مرتضی اخوان - نگاتیوهای بهجامانده از آخرین ژستهای سیاهوسفید مردان پرواز «هواپیمایی» در روزهای تلخوشیرین پس از انقلاب، قصهاش هنوز نقلزبان آنهایی است که فوتبال را در این اقلیم تجربه کردهاند؛ کسانی که با پوست و گوشت و استخوانشان، هویت فوتبال این شهر را لمس کردهاند. فوتبالی که روزگاری با توپ پلاستیکی و لگدزدن در میدانهای خاکی به چهلتکههای بیجان ستارههای بزرگی را معرفی کرد و امروز در کشوقوس چمنهای مصنوعی بیستاره شده است. هواپیمایی، نام یکی از تیمهای فوتبال مشهد است که روزگاری در دهه60 به اوج افتخار رسید و در فوتبال بالاتر از خطر آنروزهای استان، توانست شانهبهشانه ابومسلم و پیام بجنگد. داستان پرواز «هواپیمایی» بر فراز آسمان فوتبال مشهد، داستانی واقعی است که یک روز به تراژدی نابودی رسید؛ درست مثل قصه ابومسلم، پیام و بسیاری دیگر از تیمهای فوتبال این شهر.
پلیس فرودگاه آبادان در مشهد
ماجرای تیم هواپیمایی در فوتبال شهر از سفر افسر پلیس فرودگاه آبادان به مشهد آغاز شد؛ جایی که حسین ظریفیان بهخاطر شرایط شغلی مجبور شد از فرودگاه آبادان انتقالی بگیرد و به فرودگاه مشهد بیاید. کوچ هزاروچندصدکیلومتری ظریفیان عاملی شد تا رفیق قدیمیاش ناصر جعفریان که آنروزها با پسرخالهاش بالاسر یک تیم محلی در کوچهپسکوچههای طلاب مشهد بودند، به او پیشنهاد تشکیل یک تیم فوتبال حرفهای را بدهد. ظریفیان دراینباره میگوید: وقتی پیش رئیس وقت هیئت فوتبال، مهدی قیاسی رفتیم، پیشنهاد دادم که اسم تیم را بگذاریم «هواپیمایی». از همانجا تیم هواپیمایی تشکیل شد.
آغاز راه رستگاری گلکوچیکبازها
گلکوچیکبازهای طلاب که هر هفته پای دیوارنویسیهای کُری مسابقات فوتبال محلات جان میدادند، حالا با حمایت و هدایت جعفریان و ظریفیان و دارودستهشان یک تیم فوتبال حرفهای شده بودند. پسران کوچههای طلاب سال58 و در روزهای بعد از انقلاب که فوتبال در مشهد هنوز رنگوبوی امروز را نداشت، در دل باشگاههای فوتبال مشهد قد علم کردند و با حمایت مالکان و مدیرانشان امتیاز یک تیم دستهدومی مشهد را گرفتند. آغاز یک راه یازدهساله که با تلخوشیرینیهای زیادی همراه بود.
یورش ستارهها به هواپیمایی
تیم نوپا خیلی زود و با قبول هدایتش توسط اسماعیل شجیع، مربی بازیکنساز فوتبال استان، که در ردههای پایه با ستارههای زیادی در فوتبال شهر کار کرده بود، به یک تیم پُرستاره تبدیل شد. سعید جوشش، سعید صیامی، نادر اسکندری، رضا قضاوت، منصور شفیعی و... تنها چند ستارهای بودند که از تیمهای بزرگی چون ابومسلم و پیام راهی هواپیمایی شدند تا آسمان فوتبال شهر را برای پرواز هواپیمایی به سوی رستگاری، به قرق خود دربیاورند. ستارههایی که در همان سال اول دور هم جمع شدند، توانستند هواپیمایی را به قهرمانی لیگ استان برسانند. سعید جوشش یکی از این ستارههاست که دراینرابطه میگوید: آنموقع کمترتیمی توان رقابت با ابومسلم و هواپیمایی را داشت. 4 تیم ابومسلم، هواپیمایی، توربو و شاهین به نیمهنهایی رسیدند و کسی فکرش را نمیکرد ما ابومسلم را ببریم و توربو هم شاهین را از پیشرو بردارد. در فینال هم ما در ضربات پنالتی توربو را بردیم تا اولین و آخرین قهرمانی استان را برای هواپیمایی به دست بیاوریم.
