نسل جوان برای حرکت در مسیر تعالی اجتماعی، نیازمند شعارهای پیچیده نیست. خادمان موکبها و هیئتهای مردمی با رعایت سادهترین اصول اخلاقی، میتوانند سرآغاز تحولی بزرگ باشند؛ جمعآوری زبالهها پس از تجمعات، احترام به ترافیک و عابران پیاده و پرهیز از هرگونه خشونت کلامی یا فیزیکی غیرضروری.
هر فرد با اصلاح رفتار خود در جمع، حلقهای از زنجیر اصلاح جامعه میشود. اگر هریک از ما تلاش کنیم درمیان انبوه جمعیت، با اخلاق و متانت خود الگو باشیم، آنگاه «تبار معراج میثاق ملی» در جامعه، جاری خواهد شد و فردایی درخشانتر، امنتر و اخلاقیتر رقم خواهد خورد. بیایید ثابت کنیم که دشمن ما، نهتنها در سیاستهای خارجی، بلکه در فضایل اخلاقی درون جامعه، نیز شکست خورده است.
جامعهای که در میدانها و تجمعات خود برای پاسداری از ارزشها و اعلام بیزاری از دشمنان بهصف میشود، نیازمند روحی متین و سنگین است که در کالبد این تجمعات، دمیده شود. این حقیقت را میتوان در مفهوم «آداب حضور» جستوجو کرد. همانگونه که نمازجماعت با نظم و حضور قلب، عبادتی فردی را به اوج جمعی میرساند، یک تجمعات مردمی نیز بدون داشتن ستونهای اخلاقی و ادبی صحیح، هرگز به قلههای اثرگذاری واقعی، دست نخواهد یافت. حضور فیزیکی و فریاد شعار، بدون این زیربنا، چون بنایی بیاساس، ناپایدار و محکوم به فراموشی است.
آداب اجتماعی در تجمعات به مجموعهای از رفتارهای کنترلی و عادتهای مدنی، اطلاق میشود. این خصلتها صرفا به شعار دادن خلاصه نمیشود، بلکه کیفیت برخورد ما با همنوعانمان، با محیط شهری و با نیروهای ناظر در خلوت و جلوت را دربر میگیرد. اخلاق در میدان به دو شاخه اصلی «نظم جمعی» و «احترام متقابل» تقسیم میشود؛ بهعنوان نمونه، «صبر و پایداری» دربرابر سرمای هوا یا کمبود امکانات اولیه، نماد بارز اخلاق فردی در جمع است.
درمقابل، «رعایت حقالناس» و «پرهیز از هرجومرج» در مواجهه با ترافیک و رفتوآمد عابران، تجلیگاه اخلاق اجتماعی است. اگر شخصی در هیجان تجمعات، راه را برای آمبولانس یا عبور مردم مسدود کند، زنجیرهای از رذیلت اجتماعی را فعال کرده است که پیام ما را مخدوش میسازد.
منابع غنی فرهنگی و سیاسی انقلاب اسلامی، تصویر روشنی از این دوگانه ارائه میدهند. در یک سوی میدان، فضایلی، چون «نظم و انضباط»، «احترام به اموال عمومی»، «پاکی محیط»، «همدلی با سایر هموطنان» و «شجاعت در گفتار محترمانه» قرار دارد.
در سوی دیگر، رذایلی مانند «تخریب اموال»، «آلودگی محیطزیست»، «تحقیر مخالفان با الفاظ رکیک»، «تکبر بر مردم عادی» و «بیتوجهی به قوانین راهنماییورانندگی» صف کشیدهاند که ویروسوار به پیکره مشروعیت و جذابیت انقلاب، آسیب میزنند. شستن دیوارهای یک بنای عمومی با رنگهای ناسازگار یا ریختن زباله در مسیر پیادهرو، تنها یک تخلف جزئی نیست؛ اینها مصادیق عینی رذایل اخلاقی است که اعتبار اخلاقی پیام ضدیت با دشمن را ذرهذره نابود میکند.
تأثیر آداب در تجمعات مردمی، بهمثابه چسبی نامرئی است که انسجام اجتماعی را حفظ میکند. اگر مردم نسبتبه یکدیگر در صفها و تجمعها صبور، امانتدار و خوشرفتار باشند، سرمایهای گرانبها به نام «اعتبار ملی» تولید میشود. خانوادهها در سایه الگوی صحیح رفتار فرزندان در خیابان، از بحرانهای نسلزد عبور میکنند و محیطهای شهری با رعایت انصاف و نظافت، به فضایی آرام و الهامبخش تبدیل میشوند. وقتی یک حامی انقلاب در میدان شهر یا یک راهپیما در خیابان، با اخلاق و متانت خود، توجه جهانیان را جلب کند، پیام «ما ملت بزرگی هستیم»، بسیار رساتر از هزاران پوستر تبلیغاتی، فریاد زده میشود.
در این میان، پرسشی همواره مطرح است که آیا شور و هیجان تجمعات، مجوزی برای رها کردن اخلاق است یا خیر؟ حقیقت آن است که عقل سلیم میداند که تخریب و هرجومرج، دشمن هدف اصلی تجمعات مردمی است که پیرامون حمایت از انقلاب، خروش کردهاند. اما دین، نقشی تکمیلکننده و حیاتی ایفا میکند؛ دین هم دستورالعملهایی دقیقتر برای حفظ حرمت جان و مال دیگران ارائه میدهد و هم به انگیزه انسان، عمق معنوی میبخشد تا بداند که خداوند ناظر بر کوچکترین رفتار اوست. عقل و دین در این مسیر، مکمل یکدیگرند؛ عقل میگوید «نظم کارآمدی دارد» و دین میگوید «خداوند، پاکیزگی و نظم را دوست دارد».
آموزههای اهلبیت (ع) سرشار از مصادیق عالی اخلاقی حتی در شرایط سخت و پرتنش است. در سخنی از امامصادق (ع) که میفرمایند: «بدترین مردم کسی است که مردم از بدی زبانش و دستش، درامان نباشند»، میتوان نقشه راهی برای بنیان نهادن تجمعات سالم یافت.
همچنین تأکید شده است که «گفتار نیکو» و «پرهیز از اذیت دیگران» حتی در زمان خشم و هیجان، شروط اصلی کسب منزلت در نزد خدا و مردم است. این آموزهها به ما یادآوری میکنند که برای برائت از دشمن، نیازی به توهین به هموطنان یا تخریب محیط یا ایجاد هرجومرج نیست، بلکه اوج قدرت، در «وقار عاری از توهین» و «قدرت مبتنیبر نظم» است.