فهرست نهایی تیم ملی فوتبال ایران برای جام جهانی ۲۰۲۶، نه یک نوید، که زنگ خطری است؛ زنگ خطری که از تداوم تراژدی محافظهکاری در فوتبال ما خبر میدهد. آماری هولناک، میانگین سنی نزدیک به ۳۰ سال را بر پیشانی پیرترین تیم تاریخ ایران در جامهای جهانی نقش زده است. نگاهی به لیست تیم ملی این سوال را در ذهن میاورد که آیا اصلاً جوانگرایی در قاموس کادر فنی تیم ملی جایی دارد؟
با ۱۴ بازیکن مشترک از لیست جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، مشخص است که تیم ملی ما نه تنها جوان نشده، بلکه استخوانبندیاش را بر پایه بازیکنانی بنا کرده که بهترین روزهای حرفهایشان را پشت سر گذاشتهاند. تداوم حضور نامهایی، چون احسان حاجصفی (که رکورد حضور در ۴ دوره جام جهانی را میشکند!)، علیرضا جهانبخش، و شجاع خلیلزاده (با ۳۷ سال سن!)، در حالی که استعدادهای درخشان دیگری در لیگ برتر چشم به راه فرصت هستند، گواهی است بر یک انتخاب ریسکگریزانه. گویی مربیان، بیش از آیندهنگری، در چنبره نامها و خاطرات گذشته اسیر شدهاند.
در اوج درخشش و نمایشهای امیدوارکننده در اردوهای تدارکاتی، خط خوردن دو بازیکن ۱۹ ساله، کسری طاهری و امیرحسین محمودی، ضربه مهلکی به پیکرِ امید بود. وقتی پدیدههایی با این سن و سال، با تمام تواناییها و پتانسیلشان، قربانی فلسفه «تجربه بر هر چیز ارجح است» میشوند، پیام ناامیدکنندهای به نسل بعد فوتبال ایران ارسال میشود؛ "اینجا جای شما نیست؛ شاید ۴ سال دیگر... " این نگاه کوتاهمدت و نتیجهگرا، نه تنها انگیزه جوانان را میسوزاند، بلکه تیم ملی را به موزهای از بازیکنان پا به سن گذاشته تبدیل میکند؛ موزهای که در سرعت بالای فوتبال روز دنیا، حرفی برای گفتن نخواهد داشت.
درحالیکه تمام دنیا با اتکا به استعدادهای زیر ۲۰ سال، ساختارهای تاکتیکی خود را متحول میکنند و ستارههای آیندهساز را به عرصه میآورند، تیم ملی ایران با عصایی چوبی و رویکردی سنتی، قدم در راهی خواهد گذاشت که آیندهای مبهم در انتظارش است. حضور ستارههایی مثل یامال، اولیسه، دوئه وکلکسیونی از ستارگان زیر ۲۰ سال در این جام جهانی بخوبی نشان میدهدکه هنوز هم تکیه ما به نسلی است که غیر از خودش کمتر کسی ان را بعنوان بهترین نسل فوتبالی میشناسد.
آیا وقت آن نرسیده که در فوتبال ایران، نگاهی عمیقتر و جسورانهتر به جوانان داشته باشیم و اجازه دهیم نسل جدید، با انگیزه و شور و حرارت جوانی، سکان هدایت تیم ملی را در دست بگیرد؟ آیا جام جهانی، ویترینی برای معرفی آینده فوتبال ایران است، یا صرفا سکوی پرتابی برای بازیکنانی که دوران اوجشان سپری شده؟
اگر این محافظهکاری افراطی، در زمین مسابقه به دیوار سرسخت رقبا برخورد کند، مسئولیت این ناکام استراتژیک، نه متوجه بازیکنان، بلکه مستقیماً بر دوش کادر فنی خواهد بود؛ آنهایی که شجاعت «نه» گفتن به گذشته و «آری» گفتن به آینده را نداشتند.