میراث سیادت

  • کد خبر: ۴۱۹۳
  • ۰۷ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۸:۰۲
میراث سیادت
پای صحبت‌های نسل دوم یکی از چاپخانه‌های قدیمی شهر

طوبی اردلان| علی قدسی در قسمتی از پژوهش سیصدصفحه‌ای اش درباره تاریخ صنعت چاپ در مشهد، چاپخانه سیادت را این‌طور توصیف می‌کند: «این چاپخانه در سال۴۶ با سرمایه ۵۰۰هزار ریالی آقای سیادت به‌علاوه یک وام اعتباری ۱۹۰هزار ریالی در دو درب مغازه وابسته به‌هم در بازار سنگ‌تراشان پاگرفته است. ماشین‌های چاپ و دیگر تجهیزات این چاپخانه همه‌وهمه تنها در ۶مترمربع کنار یکدیگر چیده شده‌اند. چاپخانه سیادت از همان بدو تاسیس به‌علت مشتری زیادی که داشته، هر سال سود قابل توجهی عاید صاحبش می‌کرده ولی اکنون در اثر رقابت شدیدی که بین چاپخانه‌ها به‌وجود آمده، کارش کمتر از سابق شده، با این همه رونقش پابرجاست. سیدمحمود سیادت سرقفلی مکان این چاپخانه را به 10هزار ریال گرفته و هرماه نیز ۶۰۰ریال مال‌الاجاره می‌دهد.» این سطر را که سال1350 در گفت‌وگو با سیدمحمود سیادت نوشته شده است، بگذارید کنار این توضیح که چاپخانه سیادت باوجود گرانی کاغذ در یکی‌دو سال اخیر و کمبود مواد اولیه چاپ، هنوز نفس می‌کشد و چرخش به‌همت پسران آقای سیادت در خیابان بهجت16 می‌چرخد.
در یک نیم‌روز شهریوری پای صحبت‌های پسران مرحوم سیدمحمود سیادت نشستیم تا از تاریخ پاگیری یکی از چاپخانه‌های قدیمی شهر بگویند.
آن‌طور که حاج‌سیدمجتبی سیادت، از روزگار رفته بر پدرش تعریف می‌کند، سیدمحمود سیادت، بنیان‌گذار این چاپخانه، در سال1319 در محله سرشور مشهد متولد می‌شود. دنیا از یک‌سالگی بر او سخت می‌گیرد و با مرگ پدر و مادرش، پسوند یتیمی در دنباله نامش می‌نشیند. در این میان سیدحسن موسویان، دایی سیدمحمود که موسس مدرسه علمیه موسی‌بن‌جعفر(ع) است، تنها پشت و پناه خواهرزاده‌اش برای ادامه زندگی می‌شود. تحصیل و کار توامان سرنوشت همه پسربچه‌های زمان اوست و سیدمحمود هم از این قاعده مستثنا نیست؛ برای همین تا چشم باز می‌کند، خودش را در چاپخانه‌ «خراسانِ» آن روزگار می‌بیند و رفاقت با کاغذ و سرب، چیزی است که تقدیر در نُه‌سالگی برایش رقم می‌زند.
چاپخانه سیادت یکی از چاپخانه‌های پربیاوبروی شهر بوده است. در وسط سالن یک دستگاه چاپ دستی قرار دارد که به‌گفته پسران آقای سیادت، اولین ماشین چاپ این چاپخانه بوده است: «مدام باید دسته این ماشین را که خیلی هم سنگین است، به‌سمت بالا و پایین بگردانی. پدرم اوایل کار، روزی 18ساعت با این دستگاه کار می‌کرد، آن‌قدر که اواخر عمر کتـفش درد می‌کرد.»
عـــلاوه‌بر قدیمی بودن، سیره و منش آقـای سیادت، یکی دیگر از دلایل موفقیت او در روزگار رونق چاپخانه‌ها در شهر بوده است. نخستین اعلامیه‌های انقلابی مشهد در این چاپخانه، چاپ و شبانه بر دیوارهای شهر چسبانده می‌شد. مرحوم سیادت خودش به‌دلیل دوستی نزدیکی که با آقای خامنه‌ای داشته، در روزگار گرم شدن تنور مبارزه با پهلوی دوم، پای ثابت محافل انقلابی بوده و خودش هم دستی در پخش اعلامیه‌هایی که چاپ می‌کرده، داشته است، آن‌قدر که چندین‌بار ساواک او را تهدید جانی می‌‌کند و به‌ناچار برای حفظ خانواده‌اش، چندسالی را به مدینه و اردن مهاجرت می‌کند. حاج‌محمود سیادت پس از پیروزی انقلاب به مشهد بازمی‌گردد و دوباره چرخ ماشین‌های چاپش را می‌گرداند. سیدمجتبی سیادت می‌گوید: «یادم هست شب که می‌شد، پدرم یک دسته روزنامه به من می‌داد و می‌گفت تمام شیشه‌ها را بپوشانم. بعد اعلامیه‌ها را در دستگاه چاپ می‌گذاشت و در دسته‌های پنجاه یا سی‌تایی بسته‌بندی می‌کردیم. خیلی از افراد ازجمله مقام معظم رهبری یا آقای اخلاقی، نیمه‌شب برای بردن اعلامیه‌ها می‌آمدند.»
از خاطره‌گویی که بگذریم، از پسر بزرگ مرحوم سیادت درباره احوالِ این روزهای چاپخانه‌داری می‌پرسیم. جواب کوتاه «خوب نیست»، سبب می‌شود تا نسل دوم سیادت از مشکلات تورم، گرانی کاغذ و کمبود مرکبی بگویند که گویا حتی آن‌ها را هم با این سابقه درازمدت کاری، راحت نگذاشته است: «خیلی از چاپخانه‌ها این سال‌ها تعطیل شده‌اند. ما هم که ادامه می‌دهیم، فشار زیادی را تحمل می‌کنیم. کمبود کاغذ و گرانی‌اش بیداد می‌کند. مرکب هم کم است. شاید باورتان نشود اگر بگویم قیمت‌ مواد اولیه برای چاپ در دو سال اخیر سیزده‌برابر شده است. متاسفانه نظارتی بر قیمت‌ها نیست. مشکلات اقتصادی جای زخم خودش را روی صورتِ کار‌وکسب ما هم گذاشته است. روزگاری بود که 100عروس و داماد در روز برای پسندیدن و سفارش کارت عروسی از این در وارد می‌شدند اما آمارشان حالا به 2نفر در روز کاهش پیدا کرده است.
روزگاری در چاپخانه اینجا برای یک مجلس عروسی، 15هزار کارت چاپ کردم اما حالا داماد می‌آید 20کارت عروسی سفارش می‌دهد که 10عددش را هم برمی‌گرداند؛ البته روزگار ما بازهم از خیلی از چاپخانه‌های شهر بهتر است، با این همه نمی‌توانیم کار را گسترش دهیم یا نیروی جدیدی بگیریم. نیروهایمان بسیار اندک هســتند و همین که بتوانیم این تعــداد را نگه‌داریم و دستگاه‌های چاپمان را روشن نگه داریم، خدا را شاکریم.»

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.