قهرمانی در لیگ دسته3 با معجون صیامی
سعید صیامی، مهاجم زهردار فوتبال خراسان، یک ابومسلمی بهتماممعنا است؛ ستارهای که ششماهی هم برای هواپیمایی به میدان رفت. او درباره ماجرای حضورش در هواپیمایی و روایت خود از این تیم میگوید: «زمانی که در ابومسلم نقشه خداحافظی من را کشیدند، به قائمشهر رفتم و برای نساجی بازی کردم، بعد از آن مجبور بودم بهخاطر خانوادهام به مشهد برگردم و بین دوراهی ابومسلم و هواپیمایی مانده بودم که ترجیح دادم بهخاطر شرایط حاکم بر ابومسلم چندماهی را به هواپیمایی بروم. با این تیم قهرمان لیگ دسته3 کشور شدیم و شرایط خوبی هم داشتیم.» بعد از این موفقیت هواپیمایی به گچ خراسان تغییرنام داد.
نقص فنی در پرواز هواپیمایی!
بعد از قهرمانی و رسیدن به اوج غرور در فوتبال استان، مردان هواپیمایی آرامآرام پراکنده میشوند. ستارهها به تیمهایشان بازمیگردند و طی چند سال شرایط هواپیمایی به یک تیم معمولی تبدیل میشود. شرایطی که مربیان زیادی برای بهبود آن و رساندن هواپیمایی به اوجگیری دوباره تلاش میکنند؛ اما محقق نمیشود. از مرحوم کاظم غیاثیان گرفته تا محمد صادقی و حتی خود اسماعیل شجیع. هواپیمایی در گذر روزگار، آرامآرام از آن بالاها به پایین میآید. سعید جوشش، یکی از خلبانان اصلی پرواز موفقیتآمیز هواپیمایی بر فراز آسمان فوتبال استان، دراینباره میگوید: هواپیمایی هم سالبهسال که پیش میرفت، به سرنوشت تیمهای دیگر دچار میشد. قوانین فوتبال در گذر زمان حرفهایتر میشد و تیمها باید شرایط بهتری از نظر مالکیتی و امکانات پیدا میکردند. آنموقع ما برای ناهار روز بازی به منزل شخصی ظریفیان میرفتیم و آبگوشت میخوردیم. پولی در کار نبود. تیمها حداکثر یکدست لباس داشتند و وقتی میخواستی تیمداری حرفهای کنی و مدام سطح فوتبالت بالاتر برود، بدون امکانات نمیشد. زمانه به پیش میرفت و این، عامل ازبینرفتن نام هواپیمایی شد.
روایت مالکی که تیمش را فروخت
حسین ظریفیان، پلیس فرودگاه مشهد، که پایههای هواپیمایی را بنا کرده بود، حالا مجبور بود قید بودن تیمی با نام «هواپیمایی» را بزند. ظریفیان میگوید: شرایط مالی خوبی نداشتیم و کارخانه گچ خراسان پیشنهاد داده بود تیم را تحتپوشش قرار بدهد؛ ولی باید با نام گچ خراسان به مسابقات میرفتیم. این شد که سال69 تیم را به نام گچ خراسان تغییرنام دادیم. تا یکیدو سال هم من همراه دوستان بودم؛ اما یواشیواش از تیم کنار رفتم. ظریفیان خاطرنشان میکند: طبیعی است که از این تغییرنام راضی نبودم، اما کاری نمیشد کرد. 3 تا خانهام را برای تیم و هزینههایش فروخته بودم. یک زمین در حسنآباد (جاده استادیوم ثامنالائمه) گرفتم تا آنجا زمین فوتبال بزنم؛ اما منابعطبیعی روی آن دست گذاشت و گفت نمیتوانی! البته امسال بالاخره بعد از آن همه سال توانستیم زمین را از منابع طبیعی بگیریم.
پایان کار ظریفیان در هواپیمایی، آغاز راه تیم جدیدی بود که بعدها با پیام بزرگ یکی شد و سالهای سال هواپیمایی در کالبد پیام ادغامشده، زندگی کرد.