به گزارش شهرآرانیوز، رویترز در تحلیلی آورده است: به گفته راسل هاردی، مدیرعامل شرکت بازرگانی نفت ویتول، تقاضا تاکنون حدود ۴ میلیون بشکه در روز، تقریباً ۴ درصد از مصرف جهانی، کاهش یافته است. تخمین هاردی از کاهش تقاضا به طور قابل توجهی بالاتر از آژانس بینالمللی انرژی است که این کاهش را برای ماه آوریل ۲.۳ میلیون بشکه در روز اعلام کرده است. با این حال، این رقم همچنان بزرگترین سقوط ماهانه مصرف از زمان اوج همهگیری کووید-۱۹ در سال ۲۰۲۱ است.
آژانس بینالمللی انرژی انتظار دارد تقاضای جهانی نفت در سال ۲۰۲۶، ۸۰ هزار بشکه در روز کاهش یابد که این رقم، با پیشبینی رشد ۷۳۰ هزار بشکهای قبل از جنگ، تفاوت چشمگیری دارد. بخش عمدهای از این کاهش، ناشی از کاهش فعالیت پالایشگاهها، به ویژه در آسیا، یا تعطیلی کامل واحدها برای صرفهجویی در سوخت به دلیل کاهش عرضه از خاورمیانه است. این منطقه معمولاً حدود ۶۰ درصد از واردات نفت خام آسیا را تشکیل میدهد. دولتها از سریلانکا گرفته تا کره جنوبی، با اجرای اقدامات اضطراری برای صرفهجویی در مصرف انرژی، از جمله هفتههای کاری چهار روزه، قوانین کار از خانه، محدودیتهای رانندگی و سهمیهبندی کامل سوخت، این تأثیر را تشدید کردهاند.
افزایش بیسابقه قیمت گازوئیل و سوخت جت به بیش از ۲۰۰ دلار در هر بشکه، تقاضای حمل و نقل را به شدت کاهش داده است - هواپیماها را زمینگیر کرده و فعالیت کشتیرانی را محدود کرده است. این کاهش تقاضا دیگر محدود به آسیا نیست. اکنون به اروپا نیز سرایت کرده است، اروپایی که برای حدود ۱۰ درصد از واردات نفت خام و بیش از نیمی از تقاضای سوخت جت خود به خاورمیانه متکی است. پس از بیش از هفت هفته اختلال، موجودی انبارها به طرز خطرناکی رو به کاهش است.
بخشهایی از صنعت پالایش اروپا از بازار خارج شدهاند. بازارهای آتی با انتظار بهبود نسبتاً سریع جریان نفت خلیج فارس و کاهش متعاقب قیمتها، قیمتگذاری میشوند، در حالی که نفت خام فیزیکی همچنان بسیار دشوار و بسیار گران است. اینکه تنگه هرمز چه زمانی بازگشایی خواهد شد و حمل و نقل دریایی با چه سرعتی به حالت عادی باز خواهد گشت، هنوز در حد حدس و گمان است. اگر این بسته بودن تا ماه مه ادامه یابد، تقاضای جهانی نفت میتواند ماه آینده تا ۵ میلیون بشکه در روز کاهش یابد. اگر محاصره به اندازهای ادامه یابد که هم موجودی تجاری و هم ذخایر استراتژیک نفت به پایان برسد، از نظر تئوری، مصرف باید حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز کاهش یابد - یک دهم تقاضای قبل از جنگ. این یک سناریوی بسیار بدبینانه است، اما غیرممکن نیست.
کاهش تقاضای نفت آسیب کوتاهمدت به تقاضا، چشمانداز ناامیدکنندهای را ترسیم میکند. اما این درگیری ممکن است تغییرات بلندمدتتری را با تأثیری متفاوتتر بر مصرف ایجاد کند. اول، تغییر سریع از سوختهای فسیلی است. قیمت بنزین و گازوئیل در ایالات متحده از زمان شروع جنگ به ترتیب حدود ۳۰ ٪ و ۴۰ ٪ افزایش یافته است. چنین افزایشهایی احتمالاً پذیرش خودروهای برقی را تسریع میکند. در ایالات متحده، فروش خودروهای برقی دست دوم در ماه مارس نسبت به سال قبل ۲۱ ٪ افزایش یافت. طبق گزارش شرکت مشاورهای امبر، خودروهای برقی در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۷ میلیون بشکه در روز از تقاضای نفت را جایگزین کردند - رقمی که اکنون به نظر میرسد با سرعت بیشتری افزایش یابد. سوختهای زیستی نیز ناگهان از نظر قیمت بسیار رقابتیتر شدهاند، به این معنی که پالایشگاهها و مصرفکنندگان ممکن است در حاشیه به آنها روی آورند و تقاضای نفت را بیشتر کاهش دهند.
اثرات ماندگار جنگ با این حال، جنگ ممکن است تغییراتی را ایجاد کند - یا سرعت بخشد - که تقاضای نفت را افزایش میدهد - به طور بالقوه بسیار بیشتر. یکی از کاتالیزورها، تلاش کشورها برای محافظت از خود در برابر شوکهای فزاینده انرژی است.
حمله آمریکا و اسرائیل به ایران تنها چهار سال پس از درگیری روسیه و اوکراین که بازارهای جهانی را به لرزه درآورد، آغاز شد. تمرکز مجدد بر امنیت انرژی احتمالاً دولتها را به سمت سرمایهگذاری بیشتر در زنجیرههای تأمین داخلی سوق میدهد - از تولید نفت و گاز محلی گرفته تا ظرفیت پالایش و ذخیرهسازی. این تلاش مضاعف جهانی میتواند تقاضای کل انرژی را افزایش دهد. بخشی از این تقاضا ممکن است از طریق انرژیهای تجدیدپذیر تأمین شود. اما دولتهایی که امنیت را در اولویت قرار میدهند، تمایل دارند رویکرد «همه موارد فوق» را برای تأمین در پیش بگیرند، زیرا هزینه محدود کردن گزینهها افزایش یافته است. هزینههای دفاعی بالاتر - که قبلاً یک روند قبل از جنگ بوده است - ممکن است تقاضا را از طریق سرمایهگذاری در تولید سلاحهای داخلی، ذخایر استراتژیک و سوخت جت و ذخایر دیزل، بیشتر افزایش دهد. در نهایت، میدان نبرد آینده ممکن است شامل فناوریهای بیشتری نسبت به تانکها باشد. اگر کشورهای بیشتری به جای تکیه بر مراکز جهانی، زیرساختهای هوش مصنوعی داخلی را توسعه دهند، تقاضا از این بخش بسیار انرژیبر میتواند واقعاً افزایش یابد. جنگ ایران ضربه شدیدی به سیستم انرژی جهانی وارد کرده است. بسیاری از این اثرات فوری پس از پایان درگیری و بازگشایی تنگه هرمز از بین خواهند رفت. اما برخی دیگر - به ویژه آنهایی که تجارت، امنیت و سیاستهای صنعتی را تغییر میدهند - ممکن است ادامه یابند.