چطور ارزهای ملی در معاملات انرژی جایگزین پترودلار می‌شود؟

  • کد خبر: ۴۱۷۴۵۱
  • ۰۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۸
چطور ارزهای ملی در معاملات انرژی جایگزین پترودلار می‌شود؟
تغییرات راهبردی در سیاست‌های انرژی و تمایل قدرت‌ها به استفاده از ارز‌های ملی در معاملات نفتی، هژمونی دیرینه پترودلار را به چالش کشیده‌است.

به گزارش شهرآرانیوز، با تشدید ناامنی در خلیج فارس، چرخه‌ای که دهه‌ها نقدینگی نفتی را از خلیج به بازار‌های مالی جهان منتقل می‌کرد، زیر فشار قرار گرفته است؛ چرخه‌ای که حالا به‌جای تأمین مالی جهان، صرف حفاظت از زیرساخت‌ها، هزینه‌های امنیتی و مهار بحران شده و در حال پایان دادن به هژمونی پترودلار در نظام مالی جهان است.

ایبنا در گزارشی نوشت که پترودلار فقط یک اصطلاح مالی نیست؛ خلاصه‌ای است از یکی از مهم‌ترین سازکار‌های اقتصاد جهانی در نیم‌قرن گذشته. از دهه ۱۹۷۰، درآمد‌های نفتی کشور‌های صادرکننده انرژی در خلیج فارس به‌ویژه عربستان سعودی، امارات، قطر، کویت و تا حدی عراق، به‌طور گسترده در بانک‌ها، اوراق قرضه، سهام و دارایی‌های زیرساختی جهان سرمایه‌گذاری شد. این جریان، هم به اقتصاد‌های غربی نقدینگی تزریق می‌کرد و هم به دولت‌های خلیج فارس اجازه می‌داد مازاد درآمد نفتی خود را به ثروت بین‌المللی تبدیل کنند.

اما اکنون، ترکیب جنگ، ریسک ژئوپولیتیک، آسیب‌پذیری مسیر‌های کشتیرانی و تهدید زیرساخت‌های انرژی، این الگوی قدیمی را دگرگون کرده است. خلیج فارس همچنان برای جهان حیاتی است، اما نقش آن از «تأمین‌کننده سرمایه» به‌تدریج به «منطقه‌ای با هزینه امنیتی بالا» تغییر می‌کند. این تحول اگر ادامه یابد، تنها قیمت نفت را بالا نمی‌برد؛ بلکه بر بازار بدهی، سرمایه‌گذاری جهانی، هزینه تأمین مالی دولت‌ها و حتی جریان سرمایه به اقتصاد‌های نوظهور هم اثر می‌گذارد.

۱) خلیج فارس هنوز قلب بازار انرژی جهان است

داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) نشان می‌دهد تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است و در سال‌های اخیر به‌طور متوسط حدود ۲۰ درصد نفت مصرف‌شده جهان از این آبراه عبور کرده است؛ رقمی که معادل حدود ۱۷ تا ۲۱ میلیون بشکه در روز برآورد می‌شود. این فقط نفت خام نیست؛ بخشی مهم از گاز طبیعی مایع (LNG)، میعانات گازی و فرآورده‌های نفتی نیز از همین مسیر جابه‌جا می‌شود.

در میان صادرکنندگان منطقه، قطر جایگاهی ویژه دارد. این کشور یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان LNG در جهان است و توسعه میدان گازی شمالی/گنبد شمالی، محور راهبرد انرژی و درآمد ارزی آن محسوب می‌شود. هرگونه اختلال در زیرساخت‌های صادرات LNG قطر، نه فقط بودجه این کشور، بلکه بازار گاز آسیا و اروپا را نیز تحت فشار قرار می‌دهد. در گزارش‌های تحلیلی بازار انرژی، راس‌لافان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین هاب‌های صادراتی LNG جهان شناخته می‌شود.

از سوی دیگر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز در حفظ امنیت عرضه نفت و سرمایه‌گذاری خارجی نقش کلیدی دارند. این دو کشور، همراه با قطر و کویت، بخشی از مازاد درآمد نفتی خود را در صندوق‌های ثروت ملی و سرمایه‌گذاری خارجی انباشته کرده‌اند؛ صندوق‌هایی که در مجموع، طبق برآورد‌های عمومی، تریلیون‌ها دلار دارایی را مدیریت می‌کنند. همین ذخایر، در دهه‌های گذشته به تثبیت بازار‌های مالی جهانی کمک کرده است.

