به گزارش شهرآرانیوز، شنبه گذشته (دوم خرداد) مردی با مراجعه به مرکز انتظامی از پلیس برای یافتن پسر۱۱ساله اش کمک خواست. او به عوامل انتظامی گفت: پسرم از دیروز (جمعه گذشته) که به منزل مادربزرگش در منطقه قاسم آباد رفته بود دیگر به خانه بازنگشته و هیچ اطلاعی از او نداریم!...
درپی اعلام این گزارش بلافاصله پرونده گم شدن کودک مذکور به پلیس آگاهی مشهد ارسال شد و بدین ترتیب با دستور ویژه سرهنگ جوادبیگی (رئیس پلیس آگاهی) گروهی تخصصی ازافسران اداره جنایی به پیگیری موضوع پرداختند.
تحلیلهای کارشناسی که زیرنظرسرهنگ محمد باقر پهلوان (رئیس اداره جنایی) صورت گرفت ۲ فرضیه آدم ربایی یا جنایت احتمالی را درکانون تحقیقات پلیسی قرارداد.
به همین دلیل گروه جنایی کارآگاهان به سرپرستی سرهنگ ولی نجفی (رئیس دایره قتل عمدآگاهی) وارد عمل شدند و با بازبینی دوربینهای مداربسته و ترافیکی شهر به سرنخهایی رسیدند که نشان میداد «سید ایلیا» (کودک ۱۱ ساله) به همراه پسر جوانی ازیک مرکز بازیهای رایانهای بیرون آمده و به طرف میدان امام حسن (ع) حرکت کردهاند.

طولی نکشید که خط تلفن کودک مذکور ردیابی و مشخص شد سیگنالهایی ازتلفن وی درجاده نیشابور به طرف سبزوار وجود دارد؛ بنابراین خیلی زود با هماهنگیهای قضایی و انتظامی، مشخصات جوان حدود ۲۳ ساله در اختیار مراکز انتظامی سبزوار قرار گرفت و آنها در یک عملیات غافلگیرانه، اتوبوس حامل جوان مذکور را در اطراف سبزوار متوقف کردند وجوان یادشده را که «صادق-ک» نام دارد درون اتوبوس به دام انداختند.
با توجه به حساسیت و اهمیت موضوع، این جوان درهمان محل دستگیری و با هماهنگی کارآگاهان مشهد درحالی مورد بازجویی قرارگرفت که «سید ایلیا» همراه او نبود به همین خاطر فرضیه جنایت قوت بیشتری گرفت و لحظاتی بعد «صادق -ک» اعتراف کرد:کودک ۱۱ساله را فریب داده و او را با انگیزه تعرض به زمینهای خالی اطراف بزرگراه امام علی (ع) کشانده و با ضربات سنگ مجروح کرده است.
عقربههای ساعت دقایق اولیه بامداد سوم خرداد را نشان میداد که کارآگاهان پلیس آگاهی مشهد با موجی از اضطراب و نگرانی، به طرف محل اعلامی جوان ۲۳ساله حرکت کردند و با استفاده از نور گوشیهای تلفن و چراغ قوه به دنبال پیکر مجروح نوجوان گشتند، اما هرچه زمان میگذشت اضطراب کارآگاهان نیز بیشتر میشد و سراسیمگی آنان برای جستوجو در محیطهای اطراف افزایش مییافت. آنان چندین بار دیگر به صورت تلفنی با متهمی که در حفاظت و مراقبت کارآگاهان سبزوار بود و به سوی مشهد درحرکت بودند تماس گرفتند و او باز هم به همان محدوده قبلی اشاره میکرد و مدعی بود پیکر نیمه جان کودک را درون کال (رودخانهای با دیوارهای سنگی) انداخته است.
بالاخره بعد از جستوجوهای زیاد، آثاری ازخون تازه در کنار چند قلوه سنگ پیدا شد. ولی کارآگاهان که احتمال میدادند شاید نوجوان مجروح خود را با همان زخمهای خون آلود به داخل بوتههای روییده در زمینهای خاکی کشانده است، همچنان به تلاشهای خود ادامه دادند و در نهایت با احتمال این که امدادگران اورژانس به یاری «سید ایلیا» آمده باشند، با مرکز امدادی تماس گرفتند. پاسخ نیروهای امدادی نور امیدی را در دلهای کارآگاهان به وجود آورد.
هوا رو به گرگ ومیش میرفت که یکی از کارکنان مرکز فوریتهای پزشکی به سرهنگ نجفی (سرپرست کارآگاهان جنایی) گفت: کودکی را با همین مشخصات و به صورت مجهول الهویه در پی تماس یکی از کارتن خوابهای محلی درحالی به بیمارستان طالقانی انتقال دادهاند که وضعیت وخیمی داشت. با این پاسخ امیدوار کننده، بی درنگ کارآگاهان با مرکزدرمانی تماس گرفتند ولی این جا پایان تلاش و تحقیقات پلیسی بود و جمله «متاسفانه کودک براثر عوارض ناشی از اصابت جسم سخت به ناحیه سر جان خود را از دست داد»، چون آب سردی بود که روح و روان کارآگاهان را خراشید و آنان را برای لحظاتی در شوک فرو برد ...
در این شرایط بود که گروهی از کارآگاهان اداره جنایی آگاهی مشهد به سوی نیشابورحرکت کردند و متهم ۲۳ساله را از کارآگاهان پلیس آگاهی سبزوار تحویل گرفتند وحالا خورشید انوار غمگین خود را بر فراز آسمان رها کرده بود که یکی از کارآگاهان ماجرای جنایت فجیع را به قاضی ویژه قتل عمد مشهد اطلاع داد. دقایقی بعد قاضی دکتر صادق صفری در حالی برای بررسی موضوع به محل وقوع جنایت عزیمت کرد که «صادق-ک» نیز تحت الحفظ کارآگاهان به حاشیه بزرگراه هدایت شد. او خیلی زود مقام قضایی و کارآگاهان را به نقطهای از زمینهای خالی بین پل شهید ستاری و بولوار دانشجو برد که لنگ کفش و برخی لوازم دیگر «سید ایلیا» در محل جنایت رها شده بود.
منبع: خراسان