نکتهای مهم که باید باصراحت به آن اعتراف کنیم، ناتوانی ما در معرفی شایسته بزرگان دین به نسل جوان است. متأسفانه هنوز نتوانستهایم از ظرفیت عظیم این الگوهای بیبدیل انسانیت و کمال، برای رشد، هدایت و جهش فکری دختران و پسرانمان، بهره کاملی ببریم.
حضرت فاطمه معصومه (س) یکی از درخشانترین این الگوهاست؛ بانویی که ما تصورمان از ایشان، فقط زیارت حرمشان در قم است، درحالیکه ابعاد وجودی ایشان میتواند چراغ راه دختر جوان امروز در پیچوخمهای زندگی مدرن باشد.
یکی از برجستهترین وجوه شخصیت حضرت معصومه (س) که متأسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته، مقام و شأن علمی ایشان در سنین خردسالی است. آن بانوی بزرگوار در همان کودکی به مرتبهای از دانش و بصیرت دست یافتند که توانایی پاسخگویی به پرسشهای عمیق مراجعان و شیعیان را داشتند و در این عرصه، همواره مشمول تحسین پدر بزرگوارشان، امامکاظم (ع)، قرار میگرفتند.
آیتالله مستنبط در کتاب «کشفاللئالی»، روایتی را نقل میکند که گویای عمق این دانش است. روزی جمعی از شیعیان برای طرح پرسشهای خود به مدینه آمدند، اما امامکاظم (ع) در سفر بودند. آنان که امکان توقف نداشتند، ناگزیر پرسشهای مکتوب خود را به منزل حضرت سپردند.
حضرت معصومه (س) در غیاب پدر، خود عهدهدار پاسخگویی شدند و پاسخها را نوشتند و به آنان تسلیم کردند. شیعیان با شادمانی مدینه را ترک کردند و در بیرون شهر با امام (ع) مواجه شدند و ماجرا را بازگو کردند. هنگامی که امامکاظم (ع) پاسخهای دختر خردسالشان را ملاحظه فرمودند، از سر شوق و مباهات، سهبار تکرار کردند: «فَداها اَبوها»؛ پدرش به قربانش باد!
این واقعه نشان میدهد که علم، اختصاص به سنوسال یا جنسیت ندارد، بلکه همت و قابلیت میطلبد. این حقیقت برای دختر امروز، این پیام روشن را دارد که عرصههای علمی و دانایی، میدان حضور جدی اوست.
نکته و شأن دیگر حضرت معصومه (س) که جایگاه اجتماعی والایی برای ایشان رقم زد، نقشآفرینی در عرصه نقل حدیث و تبیین معارف بود. این امر برای جامعه شیعه از اهمیت بسزایی برخوردار است، بهگونهایکه احادیث شریفی همچون «حدیث ولایت» و «حدیث منزلت» از طریق این بانوی محدثه به دست ما رسیده است. این نشان میدهد که زن مسلمان، نهتنها مصرفکننده معارف است، بلکه میتواند در خط مقدم انتقال و پاسداری از میراث فکری و اعتقادی نیز بایستد.
اما مهمترین فصلی که شخصیت فاطمهمعصومه (ع) را به الگویی سیاسی و اجتماعی بدل میکند، سفر پرمخاطره و تاریخیشان به ایران است. این هجرت سخت در آن روزگار پرمحن، اقدامی صرفا احساسی برای دیدار برادر نبود، بلکه حرکتی آگاهانه و تمدنی در امتداد جهاد تبیین امامرضا (ع) بود.
در روزگاری که مأمون عباسی با ترفندهای سیاسی و رسانهای، درپی تحریف جایگاه امامت و به حاشیه راندن جریان تشیع بود، حرکت حضرت معصومه (س) بهسوی مرو، مهر تأییدی بر حقانیت امامرضا (ع) و گامی بلند برای روشنگری افکار عمومی و جلب حمایت شیعیان ایران بود.
همین نقش مؤثر سیاسی و اجتماعی باعث شد که حکومت عباسی از این کاروان، احساس خطر جدی کند. نقلها حاکی از آن است که مأموران حکومتی در ساوه به کاروان حضرت حمله کردند، جمعی از شیعیان همراه را به شهادت رساندند و بنا بر برخی گزارشها، ضرباتی نیز به پیکر شریف حضرت معصومه (س) وارد آوردند.
این ماجرا بهروشنی ثابت میکند که یک زن بابصیرت و شجاع، در حمایت از امام جامعه و پیشبرد اهداف سیاسی و اجتماعی، میتواند چه نقش محوری و تأثیرگذاری داشته باشد و به هیچ وجه نباید خود را از این تکلیف، معاف بداند.
حضرت معصومه (س) با آن کمالات فراوان، شخصیت یگانه و مقام شفاعت عظمی، الگوی تمامعیار دختر مسلمان ایرانی است؛ بانویی که آموختن را در کودکی آغاز کرد، راوی حدیث شد و در جوانی برای دفاع از حریم ولایت، جان بر کف گرفت و هجرت کرد. امروز دختران ما نیز با تأسی به ایشان، باید در تکمیل شخصیت علمی، تقویت هویت اجتماعی و افزایش بصیرت سیاسی خود بکوشند و هرگز نقشآفرینی خود را کمتر از مردان ندانند.
باشد که با الگوگیری از این خاندان پاک، شفاعت حضرت فاطمهمعصومه (س) شامل حال همه ما شود، انشاءالله!