به گزارش شهرآرانیوز؛ صف نذریشان از باغ رضوان شروع میشد و تا نزدیکیهای بست شیخ طوسی میرسید. همه از هر قشری و هر شهری که زیارت شمسالشموس در روز تولدش و چهارشنبههای زیارتی نصیبشان شده بود تا میشنیدند در حرم غذای حضرت میدهند در دلشان نیت میکردند و خود را به اینجا میرساندند. زنان و مردان چندین صف جداگانه تشکیل داده بودند تا از «تبرکّخانه سلطان ابالحسن الرضا (ع)» غذای حضرت را در روز تولد سلطان سریر ارتضاء که پناه دلهای عالم است هدیه بگیرند. تبرکخانهای که چند سالی است به همت مجموعههای اقتصادی آستان قدس رضوی هر ساله در روزهای شهادت و ولادت امام رضا (ع) برپا میشود تا خدمتی در شان سلطان ابالحسن (ع) به زائران ارائه دهد. حال زائرانی که ساعتها در گرمای آفتاب بهاری ایستادهاند تا نوبتشان شود و دهانشان به طعم بهشتی غذای معروف و دوست داشتنی حضرت متبرک شود.
مردی عصا به دست با یک پایی که ندارد گوشهای از صحن و سرای حرم نشسته و ظرف غذای متبرک را دارد تازه باز میکند. آقاتقی اهل چناران است و هر چند وقت یکبار به مشهد میآید، اما این بار او نایبالزیاره است و برایمان میگوید: «زیارت این مرتبه را به نیت شهیده آوین و رهبر شهید، همان دختر ۱۰ سالهای که برای رهبر شهید شعری نوشته بود تا او هم مانند ایشان شهید شود آمدم و از امام رضا (ع) خواستم زیارتی خوب نصیبم کند.» به خاطر شرایطی که آقاتقی دارد خادمان بدون نوبت، ظرفی از غذای تبرکی را به او دادند و دیگر قرار نبود توی صف چند متری و چندصدنفری بایستد. لقمهای از چلوجوجهای که جلویش است را میخورد و میگوید: طعمش که عالی است. اگرچه من روزهای شهادت غذای نذری نصیبم شده بود، اما اینکه داخل حرم، غذای حضرت را در روز ولادت بتوانم استفاده کنم جور دیگری است و طعمش خاصتر است.
بانوی دیگری که چادر رنگی به سر دارد در حال خوردن غذاست. او با وجود آنکه بیش از ۴۰ سال عمر دارد، اما فقط توانسته سه بار به حرم امام رضا (ع) بیاید. زهرا خانم اهل تهران است. تا نام شهرش را میشنویم و خوشامد و خداقوت میگوییم، پاسخ میدهد «بله! من از شهر بمباران شده میآیم. بعد از آنکه کمی اوضاع آرام شد برای سومین بار به مشهد آمدم و حاجتم را هم گرفتم.» او خوشحال از اینکه چنین زیارتی در روز ولادت امام هشتم نصیبش شده ادامه میدهد «من تا به حال غذای حضرت را نخورده بودم. داشتم از اینجا رد میشدم متوجه شدم صف غذاست. تقریبا همه داشتند برمیگشتند و گفتند غذا تمام شده است، اما پرسان پرسان جلو آمدم و انگار این مسیر برایم باز شد و توانستم برای اولین بار، طعم غذای حضرت را بچشم. احساس میکنم امام به من این مرتبه نگاه کرده است و دست پر به شهرم برمیگردم.»
زهراخانم تا به حال در روزهای ولادت امام رضا (ع) در مشهد حضور نداشته و همه چیز برایش تازگی دارد «حرم آقا بی نظیر است توی این روزها. خیلی قشنگ شده است و من هرجا که رفتم لذت بردم. فکر میکنم تا به حال دست بیشتر از ۲۰ خادم را بوسیدم و از آنها تشکر کردم و گفتم دورتان بگردم. شما خادم امام رضا (ع) هستید. حالا هم که دارم برمیگردم عیدیام را داده است و حاجتم بعد از سالها روا شده است.»
