایران به شرح زیر است:
«دشمن مردم» در سال ۱۳۸۵ توسط اکبر زنجانپور در تئاترشهر اجرا شد.
همچنین «روسمرسهلم» توسط محمودرضا رحیمی در سال ۱۳۸۸ در تئاترشهر اجرا شد.
«نورا» که در سال ۱۳۸۹ توسط علیرضا کوشکجلالی در تئاترشهر به صحنه رفت.
نمایش «دکتر استوکمان» (دشمن مردم) که در سال ۱۳۹۵ در تئاترشهر به کارگردانی علی پویان روی صحنه رفت.
از اجراهای معاصرتر نیز میتوان به اجرای نمایش «هدویگ» که برداشتی آزاد از نمایشنامه «مرغابی وحشی» ایبسن بود و به کارگردانی نادر برهانیمرند روی صحنه رفت، اشاره کرد.
منبع: مهر