بحران و مشکل کمبود سالنهای اجرا به امروز تئاتر کشور مربوط نمیشود و معضل کمبود سالن اجرا از دیرباز بر فضای تئاتر کشور سایه افکنده است. متأسفانه اگر واقعبینانه به مسئله سالن در مشهد نظر افکنیم درمییابیم که نزدیک چند دهه در زمینه ساختوساز سالنهای مختص تئاتر سکوت شده است. حتی پروژه ساخت پردیس تئاتر مشهد در سال ۹۸ از سوی شهرداری که هنرمندان عرصه تئاتر به آن امید بسته بودند، متوقف شد و چیزی جز حرمان برای دلبستگان به آن نداشت. هرچند برخی، ایجاد تالارها و فرهنگسراها را گواهی بر فعال بودن این حوزه میدانند، اما حقیقت ایناست که بیشتر سالنها در فرهنگسراهای شهرداری، بضاعت کافی برای اجرای تئاتر را ندارند و بیشتر مکانهایی برای گردهمایی، جلسات ودر نهایت نمایش فیلم هستند.
ما با کمبود سالنهای تئاتر در سطح کشور، از آن جمله در مشهد روبهرو هستیم که همین امر سبب شده که در دهههای اخیر بحث خصوصیسازی تئاتر در کشور مطرح شود، مبحثی که از چالش برانگیزترین سیاستهای فرهنگی کشور تلقی میشود. چون در این سالها دولت بهطور سیستماتیک با عنوان «خوداتکایی تئاتر» از وظایف ذاتی حمایتی – مالیاش در قبال تئاتر کاسته است تا از گستره تئاتر خصوصی آن را جبران کند.
اگرچه پیرامون تئاتر خصوصی در سالهای اخیر بحثها و گفتوگوهای بسیاری صورت گرفته، اما هنوز وضعیت تئاتر خصوصی مبهم است و بهجز چند تماشاخانه، شاهد ساخت سالنهای مجهز با استانداردهای روز و پیشرو نبودیم و متأسفانه بهجای ساخت سالنهایی با استانداردهای معمول به سراغ زیرزمینها، خانههای قدیمی و ویلایی، انبارها و... رفتند و با تغییر کاربری آنها را به سالن خصوصی تبدیل کردند که اغلب فاقد تجهیزات لازم و استانداردهای معمول با ظرفیتهای محدود بودند و این امر باعث طرح این سؤال شد که آیا سالنهای خصوصی آنچنان که شایسته است به بهبود و ارتقای کیفی نمایش در سطح کشور کمک میکند یا بیشتر باعث سیطره سرمایه بر این هنر شده است؟!
آیا سالنهای خصوصی بنا بر اندیشههای تعالیبخش به هنر نمایش شکل میگیرد یا شرایط حاکم بر این سالنها بیشتر بر درآمدزایی استوار شده است؟! به گونهای که اجراهای متعدد در یک سالن در یک شب تأثیر مخربی بر نحوه طراحی و تولید نمایشها گذاشته و بهدلیل تحویل و آمادهسازی سالن برای اجرای بعدی، طراحی صحنه و شکل اجرایی محدود شده و حتی گروه فرصت رورانس پایان نمایش را ندارد.
نابراین، پدیده تئاتر خصوصی باعث شده مشهد صاحب چند سالن خصوصی از جمله «مایان» (شمایل)، «خورشید»، «تئاتر مستقل»، «اردیبهشت»، «کربن» (استاد صابری) و «آکتور» شود و بهدلیل وسعت اجرای عمومی بعد از تهران که بیشتر مدیون همین سالنهای خصوصی است، بهعنوان قطب تئاتر کشور شهرت پیدا کند. البته نباید از نقش مجموعه تئاترشهر مشهد و تماشاخانههای «اشراق» و «استاد نوری» به سادگی گذشت که متأسفانه سرنوشت تماشاخانه «اشراق» به دلیل بازسازی حوزه هنری و نیز تماشاخانههای «خورشید»، «اردیبهشت» و پردیس «تئاتر مستقل» بهدلیل شرایط اقتصادی و استیجاری بودن نتوانستند به حیات خود ادامه دهند. در حالیکه سالنهای مجهزی، چون «مایان»، «کربن» و «آکتور» با اجارههای بالا اگر نتوانند در بحران اقتصادی اکنون دوام بیاورند، ممکن است به سرنوشت پردیس تئاتر مستقل گرفتار شوند.
بنابراین، باید از این تماشاخانهها حمایت شود تا از تعطیلی آنها جلوگیری شود. نبود حمایت از امکانات بخش خصوصی میتواند بر کیفیت آثار نمایشی تأثیر بگذارد و آنها برای فروش بیشتر تن به اجراهای ضعیف بدهند. آنچه مشخص است با توجه به بحرانهای اقتصادی دیگر نباید منتظر ساخت سالنهای دولتی باشیم و حتی همین سالنهای موجود هم به بخش خصوصی واگذار میشود. بنابراین، چه بخواهیم و چه نخواهیم حیات هنری نمایش در آینده نزدیک در گرو همین تماشاخانههای خصوصی است و باید تلاشی شود تا به هر نحو ممکن شرایط ایدهآل برایشان مهیا شود.
در پایان باید گفت، تئاتر از هجمه شبیخون فرهنگی، از یورش کانالهای سطحی ماهوارهای آنقدر ضربه نخورده که از بیتوجهی برخی مسئولان درباره تعطیلی سالنهای خصوصی و واگذاری سالن دولتی آسیب دیده است و این یعنی بریدن شاخهای که خود بر آن نشستهایم.