۲) پترودلار چگونه جهان را تغذیه می‌کرد؟

تا پیش از جنگ تحمیلی سوم علیه ایران، چرخه پترودلار بر یک منطق ساده، اما بسیار مؤثر استوار بود: کشور‌های نفت‌خیز خلیج فارس نفت و گاز می‌فروختند، دلار دریافت می‌کردند و بخش قابل‌توجهی از این دلار‌ها را دوباره به اقتصاد جهانی بازمی‌گرداندند؛ از طریق خرید اوراق خزانه آمریکا، سهام شرکت‌ها، املاک، بانک‌ها، پروژه‌های زیرساختی و صندوق‌های سرمایه‌گذاری.

این بازگشت سرمایه، چند اثر مهم داشت: تقاضا برای دارایی‌های دلاری را بالا نگه می‌داشت. نرخ تأمین مالی را برای دولت‌ها و شرکت‌ها کاهش می‌داد.

به ثبات بازار‌های سرمایه کمک می‌کرد؛ و این چرخه به اقتصاد‌های غربی، به‌ویژه آمریکا و اروپا، امکان می‌داد کسری بودجه خود را با هزینه کمتر تأمین کنند.

طبق داده‌های IMF و گزارش‌های صندوق‌های ثروت ملی، کشور‌های GCC به‌طور تاریخی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران خارجی در بازار‌های جهانی بوده‌اند. در بسیاری از سال‌ها، مازاد حساب جاری این کشور‌ها به ده‌ها و حتی صد‌ها میلیارد دلار می‌رسید و این مازاد، به‌جای ماندن در داخل منطقه، به دارایی‌های جهانی تبدیل می‌شد.

۳) جنگ و ناامنی، این چرخه را از درون می‌فرساید

با این حال تشدید تنش‌ها در منطقه باعث شد خلیج فارس از یک «تولیدکننده نقدینگی» به یک «مصرف‌کننده نقدینگی برای امنیت» نزدیک شود، تغییری که از چند مسیر رخ داد:

الف) افزایش هزینه‌های دفاعی و امنیتی: در شرایط بحران، دولت‌ها ناچارند منابع بیشتری را به پدافند هوایی، حفاظت از زیرساخت‌ها، امنیت دریایی، بیمه و مدیریت اضطراری اختصاص دهند. این هزینه‌ها مستقیماً از ظرفیت سرمایه‌گذاری خارجی کم می‌کند.

ب) کاهش تمایل به سرمایه‌گذاری برون‌مرزی: در فضای پرریسک، صندوق‌های ثروت ملی معمولاً محتاط‌تر می‌شوند. بخشی از دارایی‌ها ممکن است نقد شوند یا به ابزار‌های کم‌ریسک‌تر منتقل شوند. نتیجه این است که جریان ورودیِ سرمایه خلیج فارس به بازار‌های جهانی کند می‌شود.

ج) فشار بر صادرات انرژی: اگرچه ظرفیت صادراتی ممکن است کاملاً متوقف نشود، اما خطر حمله، اختلال یا انسداد مسیر‌های حمل‌ونقل به‌خودیِ خود یک «پریمیوم ریسک» به بازار اضافه می‌کند. این یعنی حتی در غیاب حمله مستقیم، هزینه انرژی بالا می‌ماند.

د) آسیب به زیرساخت‌های بلندمدت: تأسیسات گاز و نفت بسیار سرمایه‌بر و پیچیده‌اند. در صورت آسیب جدی، بازسازی آنها ممکن است سال‌ها طول بکشد. در صنعت LNG، اختلال در یک هاب بزرگ می‌تواند اثر زنجیره‌ای بر کل بازار جهانی بگذارد.

۴) تنگه هرمز؛ گلوگاه اقتصاد جهانی

اهمیت تنگه هرمز در این است که تنها یک مسیر محلی نیست، بلکه شاه‌راهی برای اقتصاد جهان است. عبور حدود یک‌پنجم جریان نفت جهان از این مسیر، یعنی هر نوع تهدید در هرمز، بلافاصله به قیمت‌های جهانی نفت و گاز منتقل می‌شود.

در چنین شرایطی بازار‌ها معمولاً سه واکنش نشان می‌دهند:

  • افزایش قیمت نفت خام
  • افزایش نرخ بیمه و حمل‌ونقل دریایی
  • افزایش انتظارات تورمی در جهان

بنا بر این این شوک‌ها فقط مصرف‌کنندگان را تحت فشار نمی‌گذارند؛ بلکه بانک‌های مرکزی را هم در موقعیتی دشوار قرار می‌دهند. زیرا افزایش قیمت انرژی معمولاً بخشی از تورم را بالا می‌برد، در حالی که رشد اقتصادی را کند می‌کند.

