بازنشستگی زیر سایه تصمیمات خلق‌الساعه

  • کد خبر: ۴۱۳۸۵۴
  • ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۶
بازنشستگی زیر سایه تصمیمات خلق‌الساعه
فصل بازنشستگی برای خیلی از سن‌وسال‌دار‌های ما، نه نوید‌دهنده آرامش، بلکه شروع فصل جدیدی از نگرانی است.
فاطمه رافع
نویسنده فاطمه رافع

فصل بازنشستگی برای خیلی از سن‌وسال‌دار‌های ما، نه نوید‌دهنده آرامش، بلکه شروع فصل جدیدی از نگرانی است. وقتی بزرگ‌ترین دغدغه یک بازنشسته «گذران معیشت» می‌شود، یعنی چیزی در ساختار زندگی جمعی درست کار نمی‌کند، یعنی سال‌ها کار، پرداخت بیمه و امید به روز‌های بی‌دغدغه، درنهایت به جاده‌ای ختم می‌شود که بیشتر از قبل باید برای جفت‌وجور کردن دخل‌وخرج خانواده، دوندگی کنی.

بر کسی پوشیده نیست که این روز‌ها بسیاری از بازنشستگان با مشکلات جدی معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. برخی ناچارند دوباره به هر شکلی به بازار کار برگردند؛ نگهبانی، مسافرکشی، سرایداری، دست‌فروشی یا هر شغلی که درآمد ناچیزی را به زندگی‌شان برگرداند. این انتخاب از سر ذوق نیست، بلکه به‌دلیل جبر روزگار است؛ اجبار برای آنکه شرمنده زن و بچه نباشند و بتوانند بخشی از هزینه‌های خوردوخوراک، درمان و هزارویک خرج دیگر را تأمین کنند. این تصویر، تصویر شایسته یک جامعه سالم و یک نظام بازنشستگی کارآمد نیست.

به‌تازگی لایحه اصلاح قانون تأمین‌اجتماعی در کمیسیون اجتماعی مجلس به تصویب رسیده است و آن‌طور که اعضای این کمیسیون خبر داده‌اند، بخشی از این اصلاحیه، مربوط‌به تغییر در نحوه محاسبه حقوق بازنشستگی است؛ به بیان دیگر، درحال‌حاضر حقوق بازنشستگی براساس میانگین دو سال آخر خدمت محاسبه‌ می‌شود، اما در صورت تصویب لایحه فوق، میانگین ۳۵سال سابقه بیمه، مبنای محاسبه قرار می‌گیرد؛ موضوعی که به باور کارشناسان، مستمری‌ها را کاهش می‎دهد و عدالت بیمه‌ای را به خطر می‌اندازد. این فرمول ریاضی، هرچند در ترازوی اقتصاد کلان ممکن است منطقی به نظر برسد، در زندگی واقعی بازنشسته یعنی کاهش محسوس قدرت خرید.

بازنشستگی باید دوره آرامش باشد، نه فصل تازه‎ای از کار اجباری. اما تورم، افسارگسیخته است و حقوق بازنشسته حتی به گرد پای هزینه‌های واقعی زندگی هم نمی‌رسد! نتیجه اینکه هر ماه، فاصله میان درآمد و مخارج او بیشتر می‌شود. در چنین شرایطی، صحبت از اصلاحات ساختاری یا لوایحی که در عمل بر دوش آنها که از این پس بازنشسته خواهند شد بار بیشتری می‌گذارد، نه‌تنها راه‌حل نیست، بلکه می‌تواند بحران را تشدید کند.

واقعیت انکارناپذیر، وضعیت دشوار صندوق‌های بازنشستگی است. نمی‌شود این را نادیده گرفت یا با شعار‌های بی‌پشتوانه پوشاند، اما مسئله اصلی این است که هر راه‌حلی، راه‌حل نیست. برخی لوایح و تصمیم‌ها، اگر بدون درنظر گرفتن توان معیشتی مردم تصویب شوند، فقط فشار را به پایین‌ترین لایه‌های جامعه منتقل می‌کنند؛ به همان کسانی که سال‌ها کار کرده‌اند، فرسوده شده‌اند و حالا باید دوران پیری را با استرس نان شب بگذرانند. این یعنی تغییر صورت‌مسئله، نه حل بنیادین آن.

این لایحه اگرچه با بازنشسته امروز کاری ندارد، سایه‌اش بر سر بیمه‌پردازان امروز سنگینی می‌کند؛ همان‌ها که هر ماه با امید به روز‌های آرام، حق بیمه را پرداخت می‌کنند و به‌گفته کارشناسان، تصویب این لایحه ممکن است سبب شود عطای ادامه بیمه‌پردازی و رؤیای آب‌باریکه دوران بازنشستگی را به لقایش ببخشند. نتیجه، فرار از بیمه، خشک شدن منابع و عمیق‌تر شدن همان کسری است که‌ می‌خواستند جبرانش کنند. نجات صندوق‌ها از مسیر حفظ اعتماد می‌گذرد؛ اعتمادی که با یک تصمیم نسنجیده، یک‌شبه فرو می‌ریزد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.