به گزارش شهرآرانیوز، مراسم چهره هنر انقلاب خراسان رضوی در حالی برگزار شد که یکی از برگزیدگان آن اعظم عظیمی بود. عظیمی سال ۱۴۰۲ با رمان «غمسوزی» که یک داستان دینی است برنده جایزه ادبی جلال آل احمد شده است و به همین دلیل داوران چهره هنر انقلاب خراسان رضوی در این دوره از جایزه او را به عنوان نخستین چهره هنری انقلاب اسلامی خراسان رضوی انتخاب و از او تقدیر شد. در همین رابطه شهرآرانیوز گفتوگویی کوتاه با این بانوی نویسنده مشهدی داشت.
عظیمی که معتقد است تجمعات خیابانی جای حضور همهی مردم است و نویسندگان نیز به عنوان عضوی از جامعه وظیفه دارند در خیابانها حضور پیدا کنند، اظهار کرد: به عنوان عضو کوچکی از جامعه نویسندگان در این هفتاد و پنج روز مردم کاری کردند که کلمات از بیان آنها قاصر است و کار نویسندهها را سختتر کرده است چرا که به تصویر کشیدن این شور، حماسه و آگاهی مردم طی این شبها، توان بالایی را میطلبد و امیدوارم تا پیروزی نهایی پای کار انقلاب و ایران بمانیم و ما هم بتوانیم به وظیفه خود عمل کنیم.
معرفی و مصاحبه با اعظم عظیمی درباره رمان «غمسوزی»
نویسنده رمان «غمسوزی» با اشاره به انتخاب خود برای چهره هنر انقلاب اسلامی استان بیان کرد: اگرچه من خود را در چنین جایگاهی نمیبینم و این لطف داوران به بنده بوده است با این حال امیدوارم که بتوانم از عهده عنوانی که به من داده شده است به خوبی بربیایم و وظیفهام را انجام بدهم.
عظیمی گفت: ادبیات، زبان رسای بیان افکار و احساسات بشری است. هنر و ادبیات این قدرت را دارد که مفاهیم را به صورت ملموس به گونهای که مخاطب با آن احساس همزاد پنداری کند در اختیار مخاطبین قرار بدهد. بدون شک هنرمندان نمیتوانند نسبت به واقعیتها و حقایقی که در جامعه شان رخ میدهد بیتفاوت باشند. اگر این اتفاقات، این رخدادهای عظیمی که در کشور ما در حال وقوع است به زبان هنر و قلم نگاشته شود در واقع این امکان را پیدا میکند که بتواند در تاریخ جاودانه شود و به یادگار بماند. چرا که هیچ حقیقتی در تاریخ جاودانه نمیشود مگر اینکه در قالب هنر به مردم عرضه شود.
این بانوی هنرمند در ادامه تصریح کرد: نویسندگی در میان قالبهای هنری باید سهم خودش را در ثبت این لحظات پیدا کند و نقشآفرینی داشته باشد. به هر حال هر قالب هنری امکانات و ظرفیتهایی دارد که قالبهای دیگر ندارند؛ بنابراین نویسندگی هم با ابزار و توانمندیهایی که دارد میتواند تاثیر خود را در این جاودانگی تاریخی بگذارد.
وی افزود: نویسندگی این قدرت را دارد که بتواند رویدادها را به صورت جزئی تحلیل کند و حوادث و اتفاقات را به گونهای بیان کند که با کلام عادی قابل انتقال نباشد. در داستان، احساس و عواطف موجود در یک اتفاق به خوبی بیان میشود که این موارد در گزارشهای خبری یا دیگر قالبها به اندازه نویسندگی قابل انتقال به مخاطب نیست، اما نویسنده این قدرت را دارد که آن اتفاق یا رویداد ملی را به یک واقعیت تاریخی تبدیل کند که برای مخاطب با تمام جزئیات قابل درک باشد.
نویسنده «زنها روحانی نمیشوند» در پایان تاکید کرد: همچنانکه میبینیم آثار بزرگ ادبیات جهان نیز بینسبت و بی تفاوت به رخدادهای جامعه خود نبودند؛ مثلاً شما بینوایان را نگاه کنید، انقلاب فرانسه را در دل یک داستان عاطفی و درام بیان میکند. وقتی ادبیات پا به میدان میگذارد و خود را به رویدادی که یک جامعه، یک کشور با آن درگیر هستند متصل میکند در واقع این امکان را به خودش میدهد که بتواند هم، ماندگار شود و هم، به آن رویداد که از طریق زبان داستان نوشته شده به نسلهای آینده منتقل کند تا از تاریخ سرزمین خود با زبانی شیرین مطلع شوند.