به گزارش شهرآرانیوز؛ دوشنبه، بیست وچهارم فروردین، یک مرد جوان در منطقه احمدآباد قصد مراجعه به یک خودپرداز بانکی را داشت که سه مرد ناشناس او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. در خلال درگیری آن ها، دو مرد دیگر پشت فرمان خودرو اسپورتیج او از محل گریختند. با دورشدن خودرو، مهاجمان ضمن تهدید مرد جوان، ناگهان متفرق شدند.
پس از رفتن آنها، مرد جوان از جای خود بلند شد و درحالی که آثار جراحت روی سر و صورتش داشت، از خیابان رضا تا کلانتری احمدآباد در خیابان ابوذر غفاری دوید. او به محض ورود به کلانتری، خطاب به مأموران گفت: «به دادم برسید. خودرو ۷ میلیاردتومانیام را با همه مدارک و وکالت نامه دزدیدند و به قصد کشت کتکم زدند.» مأموران این مقر پلیس با دستور سرهنگ حسن قادری، رئیس کلانتری احمدآباد، پس از ثبت اظهارات اولیه این مرد جوان و آرام شدن وی، او را به دایره تجسس کلانتری احمدآباد هدایت کردند.
مأموران دایره تجسس کلانتری احمدآباد، پیش از اینکه مرد جوان داستان را روایت کند، به ثبت اطلاعات خودرو مدنظر در سامانه پلیس برای ردزنی و توقیف پرداختند و تلاش کردند با دادن اطمینان درباره دستگیری متهمان به مال باخته که به مرز سکته رسیده بود، او را آرام کنند. در همان لحظات اول مشخص شد خودرو اسپورتیج مال باخته از مشهد خارج شده و در مسیر خروج از استان است.
مال باخته پس از چند دقیقه که شاهد تلاش پلیس بود، کمی آرام گرفت و درباره اتفاقی که برایش افتاده بود، گفت: چند روز پیش آگهی فروش خودرو اسپورتیجم را در سایت واسطه گر درج کردم. پس از ثبت آگهی، شخصی تماس گرفت و گفت میخواهد خودرو من را ببیند. من به این شخص نشانی محل کارم را دادم و او صبح روز بعد همراه دو نفر دیگر به محل کارم آمد.
آنها پس از حضور در محل کارم، کلی از کسب وکارشان تعریف کردند و از خودرو من تعدادی عکس گرفتند و گفتند تا شب خبر قطعی خرید خودرو را میدهند. آنها بعدازظهر تماس گرفتند و خواستند دوباره خودرو را ببینند. این بار من به آنها نشانی خانهام را دادم. اوایل شب بود که یک مرد میان سال و فردی جوان به خانه من آمدند. مرد میان سال گفت خریدار است. روی قیمت توافق کردیم و قرار شد صبح زود به بانک برویم، پول را به حسابم منتقل کنند و از آنجا به محضر برویم.
مرد جوان که انگار تازه داشت اشتباهاتش را درک میکرد، دودستی به سرش کوبید و ادامه داد: صبح زود به یک بانک در احمدآباد رفتیم. آنجا خریدار ۱۶۷ میلیون تومان به حساب من منتقل کرد. بعد هم یک رسید به من نشان داد و مدعی شد ۷ میلیارد تومان دیگر واریز کرده است. با دیدن این رسید، راهی محضرخانه شدیم و من به آنها وکالت نامه دادم.
پیش از تحویل خودرو و مدارک، چون پیامک واریز به دستم نرسیده بود، از آنها خواستم کمی صبر کنند تا من از یک خودپرداز موجودی حسابم را چک کنم. آنها هم قبول کردند، اما وقتی از خودرو پیاده شدم، ناگهان چند نفر به من حمله کردند و همان مرد میان سال با دوستش خودرو و مدارک را بردند.
