به گزارش شهرآرانیوز؛ «کلانتری ۱۱» به تهیهکنندگی مجتبی احسانی و هاشم مسعودی، کارگردانی محمد اسفندیاری و امین شجاعی و نویسندگی محسن جهانی محصول خانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ صداوسیما است که توانست عنوان محبوبترین سریال تلویزیون در ایام جنگ را از آن خود کند و بیش از ۱۰ میلیون بازدید در تلوبیون را به خود اختصاص دهد.
مجموعهای که با تکیه بر جوانان با استعداد و اعتماد رسانه ملی به نسل تازه هنرمندان تولید شده است.
این مجموعه اجتماعی با بازی تینو صالحی در نقش اصلی، از شبکه دو سیما پخش شد و در فضایی تکلوکیشن، داستان خود را در کلانتریای به همین نام در منطقه فرضی چهلرود روایت کرد.
«کلانتری ۱۱» به مسائل و رخدادهای مختلف اجتماعی شهر پرداخت و موضوعاتی از جمله اتفاقات سیاسی، شورای شهر و جنگ ۱۲ روزه در قصههای آن بازتاب یافته است.
این سریال همچنین با بهرهگیری از حدود ۲۰۰ بازیگر شامل چهرههای شناختهشده، بازیگران در ردههای مختلف و استعدادهای تئاتر شهرستانها، نمونهای از اعتماد رسانه ملی به جوانان با استعداد و ظرفیتهای تازه هنری به شمار میرود.
این یادداشت به بهانه کسب عنوان پربینندهترین و محبوبترین سریال ایام جنگ رمضان و نوروز امسال «کلانتری ۱۱» به نگارش درآمده است.
نوروز امسال یک مجموعه پلیسی ـ اجتماعی بی آن که ادعای فوق العاده بودن داشته باشد، توانست توجهها را به خود جلب کند. «کلانتری ۱۱» آمد تا به ما بگوید: هنوز هم میشود از «خدمت بی منت» حرف زد، بدون اینکه شعار به نظر برسد.
شجاعت در انتخاب بستر روایت: محله، نه حریم خصوصی
«کلانتری ۱۱» شجاعانه وارد دل کوچه پس کوچههای شهر شد. در این مجموعه نمایشی مأموران کلانتری نه ابرقهرمان شکست ناپذیر، بلکه جوانهایی با مشکلات معیشتی، ازدواجهای نافرجام و گاه خطاهایی انسانی نشان داده شدند.
این سریال نشان داد نیروی انتظامی بدون نیاز به قهرمان پردازی اغراق آمیز، صرفاً با حضور فروتنانه در دل مشکلات مردم، میتواند الهام بخش باشد.
زمان پخش؛ نوری در ایام تعطیلات رسمی
معمولاً در ایام عید، سفرهای نوروزی یکی از تفریحات و سرگرمیهای مردم کشورمان است. اما نوروز ۱۴۰۵ با توجه به شرایط جنگی و فشارهای روانی موجود بر جامعه، یک سریال سرخوشِ صِرف نمیتوانست التیام بخش باشد. مردم میخواستند ببینند «کسی هست که از آنها مراقبت کند»؛ حتی اگر آن کسی یک کلانتری ساده در یک شهر کوچک باشد.
به نظر میرسد پخش «کلانتری ۱۱» در این ایام، به یک نیاز روانشناختی جمعی را پاسخ داد.
در فضایی که برخی رسانههای معاند بر ناامنی و هرج و مرج تأکید دارند، این سریال روایتی از توانمندی و حضور شبانه روزی امدادگران و پلیس ارائه داد.
خندههای این سریال حتی از دل دغدغههای واقعی بیرون میآمد نه از روی بی مبالاتی.
از «کلانتری چهل رود» تا خاکریزهای امنیت؛ روایت زحمات ناجا در روزهای جنگ تحمیلیِ امروز.
اما فراتر از ارزشهای دراماتیک و اجتماعی، ضرورت پخش «کلانتری ۱۱» در این ایام خاص، به یک نیاز راهبردی گره میخورد. امروز ایران اسلامی درگیر «جنگ ترکیبی» و «جنگ تحمیلیِ» جدیدی از سوی دشمنان است. در این نبرد پیچیده، جبههها دیگر صرفاً در خطوط مرزی خلاصه نمیشود، بلکه «تهاجم فرهنگی، شبهات امنیتی و ناامن سازی روانی» مهمترین سنگرهای دشمن برای نفوذ به آرامش جامعه است.
