به گزارش شهرآرانیوز؛ چرا تاریخ، تنها او را «جواد» خواند، درحالیکه همه امامان معصوم (ع) در اوج بخشندگی بودند؟ شاید راز این لقب، نه در تعداد بخششها، بلکه در زمانهای باشد که او در آن میزیست؛ روزگاری که سخاوت، نه یک فضیلت بلکه یک مبارزه خاموش دربرابر زراندوزی خلفا بود و جود او چنان خیرهکننده شد که حتی تاریخنگاران، وصف «منفرد» را برایش برگزیدند. در گفتوگو با حجتالاسلاموالمسلمین سید محمدرضا صبوری، سخنران و پژوهشگر درباره حضرت جوادالائمه (ع)، پنجره را برای مخاطبان صفحه معارف باز کردهایم.
امام نهم، نامشان محمد است و کنیهشان اباجعفر و مشهورترین لقب ایشان جواد است. شاید برای بعضی این سؤال مطرح باشد که چرا ایشان به جواد ملقب شدند و آیا مگر دیگر ائمهاطهار (ع)، جود و بخشش نداشتند که ایشان ملقب به جواد شدند؟
در پاسخ میتوان بیان کرد: اولا ائمه هدی (ع) همه بهمنزله یک نور واحد هستند و همانطور که رهبر شهید انقلاب فرمودند، آن ذوات مقدسه انسان دویستوپنجاهساله هستند و در فضایل، همه دارای حد اعلای آن فضیلتاند.
ثانیا بنا بر قاعده منطقی «اثبات شیء نفی ماعدا نمیکند» که یکی از قواعد عقلی است، صرف اثبات یک موضوع، به معنای رد کردن سایر گزینهها و احتمالات نیست؛ اگر گفتیم شخصی با جود و بخشش است، دلیل نمیشود که اشخاص دیگر با جود و بخشش نباشند. اگر گفتیم شخصی صادق است، دلیل نمیشود که اشخاص دیگر صادق نباشند، لذا تمام ائمه ما صادق هستند، هادی هستند و جواد و...؛ و ثالثا بدین دلیل که ایشان از افراد مشهور به جود و سخاوت در آن عصر شناخته میشدند، به «جواد» ملقب شدند.
بهگفته مرحوم باقر شریفقرشی، پژوهشگر تاریخ تشیع، در کتاب حیاهالامام محمدالجواد (ع)، امام محمدتقی (ع) را بهدلیل خیر و نیکی و احسان فراوانی که به مردم میکردند، لقب جواد دادند. جود و بخشش امامجواد (ع) بهحدی بود که ایشان را منفرد و متمایز از دیگران میساخت. (قرشی، حیاهالإمام محمدالجواد، ص۲۳)
امام نهم شیعیان در سال۱۹۵ بهدنیا آمدند و در آخر ماه ذیالقعده سال۲۲۰ هجریقمری به شهادت رسیدند، بنابراین عمر مبارک ایشان، قریب به ۲۵سال بوده است و ۱۷سال هم امامت کردند. حضرت امام جواد (ع) اولین امامی بودند که در سنین کودکی به امامت رسیدند.
سن کم حضرت (هشتسالگی) در هنگام امامت، سبب شد عدهای که شماری از آنان اصحاب امامرضا (ع) بودند، در امامت ایشان تردید کنند و دیری نپایید که با مشاهده مقامات انکارناپذیر و الهی حضرت بهخصوص مقام علمی، امامت ایشان را پذیرفتند و متوجه شدند که امامت یک منسب الهی است و هرآن که خداوند متعال برای این منسب برگزیند، آن شخص امام است و به تعبیر قرآن کریم: «وَرَبُّکَ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ وَیَخْتَارُ مَا کَانَ لَهُمُ الْخِیَرَه: و پروردگارت آنچه را بخواهد، میآفریند و [آنچه را بخواهد]برمیگزیند.» (آیه۶۸، سوره قصص) و امام، کوچک یا بزرگ، کودک یا جوان و پیرمرد ندارد.
