این روزها و به ویژه پس از دفاع مقتدرانه مردم و نیروهای مسلح ایران در برابر تهاجم ترکیبی آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ تحمیلی سوم، بحث حضور یا عدم حضور ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ به یکی از چالشبرانگیزترین موضوعات تبدیل شده است.
طبیعی است که خشم عمومی از جنایتهای اخیر ترامپ در جبهههای جنگ و شرارتهای بیوقفۀ آمریکا، بسیاری را به این نتیجه رسانده که ایران نباید پای خود را بر خاک کشوری بگذارد که هنوز بوی باروت از تنش به مشام میرسد. اظهارنظرهای سخیف رئیسجمهور آمریکا و کارشکنیها در صدور ویزا برای مدیران و اعضای تیم ملی نیز آتش این مخالفت را شعلهورتر کرده است.
اما پرسش اینجاست: آیا تحریم جام جهانی، جز محرومیت و انزوای بیشتر برای فوتبال ایران نتیجۀ دیگری خواهد داشت؟ فیفا با قدرت تمام در کمین است تا هرگونه غیبت غیرفنی را با مجازاتهای سنگین، از جمله محرومیتهای طولانیمدت، پاسخ دهد؛ و این یعنی عقبافتادن فوتبال ایران برای سالهای سال.
در چنین شرایطی، نگاه صرفاً احساسی به مقولۀ «حضور» یا «عدم حضور»، بیآنکه ابعاد راهبردی آن سنجیده شود، میتواند خسارتی جبرانناپذیر به پروندۀ ورزش و دیپلماسی عمومی کشور وارد کند. جام جهانی ۲۰۲۶ با حضور ۴۸ کشور و پوشش رسانهای بیسابقه، بزرگترین رویداد ورزشی-رسانهای جهان است و غیبت در آن، به معنای واگذاری یک صحنۀ بینالمللی به دشمنانی است که از هر فرصتی برای تخریب چهرۀ ایران استفاده میکنند. آنچه میتوان این نگاه احساسی را تعدیل کرده و مسیر درست را نشان دهد، «دیپلماسی ورزشی» هوشمندانهای است که از دل بحران، فرصت میسازد.
جام جهانی یک سکوی بینظیر برای انعکاس حقیقت جنگ تحمیلی سوم به افکار عمومی جهان است؛ جایی که رسانههای مستقل و خبرنگاران بیشمار از سراسر دنیا، بیواسطه صدای مظلومیت ایرانیان را خواهند شنید. تیم ملی فوتبال ایران میتواند با ورود مقتدرانه به این رقابتها، در کنار نمایش پیشرفت ورزش ایران علیرغم تحریمها، یاد و خاطرۀ شهدای جنگ تحمیلی اخیر را زنده نگه دارد و پرچم عزت این سرزمین را درست در قلب کشوری به اهتزاز درآورد که طراح اصلی آن حملات بود.
حضور در جام جهانی، فرصتی کم نظیر برای همبستگی ملی و ایجاد غرور جمعی میان ایرانیان در داخل و خارج از کشور است؛ از کودکان و نوجوانانی که در کوچهپسکوچههای تهران فوتبال بازی میکنند تا ایرانیان مقیم آمریکا که در ورزشگاههای میزبان، با اشک و شور، تیم ملی خود را تشویق خواهند کرد و حافظه تاریخی خود را با هویت ایرانیشان پیوند خواهند زد. این رویداد میتواند به دلیلی برای گفتوگو با کشورهای دوست، تحکیم روابط فرهنگی و ورزشی، و تقویت جایگاه بینالمللی ایران تبدیل شود؛ به شرطی که مدیران ما از هماکنون برای استفاده هوشمندانه از این سکوی جهانی برنامه داشته باشند.
تحریم جام جهانی، معنایی جز تحویل رایگان یک فرصت طلایی به جبهه دشمن ندارد. شهدای جنگ تحمیلی سوم برای عزت ایران جان دادند، نه برای انزوای آن. حالا نوبت ماست که با مشت گرهکرده و پرچمی برافراشته، در میدان دیپلماسی ورزشی نیز مقتدرانه بجنگیم.