پس از ثبت اظهارات مال باخته، تیم تحقیق در سایت واسطه گر با یک دستگاه خودرو اسپورتیج روبه رو شد که مشخصاتش با خودرو مال باخته مطابقت کامل داشت. نکته درخورتأمل، زمان و موقعیت ثبت این آگهی بود. زمان درج این آگهی همان ساعت اعلام سرقت خودرو به پلیس و مکانش یکی از مناطق برخوردار تهران بود. تیم تحقیق که مطمئن بود متهمان با وجود وکالت نامه و مدارک، نمیتوانند خودرو را قانونی بفروشند، با هماهنگی مقام قضایی به سراغ بازبینی دوربینهای مداربسته بانک و محضرخانهای رفت که مال باخته به متهم وکالت نامه داده بود.
بازبینی این تصاویر خیلی زود نتیجه داد و تیم تحقیق پس از چهره زنی دو متهم، با استفاده از تجهیزات نوین پلیس، یکی از متهمان را که کلاهبردار حرفهای بود، شناسایی کرد. یک روز بعد، یعنی بیست وپنجم فروردین، تیم تحقیق دریافت که متهمان قصد تعویض پلاک خودرو اسپورتیج را در کرج داشتهاند، اما در این کار ناکام ماندهاند و متواری شدهاند.
۴۸ ساعت از اعلام این سرقت نگذشته بود که مال باخته یک بار دیگر سراسیمه به مقر پلیس مراجعه کرد. او که حالا به پس گرفتن خودرواش امیدوار شده بود، این بار با حضور در دایره تجسس به کارآگاه ابراهیمی، افسر پرونده، گفت که یکی از سارقان با او تماس گرفته و گفته است در ازای گرفتن مبلغ یک میلیاردو ۵۰۰ میلیون تومان خودرو را برمی گرداند.
مرد جوان فایل ضبط شدهای را پخش کرد که در آن سجاد، همان متهم سابقه دار، با پررویی تمام میگفت که میخواهد پول حلال سر سفره خانواده اش ببرد. او در ادامه گفته بود که کارش کلاهبرداری است، اما میخواهد مال باخته را راضی کند. برای همین خودرو را در ازای یک چک بین بانکی یا شش سکه تمام بهار آزادی برمی گرداند. هنوز پخش فایل صوتی تمام نشده بود که دوباره متهم با مال باخته تماس گرفت.
شاکی این پرونده که حالا به پشتوانه پلیس با اعتمادبه نفس بیشتری با متهم حرف میزد، شروع به چانه زنی کرد، اما متهم در واکنش به مال باخته گفت: «با حاجی صحبت کردم. حاضر شده است در ازای پول یا طلا، خودرو و مدارکت را برگرداند. البته باید به محضر برویم و قانونی معامله را باطل کنیم.» مستندات پلیس نشان میداد متهمان در کرج هستند، اما سجاد در ادامه گفت که الان در طرقبه حضور دارد و به مالک واقعی خودرو پیشنهاد دعوت به شام را داد.
او افزود: میخواهم بعد از این داستان با تو دوست شوم. تو هم باید قول بدهی دنبال داستان نباشی و شکایت نکنی. من خودم وکالت خواندهام و میدانم تا این مراحل را طی کنی، کلی زمان میبرد. البته وکلا به دروغ میگویند که میتوانی شکایت کنی و از تو کلی پول میگیرند.
شاکی پرونده به متهم اطمینان داد که پول را پرداخت خواهد کرد. وقتی این را گفت، متهم که در فروش خودرو ناکام مانده بود، یک باره لحنش تغییر کرد و پرسید: راستی، چرا به پلیس اعلام کردی؟! شاکی که ترسیده بود، با توصیه پلیس منکر گزارش اعلام سرقت به پلیس شد. متهم در ادامه پرسید: خودرو را از کی خریدی و چرا پولش را ندادی؟ در پاسخ به این سؤال، مال باخته گفت من هم مثل شما کلاهبردار هستم. سپس از متهم خواست برای روز پنجشنبه، بیست وهفتم فروردین، با هم قرار بگذارند. اما متهم به بهانه تعطیلی ادارات و بانک ها، قرار را به روز شنبه، بیست ونهم فروردین، موکول کرد.
