به گزارش شهرآرانیوز؛ صبح از راه رسیده. نور روی آب میلغزد، حشرهای از سطح آن میپرد، چیزی در سایه تکان میخورد و ناپدید میشود. زنی ایستاده و نگاه میکند؛ نه برای ثبت زیبایی، نه برای یافتن آرامش؛ فقط برای دیدن آنچه هست، همانطور که باید باشد. «زائر نهر تینکر» روایت همین ایستادن است؛ روایتی از مواجهه با جهانی زنده، بیقرار و بیرحم. آنی دیلارد کنار نهر، با درختان، جانوران و نور پیش میرود و آنها را نه بهعنوان نماد، بلکه بهمثابۀ حضورهایی واقعی پیش چشم میآورد؛ حضوری که همزمان زایش و ویرانی را در خود دارد.
در این کتاب، دیدن کاری ساده نیست. هرچه نگاه ادامه مییابد، جهان روشنتر و درعینحال ناامنتر میشود. دیلارد نشان میدهد و کنار میکشد؛ نه نتیجه میگیرد و نه خواننده را به اطمینان میرساند. پرسشها میمانند، سکوتها میمانند و خواننده با آنچه دیده است تنها میماند.
«زائر نهر تینکر»، داستان طبیعت نیست؛ داستان دیدن است. دعوتی است به مکث، به تماشایی دقیقتر و به پذیرش حیرتی که شاید تسلیبخش نباشد، اما چشم را بیدار میکند. اگر حاضر باشی مکث کنی و نگاه کنی، این کتاب تو را با خود به کنار نهر میبرد.
برشی از متن کتاب:
افسوس، طبیعت درست از همان مقولههایی است که یک لحظه پیداست و لحظهای دیگر نیست. ماهیای برق میزند و پیش از آنکه بهدرستی دیده شود، مانند نمک، در آب ناپدید میشود. گوزنها آنقدر بیصدا و ناگهانی غیب میشوند که گویی یکراست به آسمان رفتهاند؛ درخشانترین پرندۀ اریل یا بالزرین در میان برگها محو میشود. این ناپدیدشدنها مرا به حیرت میاندازد و به سکون و تأمل وامیدارد؛ دربارۀ طبیعت میگویند که بدون تکلف و بیاعتنا پنهان میکند و دیدنْ موهبتی است که آهسته و رازآلود رخ میدهد، مثل رقصندهای که فقط برای من، پرده از چهرهاش برمیدارد، یکییکی، آرام و بیصدا. چرا که در عین پنهانکاری، طبیعتْ پرده از خود نیز برمیدارد: یک لحظه پیداست و لحظهای دیگر ناپیدا.
کتاب «زائر نهر تینکر» اثری از انی دیلارد و با ترجمه سارا قدیمی در ۳۴۴ صفحه و توسط انتشارات رایبد منتشر شده است.