اگر هنوز آنچه در کتاب آییننامه رانندگی خواندید، یادتان باشد آن جمله که به عنوان نکته کلیدی و مهم در امتحانات میآمد هم حتما خاطرتان هست که باید در رانندگی بیش از همه چیز حواسمان به دوچرخهها و موتوریها باشد؛ درباره موتوریها که حرف زیاد است و یادداشتی جداگانه میطلبد اما دوچرخهها که امروز همه بحثمان حول آنهاست متأسفانه معضل بزرگ ما در رانندگی و موضوع یادداشت این هفته هستند!
دوچرخهها، این وسایل بیخود و کند و بیدود که حوصله آدم را در خیابان سر میبرند و حواس ما را پرت میکنند و مجبورمان میکنند هی پای مبارک را روی پدال ترمز فشار دهیم، حسابی روی اعصاب هستند. دوچرخهها که مسیرشان از جای پارک ما در پیادهروها میگذرد و پارک سوبله و چوبله ما در خیابان به زحمت میاندازتشان. همینها که دشمن خونی چاقی و چربیهای اضافه شکم و اضافه وزن و بیماریهای دیگر هستند.
بله همین جماعتی را عرض میکنم که آخر هفتهها فرت و فرت همایش دوچرخهسواری راه میاندازند و در خیابان رژه میروند و روز جمعهای کلی ترافیک درست میکنند و دوشنبه و سهشنبه و چهارشنبه و خلاصه هر روز هفته برای خودشان روز بدون خودرو درست کردند. آهان! گفتم روز بدون خودرو، اصلا همه چیز با همین شعار بیخود شروع شد! یعنی چه که روز بدون خودرو. اصلا چه معنی دارد شهر بدون خودرو باشد. همه کیف زندگی به این است که صبحها تا لحظه آخر بخوابیم و بعد هم برای جبران تأخیر به وجود آمده بنشینیم پشت رول و گاز را تا ته فشار دهیم و پیش به سوی محل کارمان حسابی بگازانیم و در مسیر هم به هیچ عابر پیاده و اتوبوس و دوچرخهای رحم نکنیم.
اگر از سوپری یا ترهباری جایی هم خرید داشتیم اصلا دقت نکنیم دو متر جلوتر جای پارک هست و دقیقا جلو محل مورد نظر سوبله پارک کنیم و به جهنم که مثلا دوچرخهسوار بیچاره با شرایطی که ما به بار آوردیم باید خطر ورود به لاین سرعت را به جان بخرد! میخواست با دوچرخه بیرون نیاید. اصلا مگر جای دوچرخه در خیابان است آقا! نخیر خیابان فقط عرصه تاخت و تاز ما ماشینهای تک سرنشین است و لاغیر!
کدام روز بدون خودرو، برای ما که تمام عشق و حال و تفریح و کارمان خودرو است، دلمان خوش است به دوردور عصر جمعه در خیابانها، به تا سر کوچه رفتن با خودرو، به رفتن با خودرو تا طرقبه و خوردن دوغ گازدار و برگشتن، آقا چرا هی میگویید بدون خودرو، بدون خودرو زندگی ما از هیجان میافتد و از مدار خارج میشود، اصلا همه زندگی آدمیزاد به خودرو گره خورده است.تازه مگر اینجا آمستردام است که میخواهید با دوچرخه تردد کنید؟ این سوسولبازیها برای ممالک غرب است که آنقدر بیدغدغه و بیغم هستند که فکرشان درگیر این مباحث سطحی است! ما دغدغههای بزرگتری داریم و باید همه چیزمان به هم بیاید.در ثانی به مصائب دیگر دوچرخه فکر کردهاید؟ میدانید الان سرعت دزدیده شدن دوچرخه حتی از سرعت سرقت پراید هم بیشتر است؟ مناسبسازی و لاین ویژه و ایستگاه دوچرخه و این چیزها هم لازم دارند، تازه بماند که نصف این جمعیت هم برای دوچرخهسواری داستان دارد. با این همه توصیف پرداختن به این موضوع از نظر ما اصلا توجیه ندارد.از ما میشنوید بیخیال شهر بدون دود و این حرفها شوید و عوضش تمرکزتان را بگذارید روی جمع کردن این وسایل نقلیه همیشه توی دست و پا تا ما با خیال راحت تمام خیابان را با چهار چرخ خودرو مبارک فتح کنیم.
دیگر امری نیست! خدا یار و نگهدارتان :)