۵) اثرات فراتر از نفت: تجارت، کود شیمیایی و کالا‌های صنعتی

جنگ و ناامنی در خلیج فارس فقط انرژی را تهدید نمی‌کند. مسیر‌های تجاری این منطقه برای جابه‌جایی کالا‌های دیگری نیز اهمیت دارند؛ از جمله: کود‌های شیمیایی، گوگرد، هلیوم، مواد اولیه پتروشیمی و قطعات و کالا‌های صنعتی.

از آنجا که این کالا‌ها برای صنایع جهانی، کشاورزی و زنجیره تأمین حیاتی‌اند، اختلال در آنها می‌تواند از بخش انرژی فراتر برود و به قیمت مواد غذایی، تولید صنعتی و هزینه حمل‌ونقل نیز سرایت کند.

۶) بازار‌های مالی چه چیزی را از دست می‌دهند؟

بنا بر این آنچه در حال از دست رفتن است، فقط چند میلیارد دلار سرمایه‌گذاری نیست؛ بلکه یک الگوی تاریخیِ تأمین مالی است. اگر مازاد نفتی خلیج فارس کاهش یابد یا به‌جای خروج به جهان، صرف هزینه‌های داخلی شود، پیامد‌های زیر محتمل است:

  • کاهش تقاضا برای اوراق خزانه آمریکا
  • فشار بر بازار بدهی اروپا و بریتانیا
  • افزایش هزینه سرمایه برای شرکت‌های بین‌المللی
  • کاهش نقدینگی در بازار‌های جهانی
  • آسیب به پروژه‌های زیرساختی در کشور‌های در حال توسعه

در واقع، پترودلار فقط برای خلیج فارس اهمیت نداشت؛ برای کل نظام مالی جهانی یک منبع ثبات بود و از همین روست که کاهش آن، به‌ویژه در دوره‌ای که نرخ‌های بهره جهانی بالا مانده، می‌تواند به تشدید شکنندگی مالی منجر شود.

۷) این تحول چقدر پایدار است؟

پاسخ کوتاه این است: اگر ناامنی ادامه پیدا کند، این تحول می‌تواند ساختاری شود. البته نباید از یاد برد که درآمد‌های نفتی خلیج فارس همچنان بسیار بالاست و صندوق‌های ثروت ملی این کشور‌ها همچنان از بزرگ‌ترین بازیگران مالی جهان‌اند. اما تفاوت مهم اینجاست که جهت‌گیری سرمایه دیگر به همان سادگی گذشته نیست.

در دهه‌های گذشته، مازاد درآمد نفتی به‌صورت نسبتاً آزادانه به بازار‌های جهانی تزریق می‌شد. امروز، اما جنگ، ریسک و هزینه‌های امنیتی، این مسیر را کند کرده است. حتی اگر صادرات انرژی به‌طور کامل متوقف نشود، «ضریب اطمینان» آن کاهش یافته و همین برای تغییر رفتار سرمایه‌گذاران کافی است.

هر چند خلیج فارس هنوز از نظر انرژی و سرمایه، یکی از مهم‌ترین مناطق جهان است؛ اما نقش آن در حال تغییر است. اگر در گذشته این منطقه به‌عنوان موتور پترودلار، نقدینگی را به بازار‌های جهانی تزریق می‌کرد، امروز بیش از هر زمان دیگر مجبور است منابعش را صرف بقا، امنیت و محافظت از زیرساخت‌ها کند. این جابه‌جایی، پیامد‌های فراتر از منطقه دارد: قیمت انرژی را بالا می‌برد، تورم جهانی را تقویت می‌کند، بازار‌های بدهی را تحت فشار می‌گذارد و جریان سرمایه به جهان را تضعیف می‌کند.

به بیان ساده، جهان فقط با یک بحران نفتی روبه‌رو نیست؛ با تغییر الگوی تأمین مالی جهانی مواجه است. اگر این روند ادامه یابد، «پترودلار» نه‌فقط ضعیف‌تر، بلکه از یک محرک فعال به یک میراث تاریخی تبدیل خواهد شد.

منابع:

IMF – Regional Economic Outlook: Middle East and Central Asia

IMF – Sovereign Wealth Funds / Global Financial Stability

Bloomberg Economics / Bloomberg News

Kpler – Energy and shipping market analysis

Lloyd’s List – Shipping and insurance risk analysis

U.S. Energy Information Administration (EIA) – World Oil Transit Chokepoints

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.