در چنین شرایطی، نقش نیروی انتظامی همچون دوران دفاع مقدس، حیاتی و گاه مغفول مانده است. در طول ۸ سال دفاع مقدس، نیروهای انتظامی (شهربانی، ژاندارمری و کمیته) نه تنها از مرزها دفاع کردند، بلکه با تقدیم بیش از هزاران شهید، امنیت داخلی کشور را در حساسترین لحظات حفظ کردند.
سریال «کلانتری ۱۱» دقیقاً در چنین برهه زمانی، روایتی از «خدمت صادقانه» را نشان میدهد که پاسخگوی جامعه به «امید و اعتماد» است. همان طور که مسئولان در فراجا تاکید دارند، «پیشرفت پلیس برای مردم دلگرم کننده است» و امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به بازنمایی «پلیس مقتدر، امین و هوشمند» در رسانه ملی احساس میشود.
این سریال با نمایش «کلانتری به مثابه مجلس حل اختلاف»، همچنین بازگویی این حقیقت است که پلیس با وجود تمام فشارهای جنگ نرم، همچنان «امین مردم» و «حافظ نظم» است.
هویت ایرانی ـ اسلامی؛ فارغ از شعارهای کلیشهای
بزرگترین دستاورد «کلانتری ۱۱» این است که ارزشهای اخلاقی (عفت، جوانمردی، کمک به مظلوم، راستگویی) را بدون نشان دادن ظواهر و دیالوگهای نصیحت آمیز منتقل کرد. کارگردان این سریال هوشمندانه از کلیشه «پلی س بد، پلیس خوب» فاصله گرفت. وی به جای برخوردهای خشن، «مذاکره» و «حل مسئله از ریشه» را به تصویر کشید. این تصویر، هم به بازنمایی مأموریت ناجا در تراز انقلاب کمک کرد، هم نزد افکار عمومی مقبول افتاد.
چرا «کلانتری ۱۱» یک «سند تصویری» برای نسل امروز است؟
«کلانتری ۱۱» نشان داد گفتمان «خدمت رسانی» میتواند پرسروصدا و پر از جمعیت و شلوغی باشد، اما همچنان هنرمندانه روایت شود.
«کلانتری ۱۱» فقط یک سریال پلیسی نیست؛ یک سند تصویری از جهاد تبیین است. این سریال ثابت میکند که تلویزیون در بحبوحه هجمههای رسانهای، میتواند با تکیه بر «پژوهش میدانی» (بیش از ۱۵۰ بازدید از کلانتری و بررسی ۱۲۰۰ پرونده واقعی) و «واقعگرایی انسانی»، ضمن سرگرم کردن، اعتماد عمومی را تقویت کند.
همان طور که در دفاع مقدس، فرماندهانی مثل حاج قاسم سلیمانی از مردم حفاظت کردند، امروز نیز مأموران گمنامی در کلانتریهای این مرز و بوم، شبانه روز در حال دفاع از امنیت روانی و جانی جامعه هستند.
انعکاس این زحمات در قالب یک اثر هنری فاخر، نه یک «کار تبلیغاتی»، بلکه یک «نیاز ملی» برای حفظ انسجام در برابر فتنههای جدید است.
دست مریزاد به عوامل این سریال؛ از بازیگران کاربلد تا نویسندگان و محققانی که دو سال از عمرشان را صرف پژوهش میدانی در کلانتریهای واقعی گذاشتند.
امید که دست اندرکاران عرصه تولید و تهیه این فرمول را حفظ کنند: کار میدانی، اعتماد به مخاطب، روایت انسانی که حاصل آن موفقیت در جذب نسل امروز است.
بدرود «کلانتری ۱۱»، به امید فصل دومی که قصههای ناتمام چهل رود را روایت کند. به امید ادامه راه در دفاع از حرم امن ایران.»
منبع: پایگاه اطلاعرسانی سیما