به گزارش شهرآرانیوز؛ نشست خبری امروز اسماعیل بقایی، یکی از صریحترین بازتابهای وضعیت پیچیده سیاست خارجی جمهوری اسلامی در شرایط «نه جنگ، نه صلح» بود؛ شرایطی که در آن، دیپلماسی نه متوقف شده و نه قابل اتکا به شکل کلاسیک خود است. مجموعه مواضع مطرحشده، تصویری روشن از راهبرد کلان نظام ارائه میدهد: ترکیب هوشمندانه مقاومت میدانی با احتیاط دیپلماتیک، بدون کمترین اتکا به اعتماد به آمریکا.
بقایی با تأکید مکرر بر نقض آتشبس از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی، عملاً چارچوب تحلیلی دستگاه دیپلماسی را مشخص کرد. از نگاه تهران، آتشبس موجود نه یک توافق پایدار، بلکه وقفهای شکننده در دل یک تقابل فعال است.
این روایت، دو پیام مهم دارد:
اول، مشروعیتبخشی به تداوم اقدامات دفاعی ایران.
دوم، سلب اعتبار از هرگونه ادعای دیپلماتیک طرف مقابل.
در همین چارچوب، حمله به کشتیهای تجاری، تداوم محاصره دریایی و تحولات تنگه هرمز، نه رخدادهایی مجزا، بلکه اجزای یک سناریوی فشار ترکیبی علیه ایران تلقی میشوند.
یکی از کلیدیترین گزارههای این نشست، تأکید صریح بر این نکته بود که:
«اعتماد، مبنای ما در مذاکرات نیست».
این جمله، عصاره تجربه چند دهه تعامل ایران با آمریکاست و نشان میدهد که راهبرد جدید، از «اعتمادسازی» به «مدیریت تقابل» تغییر یافته است. در این چارچوب:
مذاکره، ابزار است نه هدف، توافق، مشروط به تضمینهای عملی است و هرگونه امتیازدهی، صرفاً در ازای منافع ملموس تعریف میشود. این همان چیزی است که میتوان آن را دیپلماسیِ بدون خوشبینی نامید.
بقایی با لحنی صریح، هرگونه مذاکره درباره توان موشکی را رد کرد و آن را خارج از دستور کار دانست. این موضع، بازتاب یک اصل بنیادین در دکترین امنیتی جمهوری اسلامی است: امنیت ملی، قابل معامله نیست.
در حوزه هستهای نیز، تأکید بر اهمیت «دستاوردهای علمی» و رد درخواستهایی مانند غنیسازی صفر، نشان میدهد که برنامه هستهای، صرفاً یک پرونده سیاسی نیست؛ بلکه نماد «استقلال علمی و اقتدار ملی» تلقی میشود.
در بخش قابل توجهی از نشست، موضوع تنگه هرمز به عنوان یکی از محورهای اصلی مطرح شد. روایت ایران از این مسئله، چندلایه و قابل توجه است:
۱. عامل بحران، آمریکا معرفی میشود
۲. اقدامات ایران، در چارچوب حقوق بینالملل توجیه میشود
۳. و در نهایت، ایده «تنظیم پروتکلهای جدید امنیتی» مطرح میگردد
این یعنی تهران تلاش دارد از یک بحران، فرصتی برای تثبیت نقش خود به عنوان بازیگر تنظیمگر امنیت منطقه بسازد.
در شرایطی که نقش بازیگران غربی با تردید جدی مواجه شده، تأکید بر نقش پاکستان به عنوان تنها میانجی، نشانهای از تغییر جهت سیاست خارجی ایران است؛ حرکت از دیپلماسی غربمحور به سمت دیپلماسی منطقهای و چندقطبی.
همزمان، ارتباط فعال با چین و روسیه نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ یعنی تقویت بلوکهای جایگزین در برابر نظم غربی.
در ادبیات این نشست، آمریکا دیگر صرفاً یک طرف مذاکره نیست، بلکه بهعنوان:
ناقض حقوق بینالملل، عامل بیثباتی منطقه و بازیگری فاقد انسجام تصمیمگیری معرفی میشود.
اشاره به اختلافات داخلی آمریکا و تناقضگویی مقامات آن، تلاشی است برای تضعیف اعتبار بینالمللی واشنگتن و توجیه بدبینی راهبردی ایران.
یکی از هشدارهای مهم بقایی، متوجه برخی کشورهای منطقه بود؛ کشورهایی که به گفته او، در تحلیل تهدید دچار «خطای مهلک» شدهاند.
پیام روشن تهران در این بخش آن است: ایران تهدید نیست، بلکه مدافع خود است، رژیم صهیونیستی، عامل بیثباتی بلندمدت منطقه است و همراهی با پروژههای ضدایرانی، در نهایت به ضرر خود کشورهای منطقه خواهد بود.
برآیند کلی این نشست را میتوان در یک مفهوم کلیدی خلاصه کرد:
مقاومت هوشمند با پشتوانه دیپلماسی واقعگرا.
در این چارچوب، جنگ، انتخاب ایران نیست، اما برای آن آماده است، صلح، مطلوب است، اما نه به هر قیمت، مذاکره، ادامه دارد، اما بدون اعتماد و نهایتاً، تصمیمگیریها در سطح کلان نظام و با محوریت منافع ملی انجام میشود.