به گزارش شهرآرانیوز، ظهر روز ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ بود؛ در همان ساعاتی که ملت در شوک شهادت قائد امت فرو رفته بود و نیروهای مسلح با نفرتی عمیقتر از همیشه، مواضع ائتلاف آمریکایی صهیونیستی را بیوقفه به آتش میکشیدند. در همان ساعات، خبر «حمله به پایگاه آمریکایی بورینگ» در کویت منتشر شد، اما لابلای اخبار داغ جنگ، روایت شهادت رهبر انقلاب و امواج پیاپی وعده صادق گم شد. حالا با گذشت ۵۶ روز، جزئیات تازهای از ماجرای آن روز منتشر شده است؛ روایت یک عملیات افسانهای که بهطور ناباورانهای با موفقیت انجام شده است.
اینبار پای موشکها در میان نیست. این حمله مربوط به عملیات متهورانه دو خلبان ایرانی است که طرح خود را از پایگاه ششم شکاری بوشهر اجرا میکنند. ماجرا از این قرار است که حوالی ظهر، دو فروند F۵ ایرانی از بوشهر تیکآف میکنند. هدف، پایگاه مرکز فرماندهی ارتش آمریکا در کویت است و برای انتخاب مسیر، دو گزینه پیشروی کادر پرواز قرار دارد؛ یکی مسیر امنتر که طولانیتر است و بخش عمده آن از آسمان ایران میگذرد و دوم مسیر بسیار خطرناکی که کوتاهتر است، اما در مؤثرترین دامنه عملیاتی سامانههای پاتریوت، تاد و شبکه راداری پدافندهای هواپایه همچون هواپیماهای آواکس قرار دارد. انتخاب خلبانان ایرانی چیست؟ البته که مسیر دوم!
دلیل انتخاب مسیر خطرناک توسط خلبانان ایرانی آن بود که بُرد پرواز F۵ در سبکترین حالت عملیاتی حدود ۲۵۰۰ کیلومتر است و هرچه جنگنده سنگینتر باشد، بُرد عملیاتی آن کاهش خواهد یافت. در چنین عملیاتی هم که هر دو پرنده در حداکثر لودینگ مهمات هستند و باید مسیر با حداکثر توان موتورهای جت طی شود، بُرد پروازی تا حد زیادی کاهش پیدا میکند و بر همین اساس، مسیری مناسبتر است که کوتاهتر باشد.
جزئیات حیرتآور این عملیات به اینجا ختم نمیشود. هر دو خلبان برای پنهان ماندن از دید رادارهای آمریکایی، در پایینترین ارتفاع ممکن پرواز میکنند؛ ارتفاعی در حد ۵۰ متر و حتی کمتر. دانستن این موضوع زمانی مبهوتکننده میشود که بدانیم این دو خلبان ایرانی تا رسیدن به منطقه عملیاتی خود، حدود ۳۷۰ مایل (تقریباً ۶۰۰ کیلومتر) را در ارتفاعی بسیار نزدیک به آبهای خلیج فارس پشت سر میگذارند.

انتخاب آلتیتود پایین اگرچه پرنده را از دید رادارها پنهان نگه میدارد، اما میتواند خطرات بهمراتب پیچیدهتری داشته باشد. در جنگهایی همچون نبرد رمضان، ارتفاع نزدیک به سطح دریا همیشه مملو از موشکهایی است که تقریباً با سرعت صوت و حتی بیشتر درحال پرواز هستند؛ بهخصوص در جنگ اخیر که هم نیروهای مسلح کشورمان و هم ائتلاف متجاوز تا حد زیادی به موشکهای کروز متکی بودند؛ موشکهایی که موازی با سطح، در ارتفاع پایین و با سرعت زیاد تا هدف خود حرکت میکنند.
در همین زمان است که جنبههای نبوغآمیز این عملیات بیش از پیش نمایان میشود. مسئله موشکهای درحال عبور که بههمراه پهپادهای پرسهزن و انتحاری میتواند بلای جان هر جنگنده باشد، اینجا به شیوهای متفاوت مورداستفاده بهینه خلبانان ایرانی قرار میگیرد. چگونه؟ با مشغولکردن پدافند چندلایه آمریکاییها در خلیج فارس و ایجاد یک مجموعه اشباع پدافندی که فضای لازم برای عبور امن دو جنگنده سبک و سریع همچون F۵ را فراهم میآورد. شکارچیان ایرانی اینگونه از چشم آمریکاییها پنهان ماندند.