آقای حسینی به همراه خانمش دو غذای متبرک در دست دارند. قبل از آنکه با آنها شروع به گفتوگو کنیم، مادر و دختری که غذای حضرت به آنها نرسیده به سمتشان میآیند و میخواهند اگر میشود یکی از غذاهایشان را به آنها ببخشند. خانم حسینی هم به راحتی این کار را میکند تا به رسم آقایی که همه ما دوستش داریم عمل کند و بخشندگی را با همین کارهای ساده تمرین میکند؛ هرچند غذای متبرک برای زائران معنای دیگری دارد. حسینی از جمله مهاجران افغانستانی است که سالهاست در مشهد زندگی میکند، اما هنوز لهجه کشورش را دارد و با همان حال میگوید: ما همیشه به زیارت میآییم. با وجود آنکه مشهد هستیم و بارها در نسیم رضوان هم ثبتنام کردیم، اما غذای حضرت را خیلی نتوانستیم استفاده کنیم.»
خانم آقای حسینی ادامه میدهد «البته چندباری شده که غذای حضرت به دستمان رسیده است، اما دوست داریم بیشتر از اینها، این غذا را استفاده کنیم. این غذا با بقیه جاها فرق میکند.»
در کنار زائرانی که برای خوردن غذای حضرت صف کشیدهاند، این طرف ماجرا کارکنان آستان قدس رضوی، لباس کار را از تن درآورده و لباس خدمت پوشیدهاند که برای هر کدامشان، این چند روز متفاوت از روزهای دیگر سال است. آقای مهربان، لباس سبزی که روی آن برچسب پارچهای «تبرکخانه سلطان اباالحسن الرضا (ع)» دوخت شده است به تن دارد و بیش از ۱۵ سال است که در یکی از مجموعههای اقتصادی بنیاد بهرهوری موقوفات آستان قدس رضوی مشغول به کار است و از نخستین سال راهاندازی این موکب، همکاری داشته است. مهربان که پوشیدن این لباس را افتخاری برای خود میداند میگوید: سالهای گذشته، تبرکخانه در ایام شهادت و ولادت امام رضا (ع) در خیابان امام رضا (ع) یا میدان فردوسی مشهد برپا بود و پذیراییهای متنوعی از میوهجات و نوشیدنیها و دسرها داشتیم و وعدههای غذاییمان اندک بود، اما دو سالی میشود که یک روز قبل از تولد امام رضا (ع) در باغ رضوان موکب را برپا میکنیم و پذیرایی ما، وعدههای اصلی غذا در تعداد بالاست.
مهربان هدف از این کار را هم سیاستهای مدیریتی و توجه به زائر عنوان میکند و ادامه میدهد: فرصت استفاده از غذای حضرت برای خیلی از زائرها ممکن است به راحتی فراهم نشود و برای خیلیها به آرزو تبدیل شده باشد. مجموعه آستان قدس رضوی با این کار خواسته تا این آرزو، دست نیافتنی نشود.
این غذا، صرفا یک معنای ساده و روزمره ندارد و به تعداد تمامی زائران، میتوان تفسیر و معنا برای آن یافت به همین دلیل است که حاضرند ساعتها در زیر آفتاب، بایستند تا غذای متبرک نصیبشان شود. هر کدام از آنها به نیتی اینجا آمدهاند. پدر و مادرانی که فرزندی در آغوش دارند، مادر کهنسالی که روی ویلچر نشسته است، پسران و دخترانی که آرزوی خوردن غذای این آستان را دارند، پیرمرد و پیرزنهایی که با وجود دردپا و دردکمر، در گرمای اردیبهشت ماه ۱۴۰۵، خستگی ایستادن در صف را تحمل میکنند تا با غذای حضرت که آن را هدیهای از جانب صاحب آستان میدانند، دلها و دیدههایشان را متبرک کنند و به نیت شفای جسم و جان، آن را میل کنند؛ همه و همه نشان از این دارد که این ظرفهای غذا، طعم خاصی دارد که هیچ جای دنیا نمیتوان نظیرش را دید، مزهاش متفاوت است و هر وعده آن، با صدها و هزاران دعا و راز و نیاز، طبخ شده است تا به پخت نهایی برسد و زائران آقا علی بن موسیالرضا (ع) در حرمش نوش جان کنند.