به گزارش شهرآرانیوز؛ مهدی شامحمدی با بیان اینکه ساخت اپیزود «مهمان ویژه» از مجموعه اهل ایران، تجربهای به طور کامل متفاوت و عجیب نسبت به کارهای پیشین بود، که انجام دادم، اظهار کرد: ایده اولیه قصه از سوی محمدحسین مهدویان مطرح شد؛ روزهایی که درگیر فیلمبرداری بخشهای مستندی در نقاط مختلف کشور بودم، صحبتهای اولیه را با هم انجام دادیم و قصه نیمهتمام بود که بعدها با میلاد نجفی آن را تکمیل کردیم. ایده خطی آن، درباره دو جوان پایینشهری بود که در روزهای جنگ، برای دزدی دست به کار میشوند و ناخواسته ماشین خدام امام رضا (ع) را میدزدند.
او توضیح داد: فضای پیشتولید این پروژه، تجربهای عجیب و بیسابقه بود. در دفتر پیشتولید آقای منصوری، هفت کارگردان همزمان مشغول ساخت اپیزودهای خود بودند و در همان سه روز، موفق به انتخاب بازیگر، بازدید لوکیشن و هماهنگی عوامل شدیم. کار را در سه جلسه ضبط آغاز کردیم و پس از تعطیلات نوروزی، سه جلسه دیگر نیز ضبط شد و تا پایان فیلمبرداری، کار مونتاژ نیز به پایان رسیده بود.
وی که سابقه کار در بحرانهایی مانند زلزله یا حتی جنگ در سوریه را دارد، درباره تفاوت عمده میان آن تجربیات و فیلمبرداری «مهمان ویژه» گفت: در سوریه شما میدانستید که دشمن کجاست، اطلاعات دقیق داشته و ذهنیت دفاعی برایتان شکل گرفته بود. بارها پیش آمده بود که در سوریه، زیر شلیک نیروهای داعش فیلمبرداری کردیم و این موضوع برای ما عادی شده بود. اما در تهران، قضیه به طور کامل متفاوت بود.
این فیلمساز با اشاره به یکی از شبهای بارانی فیلمبرداری (روز سوم فروردین ماه) خاطرنشان کرد: وسط ضبط دیالوگ میان مادر و پسر، صدای مهیب انفجار و پدافند هوایی برای دو ساعت متوالی قطع نمیشد و ضبط کار چندین بار به دلیل صدای موشکهایی که به شهر اصابت میکرد، متوقف شد. تجربه عجیبی بود که همزمان با فیلمبرداری، تصور میکردیم که تنها دو سه کیلومتر آن طرفتر، آمبولانسها و گروههای امدادی مشغول کارهای خود هستند.
وی درباره تجربه دیگر خود در این اپیزود اظهار کرد: یکی دیگر از تجربههای بهیادماندنی فیلمبرداری سکانس بازرسی در روزهای پایانی سال (۲۸ یا ۲۹ اسفند) بود. به غیر دو سه بازیگر، از نیروهای واقعی ایست بازرسی استفاده کردیم. در همان روزها، پهپادهای دشمن مرتباً به ایستبازرسیهای واقعی حمله میکردند. یکی از نیروهای امنیتی به گروه هشدار داد که هر موقع صدای سوت او را شنیدند به معنای حضور پهپاد یا جنگنده در آسمان است و باید سریع منطقه را تخلیه کنند. این هشدار باعث وحشت گروه شد و با خود فکر کردم که شاید عدهای از ترس دیگر به ادامه کار تن ندهند که طبیعی هم بود، اما برخلاف انتظارم، هیچکس گروه را ترک نکرد و همه با جدیت تمام به کارشان ادامه دادند.
شامحمدی ادامه داد: نکته دیگر اینکه صدابردار پروژه که پیشتر در چند پروژه با هم بودیم، تنها و بدون دستیار سر صحنه حاضر شده بود، چون هیچکس حاضر نبود در آن شرایط حضور داشته باشد. او مجبور بود همزمان هم بوم را نگه دارد و هم صدا را ضبط کند. برخی عوامل به خاطر شرایط جنگی نیامدند، اما آنهایی که آمدند، تجربهای فراموشنشدنی رقم زدند.
وی در پاسخ به سوالی درباره حس وطندوستی در روزهای سخت، گفت: قبل از جنگ، بسیاری تصور میکردند ممکن است ایران تجزیه شود یا دیگر ایرانِ سابقی وجود نداشته باشد. اما این روزها به آدمها فهماند که بدون ایران، هویتی ندارند. وجودشان با ایران معنا پیدا میکند. بعضی از ایرانیهای مقیم خارج هم بودند که میگفتند اگر ایران نباشد، احساس میکنیم موجوداتی معلق، بیریشه و بیاهمیت خواهیم بود.
شامحمدی در پایان با اشاره به تغییر معنای پرچم ایران خاطرنشان کرد: من در کارهای قبلی مثل «مجنون» خیلی تلاش کردم تا قداست واقعی پرچم را نشان دهم، اما کار بسیار سختی بود. اما در این ۴۰، ۵۰ روز اخیر، بدون هیچ هزینه و برنامهریزی فرهنگی، پرچم دست مردم افتاد و کاملاً خودجوش، معنایش برای ایرانیان تغییر کرد. دیگر پرچم، همان بیت معروف «چو ایران نباشد تن من مباد...» را برای تکتک آدمها معنا کرده است.
در خلاصه داستان اپیزود چهارم از مجموعه «اهل ایران» آمده است: دو دوست قدیمی به دلیل گرفتاری مالی پیش آمده، دست به دزدی میزنند. اما در اولین قدم با پرچمی مواجه میشوند که اتفاقات غیرمنتظرهای را برایشان رقم میزند...
ابوالفضل جمشیدی، بابک جعفریه، بدرالسادات برنجانی و مهرآسا مداحی بازیگران این اثر هستند.
منبع: ایرنا