صبح روز بعد، درحالی که به نظر میرسید پلیس به یک قدمی متهمان رسیده است، یک وکیل با مراجعه به کلانتری احمدآباد، خواستار رفع حکم توقیف خودرو شد. رئیس دایره تجسس که از وقاحت متهمان حیرت کرده بود، نامی از شاکی به میان نیاورد. با وجود این، آقای وکیل سه بار دیگر با حضور در مقر پلیس، پیگیر توقیف خودرو شد. در آخرین حضور، وکیل با ارائه کپی مدارک خودرو و یک مبایعه نامه، مدعی انجام معامله و توافق بین خریدار و فروشنده شد.
کارآگاه ابراهیمی که از احتمال همدستی این وکیل با متهمان تردید داشت، باز هم چیزی بروز نداد و درخواست مراجعه خود خریدار به مقر پلیس را داد. صبح روز شنبه آقای وکیل همراه متهمی که وکالت به نامش خورده بود، درحالی وارد کلانتری احمدآباد شد که مال باخته در تماس با تیم تحقیق گفت که تلفن همراه متهم خاموش است و دیگر با او تماس نگرفته است.
با ورود متهم و وکیلش، متهم پاسخ هر سؤالی را به وکیل میسپرد. حتی وقتی از او خواستند کارت ملی اش را ارائه کند، اول نگاهی به وکیل انداخت و بعد مدارکش را ارائه کرد. متهم هیچ حرفی نزد، اما وکیلش با ارائه مبایعه نامه، مدعی شد: این مبایعه نامه نشان میدهد موکل من پول خودرو را کامل پرداخت کرده است. او حدود ۱۶۷ میلیون تومان پول و ۳۲ سکه تمام بهار آزادی به فروشنده داده است.
کارآگاه ابراهیمی که پیش از این در بررسی سوابق متهم فهمیده بود او با شگرد ارائه طلا به ویژه طلای آب شده کلاهبرداری میکند، مطمئن بود امضای مال باخته در مبایعه نامه جعلی است.
برای اثبات این فرضیه، او نگاهی دقیق به تعداد سکهها انداخت و با جمع مبلغ آن ها، متوجه شد که در تاریخ بیست وچهارم فروردین که مبایعه نامه در آن درج شده، قیمت هر سکه حدود ۱۷۵میلیون تومان بوده، درصورتی که در این مبایعه نامه قیمت سکه ۱۹۵میلیون تومان درج شده است. وقتی این موضوع با متهم و وکیلش در میان گذاشته شد، هر دو ساکت شدند. سکوت این دو ادامه داشت، تا اینکه مال باخته پس از حضور در مقرپلیس، متهم را شناسایی کرد.
متهم سرانجام ظهر دیروز درحالی که خودش را در آستانه محکومیت میدید، لب به اعتراف گشود. او ضمن معرفی سجاد، مغز متفکر این کلاهبرداری، گفت: این فرد در ازای دادن مبلغی، از من خواسته است مدارکم را در اختیارش بگذارم تا او خودرو را به نام من بخرد و بفروشد. ما تصور میکردیم مالک خودرو وقتی میبیند که ما محل کار و سکونتش را بلدیم، از او در محضر وکالت گرفتیم و همه مدارک را دراختیار داریم، دیگر شکایت نمیکند.
برای همین بود که در مسیر کرج برای این خودرو مشتری پیدا کردیم، اما وقتی برای تعویض پلاک مراجعه کردیم، متوجه حکم توقیفی خودرو شدیم. متهم که نمیخواست پایش به زندان باز شود، در پایان قول داد که خودرو مال باخته را برگرداند و رضایتش را جلب کند. با وجود این، تلاش پلیس برای دستگیری سجاد، متهم اصلی، ادامه دارد.