به گزارش شهرآرانیوز؛ رحمت امینی درباره اهمیت و تاثیر اجرای تئاترهای حماسی و اقتباسی از ادبیات کهن مانند شاهنامه در شرایط بحرانی و جنگ جامعه گفت: شاهنامه فردوسی به عنوان یکی از مهمترین متون حماسی ایران بر اساس نیاز فرهنگی و هویتی جامعه ایرانی در زمان سرایش آن پدید آمد که بسیار هم طول کشید. فردوسی، بهعنوان شاعری بزرگ و آگاه به تاریخ و فرهنگ ایران به این نتیجه رسیده که باید هویت ایرانی حفظ شود و برای خلق این اثر به گذشته و تاریخ کهن و اساطیر ایران رجوع کرد؛ تاریخی که ایرانیان میتوانند به آن افتخار کنند و آن را بخش مهمی از هویت خود بدانند.
وی افزود: در جایی خواندم که در این جنگ اخیر فروش شاهنامه افزایش پیدا کرده است. این نشان میدهد که مردم در بزنگاههایی که به هر دلیل تحت بحران و هجوم قرار میگیرند به سمت شخصیتهایی میروند که به آن ببالند و افتخار کنند. طبیعی است که یکی از گونهها، نمایشنامه است. پیش از آنکه تئاتر وارد کشور ما شود، صاحب سنت نمایشی خودمان بودهایم؛ ما نقالی را در فرهنگ خود داریم. حتی پیش از اسلام هم اجرای نمایش «یادگار دلیران» بوده که وقتی فردوسی شاهنامه را تنظیم میکرد، یکی از قسمتهای مهم آن «یادگار دلیران» است که مربوط به نبرد گشتاسب و ارجاسب تورانی است. البته همزمان با او شاعران دیگر مانند دقیقی نیز سعی در بازروایی حماسههای ایرانی داشتهاند. در حوزه نمایشنامه نیز هنر نقالی را داشتهایم که هنوز هم اجرا میشود که معروفترین آن ماجرای «رستم و سهراب» است.
امینی در پاسخ به اینکه تئاتر در این شرایط چقدر میتواند موثر باشد، گفت: خود تئاتر به عنوان یکی از هنرهای ضربهپذیر در بحرانها حمایت ویژهای نمیشود که هنرمندان بهویژه در این شرایط بتوانند با انگیزه آن را اجرا کنند. همانطور که میدانید تنها هنری که در لحظه خلق به اتمام میرسد تئاتر است. یعنی در همان لحظاتی که روی صحنه آفریده میشود، پروندهاش بسته میشود؛ در حالی سایر هنرها اینگونه نیست. اول باید ببینیم از هنرمندان تئاترمان، چه در زمان جنگ و چه پیش از آن چه حمایتهایی کردهایم که امروز توقع داشته باشیم هنرمندان از شاهنامه یا آثار حماسی دیگر اقتباس کنند.
این کارگردان تئاتر گفت: همیشه گفتهام که اقتباس، جانمایه درام جهان است. از یونان گرفته که قصه ادیپ و تراژدیهای یونان همه اقتباس از اسطورهشان بوده، شکسپیر بزرگ هم از تاریخ و هم از اساطیرشان اقتباس کرده تا برسیم به امروز که هنوز هم بزرگان جهانی تئاتر سراغ اسطورهها میروند؛ بنابراین خوب است که نمایشنامهنویس امروز ما ترغیب شود به سمت این موارد برود. فقط مشکل اینجاست که آنچه که نوشته میشود، تنها برای نوشته شدن و خوانده شدن نیست. مثلا من اگر بخواهم یک نمایشنامه بر اساس اسفندیار شاهنامه بنویسم، در همان لحظه نوشتن باید به این فکر کنم که این نمایشنامه را کجا و با چه بازیگرانی میخواهم اجرا کنم.