روایات زیادی از امامجواد (ع) به ما رسیده است که امیدواریم بتوانیم از آنها تبعیت کنیم. حضرت میفرمایند: «ایاک و مصاحبه الشریر! فانه کالسیف المسلول یحسن منظره و یقبح آثاره: بر تو باد بر پرهیز از مصاحبت و همنشینی با افراد شرور، پس بهدرستی که همنشین بد مانند شمشیری برهنه است؛ ظاهرش زیباست و آثارش زشت و قبیح.»
آثار مخرب همنشین بد، هم در دنیا دامنگیر افراد میشود و هم به قدری مخرب و جبرانناپذیر است که آخرت ما را نیز تحتتأثیر قرار میدهد. خداوند متعال نیز در قرآن کریم میفرماید: در روز قیامت برخی با حسرت میگویند: «و یَا وَیْلَتَىٰ لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا:ای وای، کاش من فلانی را به دوستی نمیگرفتم!» (۲۸/ فرقان)
مسائل مربوطبه حج بهعلت اینکه بر همه واجب نیست و تنها برافرادی که شرایط آن را دارند و آنهم در تمام عمرشان تنها یک مرتبه واجب میشود، جزو مسائلی است که هر کسی به احکام آن عالم نیست، برخلاف مسائل مربوط به نماز که در روز چندین مرتبه انجام میشود. به این دلیل بود که یحییبناکثم این پرسش را انتخاب کرد و حضرت هم به عالیترین و کاملترین وجه پاسخ دادند و شنوندگان از این اشراف علمی حضرت آنهم در آن سن، متحیر شدند؛ و استاد سازگار چه زیبا گفت:
ای انس و جان، گدای تو یا حضرت جواد
شرمنده عطای تو یا حضرت جواد
زیباترین دعای سماواتیان بود
مدح و ثنای تو یا حضرت جواد
باید هزار زاده اکثم به وقت بحث
صورت نهند به پای تو یا حضرت جواد
در همین زمینه، توجه شما را به نقل حکایتی از همان دوران حضرت جلب میکنم که چگونه برای همگان، این عظمت علمی و مقام الهی امام، تجلی پیدا کرد.
روزی در مجلسی که در دربار مأمون (لعنتالله علیه) برپا بود و افرادی از شخصیتهای سیاسی و علمی و اجتماعی حضور داشتند، «یحییبناکثم» که از علمای درباری آن زمان حکومت بنیعباس بود، میخواست حضرت امامجواد (ع) را با پرسش یک مسئله آزمایش کند. به مأمون گفت: اجازه میدهید از محمدبنعلی مسئلهای بپرسم؟
مأمون گفت: از خود آن حضرت، کسب اجازه کن!
یحیی از حضرت جواد (ع) اجازه خواست؛ و حضرت اجازه دادند.
یحییبناکثم گفت: چه میفرمایی درباره این مسئله که شخصی مُحرم (کسی که در مکه لباس احرام پوشیده) باشد و صیدی را بکشد؟
حضرت جواد (ع) فرمودند:
۱. آن شخص در حل (خارج از محیط مکه) بوده است یا در حرم؟
۲. عالم به احکام بوده است یا جاهل؟
۳. عمدا این عمل را انجام داده است یا از روی خطا؟
۴. آزاد بوده است یا غلام (زرخرید)؟
۵. صغیر بوده است یا کبیر؟
۶. آن اولین صید او بوده است (که شکار کرده) یا بیشتر؟
۷. آن صید از پرندگان بوده است یا غیر از آنها؟
۸. آن صید کوچک بوده است یا بزرگ؟
۹. آن شخص مُحرم، بر این عمل اصرار دارد یا پشیمان شده است؟
۱۰. شب، این عمل را انجام داده است یا روز؟
۱۱. احرام عمره بوده است یا احرام حج؟
یحیی از شنیدن این فروع و مسائل متحیر شد. هوش از سرش رفت، علامت عجز از صورتش ظاهر شد، زبانش دچار لکنت شد و مقام علمی امام برای اهل مجلس، واضح و روشن شد و بعد حضرت پاسخ این سؤال را بهصورت کامل بیان کردند.