سمانه رضوانی | شهرآرانیوز؛ وقتی صحبت از اهلبیت (ع) میشود، حرف برای گفتن بسیار است. آنها فقط بستگان نزدیک پیامبر (ص) نبودند، بلکه الگوهایی کامل برای زندگی بهتر بودند.
دعای «جامعه کبیره» به ما یاد میدهد که چگونه آنها را با صفات ویژهشان بشناسیم. در فرازهایی از این دعا، اهلبیت (ع) بهعنوان پیشوایان هدایت، چراغهای تاریکی، پرچمهای تقوا و پرهیزکاری، صاحبان خردهای عمیق و اندیشههای ناب معرفی شدهاند. این صفات یعنی آنها هم راه را بلد بودند، هم راه را به دیگران نشان میدادند و هم خودشان نمونه کامل انسانیت بودند.
«ذَوِی النُّهی» یعنی کسانی که خردهای محکم و کاملی دارند. ممکن است خیلی از ما خودمان را باهوش بدانیم، کتاب خوانده باشیم یا مدرک تحصیلی بالا داشته باشیم، اما «خرد ناب» چیز دیگری است. خرد درحقیقت پیامبر درونی انسانهاست. اهلبیت (ع) بالاترین درجه خرد را داشتند؛ هیچوقت احساساتی و عجولانه تصمیم نمیگرفتند.
همیشه بهترین و درستترین کار را در هر شرایطی تشخیص میدادند. امام حسن مجتبی (ع) با آن صلحنامه تاریخی خود، نشان داد که یک عقل بزرگ و فراتر از احساسات معمولی، چه تصمیم درستی میتواند بگیرد تا اصل دین حفظ شود یا در رفتار امامعلی (ع) میبینیم که هرگز زیر بار هوای نفس نرفتند و کارهایشان را برپایه عقلانیت و عدل انجام میدادند. این ویژگی یعنی آنها بهترین مشاوران ما در سختیهای زندگی هستند.
عبارت زیبای «مصابیحالدجی» یعنی چراغهایی در دل تاریکی. همه ما شب را تجربه کردهایم. شب، ترس دارد، نامعلومی دارد و آدم نمیداند چه چیزی پیشروست. اما همین که یک چراغ در آن تاریکی روشن شود، همهچیز فرق میکند. اهلبیت (ع) در زمان خودشان، درمیان سختترین مشکلات و ظلمها زندگی میکردند، اما هیچوقت ناامید نشدند و نور امید و حقیقت را زنده نگه داشتند؛ برای مثال، امامحسین (ع) در کربلا، با آن مصیبت بزرگ، چراغی شد که هنوز قرنهاست مسیر مبارزه با ظلم و ایستادگی برای حق را روشن نگه داشته است یا امامصادق (ع) در زمانی که بساط گمراهی پهن بود، با علم و دانش خود، تاریکی جهل را از بین برد. آنها نورند و هرکه به آنها تمسک کند، از ترس ناشناختهها و گمراهی در امان خواهد ماند.
پرچم، علامت بزرگی است که همه آن را میبینند. اهلبیت (ع) پرچمهای تقوا هستند؛ یعنی بزرگترین و بلندترین نشانه پرهیزکاری، در جان و رفتار این بزرگواران دیده میشود. تقوا یعنی «خودنگهداری» از کارهای زشت، یعنی مراقب باشی چیزی به خودت و دیگران آسیب نزند.
اهلبیت (ع) طوری زندگی میکردند که حتی دشمنانشان هم به درستی و درستکاری آنها اعتراف داشتند. آنها نزدیک گناه هم نمیشدند. دیدن زندگی آنها مثل این است که یک پرچم بزرگ و بلند را در بلندی یک کوه نصب کنیم. هرکه این پرچم را ببیند، میفهمد که باید بهسمت پاکی و درستی حرکت کند. آنها نهتنها خودشان متقی بودند، بلکه به دیگران نیز یاد میدادند که چگونه بنده خوبی برای خدا باشند.
نخستین صفتی که در این فراز از دعا برای اهلبیت (ع) میخوانیم، «پیشوایان هدایت» است؛ هدایت یعنی راهنمایی کردن. حالا تصور کنید در یک بیابان بینشان یا در یک شب تاریک، گرفتار شدهاید و کسی بیاید و دستتان را بگیرد و با چراغی در دست، شما را سالم به مقصد برساند.
اهلبیت (ع) دقیقا چنین نقشی در زندگی ما دارند. در دنیایی که بعضیوقتها خیلی چیزها آدم را گمراه میکند، مثل پول، قدرت یا مدهای زودگذر، اهلبیت (ع) به ما یاد میدهند که مسیر درست کدام است. پیروی از آنها یعنی اینکه ما از راههایی که به پشیمانی و ضرر ختم میشود، دور بمانیم. امامان معصوم (ع)، مثل یک نقشه راه دقیق و بیغلط هستند که خدا برای ما فرستاده است تا گم نشویم.
«أُولِی الحِجی» به کسانی میگویند که اندیشههای بسیار عمیق و بلندی دارند. اهلبیت (ع) فقط راهبردهای اخلاقی برای زندگی نداشتند، بلکه دریایی از علوم و دانش بودند؛ از علم تفسیر قرآن بگیرید تا علم پزشکی، سیاست، ریاضیات و.... آنها همیشه میگفتند درباره هر علمی، از ما بپرسید. آنها بودند که اسلام را از تحریف و خرافات، نجات و نشان دادند که دین، هماهنگ با عقل پیش میرود. پیروی از اهلبیت (ع) یعنی ما هم یاد بگیریم درست فکر کنیم، سؤال بپرسیم و همیشه بهدنبال عمق معنا باشیم، نهفقط ظاهر کلمات. آنها چاههای عمیق حکمت و دانشاند که هرکه به آنان نزدیک شود، سیراب میشود.