مهدیه فرهنجی - در کوچهپسکوچههای چهنو موقوفهای کوچک را مقابلتان میبینید که با وجود مساحت کمش، هنوز هم برای ساکنان محله صفا و صمیمیت گذشتهاش را دارد و با وجود گذشت نزدیک به دو دهه از فوت واقف، هنوز هم شبهای احیا چراغ این خانه روشن است و صدای «الغوث الغوث» از داخل خانه شنیده میشود. هنوز هم صدای روضههای ماهیانه و صدای قرآنخوانی از پنجرههای آن به بیرون میآید. همسایههای قدیمی، همانهایی که «بیبی جان» را میشناسند، اجازه ندادهاند چراغ این خانه خاموش بماند.
موقوفهای که مراسم روضهاش با وجود نبود صاحبخانه مانند گذشته برقرار است. واقف «حاجیه خانم سیدبتول حسینی خامنهای» وقتی نامش را میخوانید یا میشنوید شاید شما هم تصور کنید وی بهدلیل اینکه همشیره مقام معظم رهبری بوده است، ثروت زیادی داشته است،مثل خیلیهای دیگر... .
اما در نهایت متوجه شدند ظاهر و باطنش یکی است و ثروتی جز این خانه ندارد. آنطور که اهالی میگفتند او از دارایی دنیا فقط همین خانه کوچک را داشت که از پول زحمتکشی(بافندگی) و ارث پدریاش تهیه کرده و در اواخر عمرش برای اینکه باقیاتصالحاتی برجا بگذارد، آن را وقف کرده است. همسایهها «بیبی جان» صدایش میزدند و از خلق خوش او سخن میگویند.
خانم دهقان یکی از همسایههای قدیمیاش میگوید: بیبی جان زن آرامی بود. دوست داشت صدای قرآن در خانهاش قطع نشود و روضههای هفتهای و ماهیانه برگزار کند برای همین همیشه سفارش میکرد پس از مرگش هم این مراسم را در خانهاش برگزار کنیم. ما هم سعی میکنیم تا جایی که ممکن است این مراسم را در خانهاش برگزار کنیم. وی با اشاره به اینکه اکنون دو مستأجر در این موقوفه زندگی میکنند، توضیح میدهد: همسایه طبقه اول که از دوستان بیبی جان است اجازه داده تا طبق وصیتنامه مراسم روضهخوانی در خانه برگزار شود.
میرمرتضوی، مدیرعامل خیریه جاننثاران حضرت زهرا(س)، میگوید: حاج خانم بهواسطه همسایگانش با موقوفه ما آشنا شده بود و این بنا را وقف خیریه جاننثاران حضرت زهرا(س) کرد. بنای این موقوفه خیلی کوچک است پس از مدتی علاوهبر طبقه همکفی که داشت، یک طبقه دیگر هم ساختیم و اول بهعنوان پذیرایی زائران کمدرآمد یا زیارتاولیها استفاده میکردیم، پس از مدتی به دلیل کوچکبودن این فضا تصمیم گرفتیم بهعنوان مجتمع مسکونی یاس نبی شماره2 از آن استفاده شود. بدین صورت که در هر دو طبقه مستأجرانی زندگی میکنند که هزینه اندکی بابت اجاره پرداخت میکنند و هزینه آن خرج خیریه میشود.
بتول خامنهای به زبان دخترش: سال1301 در تبریز به دنیا آمده است. وی زنی خوشاخلاق، میهماننواز و میهماندوست بوده است. همیشه چهره خندانی داشت. فرزندانش کوچک بودند که همسرش فوت کرد و او مجبور بود 2دختر و 2پسرش را بهتنهایی بزرگ کند. او برای فرزندانش، هم پدر بود و هم مادر، سعی کرد کموکاستیای برایشان نگذارد که موفق هم شد. او در خانوادهای مذهبی بزرگ شده و همانطور که در آن سالها صدای قرآن و روضهخونی از خانه پدریشان شنیده میشد، اکنون هم نوای قرآن از خانه او به گوش میرسد.
مادرم خانمی مؤمن، متدین، بامحبت، بیریا، ساده، متین و خوشصحبت بود. او دوست داشت چیزی از خودش باقی بگذارد هر وقت میگفت ما هم میگفتیم هر کاری را که دوست داری انجام بده. این برایش باقیاتصالحات است.