با نزدیک شدن به هدف، خلبانان ارتفاع را افزایش داده، زاویه پرواز را تنظیم کرده، اهداف اصلی از جمله انبارهای مهمات، آشیانهها و تأسیسات لجستیکی را شناسایی کرده و بمبها را بهصورت دستی رها میکنند. در واقع، تسلیحاتی که اکثر آنها برای درگیریهای هوایی طراحی شده، به شیوهای استادانه برای اهداف زمینی استفاده میشوند؛ آنهم از جنگندهای نظیر F۵ که برخلاف نسخههای جدیدتر خانواده F از رهگیری لیزری و مکانیزم هدفگیری آسان (Easy Target) محروم است.
دقت اصابت با برآورد خسارت ۵ میلیارد دلاری به این پایگاه آمریکایی، نشان از مهارت خارقالعادهای دارد که در محاسبه سرعت، جهت باد و زمان رهاسازی تسلیحات نمایان است. در انتهای عملیات، خلبانان ایرانی پس از هدفگیری و شلیک به ارتفاع پایین بازمیگردند و پیش از اینکه F۱۵ها، F۱۸ها و F۳۵های آمریکایی بخواهند برای دفاع از پایگاه به پرواز دربیایند، F۵های ایرانی منطقه را ترک میکنند. اسکادران کوچک مهاجم دوباره همان مسیر پرخطر را با ترفندی مشابه مسیر رفت، پشت سر گذاشته و به آشیانه خود در پایگاه ششم شکاری بوشهر بازگشته است. به این ترتیب، عملیاتی که به احتمال زیاد قرار بود «استشهادی» باشد، با موفقیت کامل و بدون تلفات انجام میشود.

در تاریخ هوانوردی نظامی، قرائن متعددی از اجرای ترفند پرواز در ارتفاع پایین (Low Profile) توسط خلبانان نظامی وجود دارد. در جنگ فالکلند در سال ۱۹۸۲، اسکادران A۴ SkyHawk متعلق به نیروی هوایی آرژانتین توانست با همین تکنیک، ناوگان دریایی انگلستان را نابود کند. در جنگ یومکیپور در سال ۱۹۷۳، دستههای بزرگ MiG ۲۱ متعلق به نیروی هوایی مصر و سوریه توانستند به همین ترتیب مواضع ارتش اسرائیل را درهم بکوبند. در عملیات الدورادو کانیون در سال ۱۹۸۶ هم جنگندههای F۱۱۱ ایالات متحده با همین ترفند، سیلوهای موشکی در لیبی را منهدم کردند.
با همه این تفاسیر، عملیات حیرتانگیز این دو قهرمان گمنام ایرانی، نخستین عملیات موفق هوایی علیه ارتش ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم محسوب میشود. در واقع در ۸۰ سال اخیر، هیچ پرنده سرنشینداری در دنیا وجود نداشته که بتواند یک پایگاه نظامی فعال متعلق به ارتش آمریکا را هدف قرار دهد و سالم به آشیانه بازگردد. از این حیث، این عملیات یک واقعه بیبدیل در تاریخ هوانوردی نظامی جهان محسوب میشود؛ فارغ از اینکه در جریان لودینگ، سوختگیری، انتخاب مسیر، تیکآف، پیمودن مسیر و بازگشت به آشیانه نیز اقداماتی اعجابآور انجام شده است.
بدون لکنت باید اعتراف کرد که F۵، پرندهای منسوخشده در نیروی هوایی ارتشهای جهان است. از سال تولید این شاهینهای تیزپرواز بیش از ۶۰ سال میگذرد و اکثر کشورها، این جنگنده را با وجود مزیتهای عملیاتی از دور خارج کردهاند. به همین دلیل است که مأموریت افسانهای این دو خلبان ایرانی را نمیتوان متکی بر تجهیزات بهروز یا امکانات نظامی مؤثر دانست. این، ترکیب خیرهکنندهای از شجاعت در انتخاب، نبوغ در هدایت جنگنده، مهارت در عبور از سد پدافند، هوش استفاده از تسلیحات و درک دقیق از فضا و زمان است که بدون شک در تاریخ عملیاتهای نظامی جهان ثبت خواهد شد.