امینی ادامه داد: زمانی که میخواهیم کاراکتر رستم و اسفندیار را روی صحنه بیاوریم، هم بازیگر باید شأن آن کاراکتر را داشته باشد و بازیگر قدری باشد، هم صحنهپردازی قدرتمند باشد و همه چیز برای یک اسطوره درجه یک مهیا باشد. اما آیا کسی یا نهادی قصد حمایت از چنین تولیدی را دارد؟ بسیار معدود است. زمانی خانم پری صابری در تالار وحدت چنین تئاترهایی را روی صحنه میآورد، اما نکته این است که نمایشنامهنویس در زمان نگارش نیز باید چشماندازی به اجرای آن نمایش هم داشته باشد. وگرنه اگر بخواهد نوشته شود و در کشو باقی بماند، همان خود شاهنامه پیش از آن نوشته شده است.
وی درباره ذائقهسازی در مخاطب و کارگردانان برای ساخت آثار حماسی گفت: به هر حال این امور در حال انجام شدن است. درامنویسانی که عرق این کار را دارند کار خودشان را انجام میدهند. مسئله این است که در تئاتر فردی مینویسد، آن نوشته به چاپ میرسد و در تیراژی تکثیر میشود، حتی آثار در فضای مجازی به صورت pdf به فروش میرسد. کسی که آن متن را مینویسد میداند که مدتی بعد تکثیر میشود. اما نمایشنامهنویس به این فکر میکند که آن اثر چگونه باید اجرا شود. من به عنوان یک معلم در این روزها درسی دارم که در آن به دانشجویان راهکارهای اقتباس را یاد میدهند. همان زمان هم دانشجویان میپرسند که اگر ما این مباحث را یاد گرفتیم کجا میتوانیم اجرا کنیم؟ و من نمیدانم چه باید به آنها پاسخ دهم.
این مدرس دانشگاه با اشاره به مشکلات اجرای نمایشنامهها در وضعیت عادی کشور گفت: حتی در شرایط غیرجنگی و غیربحرانی هم همچنان مشکلات زیادی درباره اجرا و تایید یک نمایش داریم. در این جنگ هم که کلا اجرایی نداشتیم. در میان این همه نویسنده و درامنویس باتجربه قطعا افرادی بودهاند که به اقتباس از ادبیات کهن فکر کردهاند و اقتباس هم کردهاند. چون شاهنامه از همه آثار ادبی ما پتانسیل بیشتری دارد اول از همه به آن فکر کردهاند؛ نغمه ثمینی، کوروش نریمانی، نادر برهانیمرند یا حمیدرضا آذرنگ یا مستقیما از ادبیات کهن اقتباس کردهاند یا به طور غیرمستقیم از آن گفتهاند. اما قصه تئاتر، قصه دردناکی است و مظلومترین هنر برای حمایت است.
امینی درباره اینکه چرا استقبال نمایشنامهنویسان و کارگردانان از موضوعات وطندوستی و سایر ادبیات حماسی کمتر است، گفت: به نظرم کم نبوده است. اگر تاریخ ایران از ۱۶۰ سال پیش تا امروز را مرور کنید میبینید کم نبوده است. بهرام بیضایی که ۸۰ درصد آثارش در ارتباط با ادبیات کهن بوده است. غلامحسین ساعدی نیز اثری به نام «ضحاک» دارد. داود میرباقری، علی حاتمی نیز همینطور. این افراد کم نیستند و بیش از ۵۰ درصد آثار اقتباسی ما از متون ادبی است؛ ولی دلیل اینکه به چشم نمیآید این است که زمانی که اقتباس میشود باید اجرای محکم و درستی از آن شود. باید بسیاری از همان نمایشنامهها که اقتباس شده فرصت و شانس اجرا روی صحنه دهیم. نمایشنامههای زیادی نوشته شدهاند، اما روی صحنه نیامدهاند.
این نویسنده درباره نشر کتاب و آموزش در زمینه اقتباس گفت: دورهها و سخنرانیهای زیادی در این حوزه برگزار میشود. اخیرا هم جشنوارهای در همین حوزه در اصفهان به خوبی عمل کرد و استادان بزرگ این حوزه در آنجا سمینار داشتند. ولی، چون همه این کارهایی که انجام میشود باید در چیزی به اجرا نمود کند و آن هم کم است، به چشم نمیآید.
منبع: ایبنا